کشف عدد اول هفده میلیون رقمی
سرگروه تلاشگران

بزرگترین عدد اول جهان توسط یک ریاضیدان آمریکایی کشف شده که طول ارقام آن 17 میلیون و 425 هزار و 170 عدد است...
دانستنيها
*جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمیباشند.
*۸۰ درصد امواج مایکرو ویو تلفنهای همراه بوسیله سر جذب میگردد.
*قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند ۵ تا ۷ سانتی متر بلندتر میگردد.
*موز پر مصرف ترین میوه کشور امریکا میباشد.
*درتمام انسانهای کره زمین ۹۹٫۹ % شباهت ژنتیکی وجود دارد.
* قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد.
*ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال طول میکشد تا در طبیعت شروع به تجزیه شدن کنند.
*اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند.
*۹۰% سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است.
مهدي نوروز
دانستني ها
*اسبها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.
*کانگروها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند.
*قلب میگو در سر آن واقع است.
*گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری کند.
*دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند.
*تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون کور رنگ میباشند.
*عمر تمساح بیش از ۱۰۰ سال میباشد.
*موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند.
*مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یکسان میباشد.و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم های متفاوتی می یابند.
*فیلها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب و ۲۵۰ کیلو گرم یونجه مصرف کنند.
مهدي نوروز
صفویان
صفویان
دوره صفویه از مهمترین دوران تاریخی ایران به شمار میآید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شد، ولی هیچکدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدید آوردند.[۴]
صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نامآور شد.[۵] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریانهای بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگهای بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در غرب و با ازبکها در شرق کشور رخ داد که علت این جنگها جریانهای زمینی و دینی بود.[۶]
ایران در دوره صفوی در زمینه مسائل نظامی، فقه شیعه، و هنر (معماری، خوشنویسی، و نقاشی) پیشرفت شایانی نمود. از سرداران جنگی نامدار این دوره میتوان قرچقای خان، اللهوردی خان، و امامقلی خان را نام برد که هر سه از سرداران شاه عباس یکم بودند. از فقیهان و دانشمندان نامی در این دوره میرداماد، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصدرا، و علامه مجلسی نامور هستند. هنرمندان نامدار این دوره نیز رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، و آقامیرک هستند.[۷] ولی از دیدگاه ادبی، در دوره صفویه شاعر یا نویسنده بزرگی از ایران برنخاست و تنها در زمینه ادبیات شیعی و مرثیهسرایی آثاری درخور توجه پدید آمد.[۳]
صفویان همواره بزرگترین سد در برابر ترکان عثمانی بودند و اندیشهی بازپسگیری مرزهای هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان را داشتند. صفویان در جنگهای خود با عثمانیها همواره با نام ایران میجنگیدند. ترکان عثمانی تا پیش از بیرون رانده شدنشان به دست شاه عباس بزرگ، آذربایجان و قفقاز را به اشغال درآورده و از مردمان این سامان کشتار فراوانی کردند. صفویان فرهنگ، هنر، موسیقی، معماری ایرانی و ادبیات پارسی را گسترش میدادند و سرانجام شاه عباس پایتخت خود را به اصفهان جابجا کرد.[۸]
خاندان صفویان
از جنبههای ویژهٔ خاندان صفویه در دوران پس از اسلام ایران، رسیدن اصل و نسب و تبار آنها به صوفیان میباشد. این جنبهٔ تمایز پادشاهی صفویه سبب مقایسه آنها با پادشاهی پیش از اسلام ساسانی میشود، دودمانی که پایهگذاران آن از ردهٔ موبدان زرتشتی بودند و دین زرتشتی را به عنوان دین رسمی کشور اعلام کردند. همچنین این نکته باید گفته شود که نیاکان صوفی خاندان صفویه اصالتاً شیعه نبودند بلکه آنها پیرو گروه شافعی[۹] اهل سنت [۱۰][۱۱][۱۲] بودند. تغییر آیین گروه صوفیان خاندان صفوی به گروهی نظامی - سیاسی شیعهگرا در زمان نوهٔ شیخ صفیالدین اردبیلی، یعنی خواجه علی آغاز شد.[۹]
شاهان دودمان صفویه در زمان به شاهی رسیدنشان به زبان ترکی آذربایجانی سخن میگفتند (به جز شاه اسماعیل یکم که از بدو تولد دوزبانه بود و به هر دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی سخن میگفت و شعر میسرود.)[۱۳] اما نیاکان آنها در اصل ترکیبی از نژادهای کرد[۱۴] ٬ آذری[۱۵] ٬ گرجی[۱۶] و یونانی[۱۷] بودند. همچنین این شاهان ادعای سیادت نیز میکردند[۱۸] و اینکه از تبار پیامبر اسلام هستند ولی با این وجود بسیاری از پژوهشگران در مورد درست بودن این گفته شک دارند.[۱۹]
احسان یارشاطر در مورد زبان مادری صفویان مینویسند : "خاندان صفوی در اصل ایرانی زبان بودند- چنانچه از دوبیتیهای شیخ صفیالدین، نیای بزرگ آنها برمیآید - ترکیزه شدند و زبان ترکی را به عنوان زبان مادری خود پذیرفتند"[۲۰]
مهدي نوروز
مغول ها
2- طایفه قیات
3- قبایل اورلات و آرلاد وجلایر
4- قوم کرائیت
5- قبیله نایمان
6- ترکان اویغور
7-ترکان قرلق
8- ترکان قراختائی
در دائرةالمعارف اسلام درباره طوایف نه گانه اغوز، چنین آمده: ظاهراً قوم بزرگی که در سده ششم همه ٔقبایل ساکن چین تا دریای سیاه را به صورت امپراطوری واحدی از صحرانشینان درآورد، بدین نام خوانده شدهاست. در نوشتههای سده هشتم اورخون هم از این قوم به نام تغز اوغز (نُه اوغز) یاد شدهاست. بنابراین به نه قبیله اغوز، اویرات، آرلاد، جلایر، تاتار، قنقرات، قیات، کرائیت و مغول تقسیم میشدند. در آینده همه این مردمان را بنابر نامگذاری جزء بر کل، نخست تاتار و سپس مغول نامیدند. این قبایل باجگزار و فرمانبردار پادشاهان چین شمالی بودند.
استقلال از چین
اولین کس از این طایفه که توانست یوغ بندگی و فرمانبرداری را بشکند «یسوگای» (یسوگئی) پدر چنگیز رئیس طایفه قیات از قبایل مغول بود. وی نه تنها توانست عدهای از طوایف مغول را به اطاعت درآورد، بلکه بعضی از طایفههای تاتار را در مشرق نیز شکست داد و در جنگهای طایفههای کرائیت نیز شرکت کرد و پادشاه آن قوم را در برابر دشمنانش تقویت نمود و با او طرح اتحاد و برادری ریخت.
پسر بزرگتر یسوگای که «تموجین» نام داشت، یعنی «آهنین» پس از مرگ پدر جانشین وی شد و بزودی کلیه قبایل مغول و تاتار را تحت اطاعت درآورد و حتی بر قبایل مسیحی کرائیت نیز غلبه یافت و به «چنگیزخان» مشهور گردید. چنگیز در حدود ۶۰۰ه ق قبایل عیسوی «نایمان» را تحت فرمان خود درآورد و در سال ۶۰۳ه ق قوم «قرقیز» و پس از آن طایفههای «ایغور» را مجبور به اطاعت کرد.
حمله مغول سلطان محمد خوارزمشاه که پس از فتوحات آسیای مرکزی و برانداختن قراختائیان به فکر تسخیر ترکستان و چین افتاده بود، چون شنید که چنگیزخان سرزمینهای ایغور را به تصرف خویش درآورده و بر پکن پایتخت چین مسلط گردیده، بیمناک شد. او برای تحقیق نمایندگانی به ریاست سید اجل بهاءالدین رازی به نزد چنگیز فرستاد. چنگیز فرستادگان را به احترام پذیرفت و توسط آنان پیغام فرستاد که مایل است بین دو کشور باب تجارت باز باشد.
در سال ۶۱۵ه ق فرستاده چنگیز با سلطان محمد خوارزمشاه پیماننامهای بست و پس از عقد این قرارداد بود که چنگیز هدایایی برای سلطان محمد و بازرگانانی با اموال فراوان به طرف سرزمینهای اسلامی روانه ساخت. اینالجق معروف به غایرخان حاکم شهر اترار که از خویشاوندان مادری سلطان محمد خوارزمشاه بود به اموال آنان طمع بست و به بهانه اینکه جاسوس هستند تمام آنها را کشت و مالشان را تصرف کرد. فقط یک نفر از آنها از مهلکه گریخت و چنگیزخان را از ماجرا آگاه ساخت. پس از این واقعه چنگیز هیأتی به دربار خوارزمشاه فرستاد و تسلیم غایرخان و جبران خسارت را تقاضا کرد، ولی سلطان محمد آن فرستادگان را نیز کشت و با این عمل بیخردانه خود راه و بهانه حمله مغولها را به سوی سرزمینهای اسلامی هموار ساخت.
در اواخر سال ۶۱۶ه ق چنگیز خشمگین و کینهجو با تمام قوای خویش برای گرفتن انتقام به سرزمینهای خوارزمشاهی حملهور شد. او سپاه خود را چهار قسمت کرد:
- دستهٔ اول را به دو پسر خود جغتای و اکتای سپرد و آنان را مأمور فتح اترار کرد.
- دستهٔ دوم را به پسر دیگرش جوجی سپرد و مأمور فتح شهرهای کنار رود سیحون نمود.
- دستهٔ سوم را برای فتح خجند و بناکت روانه ساخت.
- دستهٔ چهارم را که قسمت اعظم سپاه بود خود برعهده گرفت.
و بدین ترتیب از هر طرف شهرهای خراسان را محاصره کرد و بیشتر آن را ویران ساخت و با خاک یکسان کرد.
سلطان محمد خوارزمشاه بدون هیچ مقاومتی در مقابل لشکر مغول از شهری به شهری دیگر میگریخت تا سرانجام در اواخر سال ۶۱۷ه ق به جزیره آبسکون رسید و همانجا در سیهروزی مرد. در سال ۶۱۸ ه ق چند ماه پس از مرگ او٬ گرگانج پایتخت معروف و قدیم خوارزم توسط مغول فتح شد و ساکنان آن کشته شدند. سپس یک یک شهرهای خراسان از پیهم سقوط کردند و مردم آن شهرها نیز قتل عام شدند. تنها کسی که در این گیرودار فکر مقاومت در سر داشت جلال الدین منکبرنی پسر سلطان محمد بود. او با سپاه اندکی که در اختیار داشت در بعضی نقاط لشکر مغول را شکست داد، ولی اختلاف شمار سپاهیان وی و حملات پی درپی مغول دیگر قدرت مقاومت را از وی سلب کرد و سرانجام در غرب ایران به دست یکی از کردها کشته شد. بدین ترتیب کشور ایران به دست قوم مغول تسخیر شد و چنگیز به قصد مراجعت به مغولستان به ماوراءالنهر رفت و در سال ۶۲۰ه ق با پسرانش در کنار رود سیحون مجلس مشاورهای ترتیب داد تا درباره اداره سرزمینهای تسخیر شده تصمیماتی بگیرند.
مهدي نوروز
عراق
تاريخ
سرزمين فعلي عراق كه ا ز3500 سال پس از ميلاد مسيح تدريجاً نژاد سامي را در خود پذيرا شد.در گذشتهاي دور محل تمركز يكي ازقديميترين تمدنهاي آسيا به شمار ميرفته است. سومريها در نواحي شمالي اين سرزمين مملكت آشور را بوجود آوردند. در سال 539 قبل از ميلاد بابل به تصرف كورش هخامنشي در آمد و از آن پس (به استثناي دوران مقدونيها) تا ظهور اسلام همواره تحت تسلط حكومت مركزي ايران بود. از سال642 ميلادي، اين سرزمين نيز جزء قلمروهاي اسلام قرار گرفت وحدود 130 سال بعد «بغداد» ساخته و مركز خلافت عباسي شد پس از آن در 1257 ميلادي به تسخيرهلاكوخان مغول، در 1535 ميلادي به تصرف امپراطوري عثماني و در1920 ميلادي تحت قيموميت امپراطوري بريتانيا در آمد. تا اينكه در 1932م (1311 ه . ش) عراق رسماً مستقل شد.
موقعيت
موقع نسبي و رياضي: كشور عراق بين 29 درجه تا 36درجه و 30 دقيقه عرض
شمالي و 38ْ درجهت48درجه طولهاي شرقي قرار گرفته است. اين كشور بدليل قرارگيري در كمربند بياباني وحاشيه مدار رأسالسرطان به عنوان گرمترين مدار نيمكره شمالي بجز در مناطق شمالي و شمال شرقي متوسط باران سالانه آن
به 100 تا 170 سانتيمتر ميرسد.
موقع عمومي: اين كشور در منطقه جنوب غربي آسيا و د رتقاطع سه قاره آسيا،
اروپا و افريقا قرار گرفته است. كشورهاي ايران در شرق، تركيه درشمال،سوريه
و اردن در غرب و عربستان سعودي و كويت درجنوب ، همسايگان عراق
را شامل ميشوند.طول كل مرزهاي عراق 3650كيلومتر است كه مرزمشترك آن
با ايران 1458 كيلومتر ، بااردن 181، باكويت 240، باعربستان 814 ، با سوريه 605
وباتركيه 352 كيلومتر است .
وسعت و شكل
وسعت كل كشور عراق 437.072 كيلومتر مربع بوده كه 432.162 كيلومتر
مربع آن خشكي و4.910 كيلومترمربع آن مساحت آبي ميباشد.طبق تقسيم
بندي كشورها از نظر وسعت، عراق جزءكشورهاي وسيع و جمع وجور شمرده
ميشود. شكل جغرافيايي عراق تقريباً شبيه مثلث مساويالاضلاعي است كه رأس
آن متوجه كشور اردن و قاعده بزرگ آن مرز ايران و عراق است ومنتهياليه
جنوب شرقي آن با فاصله باريكي به آبهاي خليج فارس مرتبط ميشود.
جغرافياي طبيعي
1- توپوگرا في: در اين خصوص ميتوان چهارمنطقه را از هم تفكيك نمود :
الف) منطقه كوهستاني شمال شرقي: كه اين منطقه كوهستاني از نظر وسعت بيش از 5 درصد خاكعراق رافراگرفته است كه در واقع دنباله ارتفاعات توروس در تركيه و زاگرس در ايرا ن است .
ب) جزيره: منطقه جزيره از كشور سوريه به داخل عراق مركزي گسترش يافته، دشتي بياباني است كه ارتفاع آن از 450 متر در شمال غربي تا 79 متر تا حوالي بغداد كاهش مييابد.
ج) منطقه جلگهاي شرق و جنوب شرقي: اين منطقه در غرب رشته كوههاي زاگرس قرار گرفته ورودهاي دجله و فرات در اين منطقه جريان دارند و درياچه هاي فصلي اين كشور اكثراً در اينمنطقه واقع شدهاند.
د) صحراي غرب و جنوب غربي: اين منطقه در غرب و جنوب غربي رودخانه فرات قرار گرفته است كه بيشتر اين منطقه را صحرا و بيابان فراگرفته و شيب آن از غرب به شرق است . به طور كل پايينترين نقطه در كشور عراق صفر است كه درآبهاي اين كشور (خليجفارس ) قرار داردو بالاترين نقطه آن به نام كوه حاجي ابراهيم با ارتفاع 3602 متر در اين منطقه جاي دارد .
2- اقليم : كشور عراق داراي آب و هواي گوناگون است و از اين نظر به سه بخش تقسيم ميشود:
الف) ناحيه شمالي: كه نواحي كوهستاني را در بر ميگيرد و داراي آب و هواي مديترانهاي است. اين منطقه داراي زمستانهاي سرد، طولاني و پر برف و تابستانهاي معتدل و گرم ميباشد بارش باران در اين منطقه نسبت به ساير مناطق عراق بيشتر بوده و ممكن است به 100 ميليمتر در سال برسد.
ب) ناحيه مركزي و جنوب غربي: از شما ل كشور به سمت جنوب بر گرمي هوا افزوده شده و در جنوبو جنوب غربي كشور تحت تأثير بادهاي گرم و خشك عربستان قرار گرفته و داراي تابستانهاي گرم وخشك و طولاني است. گرمترين ماههاي سال در عراق از ارديبهشت تا شهريور است. ميزان بارش در اين منطقه در كوهپايهها به 300 ميليمتر ميرسد و در جلگههاي جنوبي بيش از 120 تا 250 ميليمتر نيست.
ج) ناحيه جنوب شرقي: در اين ناحيه به خاطر وجود آب و هواي خليج فارس هواي گرم و مرطوبي حاكم است به طوريكه درجه حرارت به بيش از50درجه ميرسد. اين ناحيه داراي تابستانهاي گرم وزمستانهاي متعادل است. تقريباً 90 درصد بارش عراق بين ماههاي نوامبر و آوريل اتفاق ميافتد كه بيشترين بارش آن در ماههاي فصل زمستان از دسامبر تا مارس است.
3- هيدرولوژي : منابع آبي عراق به چهار دسته تقسيم ميشوند: رودخانه ـ درياچهها و هورها ـ سدها ـ آبهای ساحلي خليجفارس
الف) رودخانهها : دو رود دجله (به طول 1418 كيلومتر) و فرات (به طول 1200کيلومتر) دورودخانه مهم عراق است كه در سرتاسر اين كشور جريان مييابد و از اتصال اين دو رودخانه شطالعرب (اروند رود)كه طول آن از ناحيه القرنه تا خليج فارس به 185 كيلومتر ميرسد بوجود آمده است.
ب) درياچه ها و هورها: در خاك عراق درياچههايي وجود دارد كه مهمترين آنها درياچه حبانيه درجنوب ردماي است. از ساير درياچه عراق ميتوان از ابودبيس در جنوب درياچه حبانيه و در شمال غرب كربلا و درياچه ثرثار كه به عنوان وسيلهاي جهت جلوگيري از خطرات طغيان دجله و فرات استفاده ميشود نام برد. وسيعترين هورهاي عراق در منطقه به شكل مثلث بين سه شهر عصاره، ناصريه، و قرنه قرار گرفته كه به منطقه هورها معروف است . يكي از وسيعترين هورها درعراق هورالحمار است كه قسمت زيادي از آب رودخانه دجله به آن وارد ميشود.
ج ) سدها: سدهاي مهم عراق عبارتند از:
1ـ سد نجمه با ظرفيت 82/3 ميليارد متر مكعب
2 ـ سد دوكان باظرفيت 5/4ميليارد متر مكعب
3ـ سد دربنديخان باظرفيت 5/3 ميليارد متر مكعب
4 ـ سد سامره كه برروي رودخانه دجله زده شده است
5 ـ سد هنديهكه قديميترين سد عراق است و بر روي رودخانه فرات ساخته شده است.
6 ـ سد كوت كه بر روي رودخانة دجله ساخته شده است.
د) آبهاي ساحلي عراق در خليجفارس: كشور عراق از جنوب از طريق خليجفارس با آبهاي آزاد ارتباط دارد و تنها كشور حاشيهاي است كه كمترين ساحل را با آبهاي آزاد داراست.
پوشش گياهي
كشور عراق داراي پوشش گياهي استپي است، با توجه به اينكه اين سرزمين تحت تأثير آب وهواي مديترانهاي است گياهان مديترانهاي نيز در آن رويش دارند. در بخش كوهستاني شمال شرقي عراق از جمله در ارتفاعات بالاتر از 2000 متر، بوتههاي پراكنده ميرويد، درارتفاعات 700 تا2000 متري جنگلهاي بلوط روييده و در ارتفاعات پايينتر از 700 متر در فلاتها و مناطق نسبتاً هموار كشاورزي بصورت ديم و محصولات گندم، جو وكنجد ديده ميشود.در اطراف رودخانهها و نهرها نيز درختان خرما به تعداد زياد كاشته شده و در بخشهاي جنوبي بينالنهرين وجود آبگيرها و هورهاي دائمي باعث رويش نيزارهاي انبوهي شده است.
مهدي نوروز
حضرت یوسف (ع)
یک شب یوسف خواب عجیبی دید.
یعقوب که معنی خوابها را میدانست یوسف را در آغوش گرفت و به اوگفت: "پسرم این خواب نشان میدهد که تو در آینده به قدرت میرسی و همه به تو احترام میگذارند. منظور از آن یازده ستاره برادرانت هستند. و خورشید و ماه هم من و مادرت راحیل هستیم. خداوند تو را به پیامبری انتخاب خواهد کرد و آیندهی خوبی در انتظار توست. اما یادت باشد که خوابت را برای هیچ کس تعریف نکنی .
آنها به این نتیجه رسیده بودند که یوسف علت اصلی کم توجهی پدر به آنهاست و باید هر طور شده یوسف را از پدر دور کنند. تقریباً همهی برادران یوسف بر این عقیده بودند که او را بکشند یا به سرزمینی دور ببرند و او را همانجا رها کنند تا از گرسنگی و تشنگی هلاک شود.
اما یکی از برادران به نام روبین، با این کار مخالفت کرد و گفت: " من فکر بهتری دارم. اگر میخواهید او را از پدر دور کنید، او را در یک چاه بیندازید تا کاروانهایی که برای بردن آب میآیند او را ببینند و با خود ببرند." بعد از گفتگوهای زیاد بالاخره همگی نظر روبین را قبول کردند و قرار شد هر چه زودتر نقشه خود را اجرا کنند. غروب همان روز، وقتی از صحرا برگشتند، پیش یعقوب رفتند و گفتند: " پدرجان! مدتهاست که یوسف به گردش و تفریح نرفته است. بگذارید او فردا با ما به کوه و دشت بیاید و از تماشای طبیعت لذت ببرد."
برادران یوسف با این حرف حسادتشان بیشتر شد و با اینکه خیلی عصبانی شده بودند اما به روی خودشان نیاوردند و گفتند: " پدر جان! ما حالا جوانهای بزرگ و نیرومندی شده ایم و با تمام وجود از یوسف مراقبت میکنیم. ما نمیگذاریم هیچ اتفاقی برای او بیفتد."
آنقدر اصرار کردند تا بالاخره یعقوب راضی شد. برادران از اینکه توانسته بودند مرحله ی اول نقشه شان را اجرا کنند خیلی خوشحال شدند.
صبح روز بعد برادرهای یوسف پیش او رفتند و شروع به ناز و نوازش او کردند. آنها با چرب زبانی به یعقوب اطمینان دادند که کاملاً مواظب برادر کوچکشان هستند و بعد خدا حافظی کردند و به راه افتادند اما این محبت ظاهری خیلی زود به پایان رسید. برادران کینه توز وقتی کاملاً از خانه دور شدند، شروع کردند به آزار و اذیت یوسف. وقتی یکی از آنها یوسف را میزد، یوسف به دیگری پناه میبرد. اما دیگری هم به جای پناه دادن به یوسف او را مسخره میکرد و کتک میزد. برادران سنگدل، یوسف را کنار چاهی بردند، پیراهنش را به زور از تنش در آوردند و بعد او را داخل چاه انداختند.
آنها تصمیم گرفتند یوسف را با خود به مصر ببرند و به عنوان برده در بازار بفروشند برادران یوسف که از دور این ماجرا را میدیدند به سمت آنها دویدند و گفتند: " این نوجوان بردهی ما ست، ولی چون خوب کار نمیکند حاضریم او را به شما بفروشیم."
افراد کاروان قبول کردند و یوسف را به قیمتی ارزان خریدند. کاروان، به طرف مصر حرکت کرد و برادران یوسف که بسیار خوشحال شدند.
بعد برای اینکه حرفشان را ثابت کنند، پیراهن یوسف را که خودشان خون آلود کرده بودند، به یعقوب نشان دادند. پدر هوشیار و با تجربه همینکه چشمش به پیراهن خون آلود اما سالم یوسف افتاد، همه چیز را فهمید. چون اگر گرگ واقعاً یوسف را دریده بود، باید پیراهن از چند جا پاره میشد. اما آن پیراهن کوچکترین خراشی هم نداشت. برای همین رو به فرزندانش کرد و گفت: "شما دروغ میگویید. کینه و دشمنی شما باعث شد که یوسف را از من دور کنید."
یعقوب با وجود غم و غصه فراوان ناامید نشد و از خدا یاری خواست و گفت: " اگر چه دوری از یوسف برایم زجر آور است ولی امیدوارم روزی یوسف را دوباره سلامت ببینم!"
از آن سو کاروانی که یوسف را خریده بود وارد مصر شد و یوسف را به عزیز مصر فروخت. یوسف در خانهی عزیز مصر در آسایش و راحتی کامل بود. او خدا را شکر کرد و هیچوقت کاری بر خلاف دستور خداوند انجام نداد. بعدها او به مقام پیامبری رسید و یکی از فرمانروایان مصر شد. اما قدرت و ثروت، باعث نشد که او پدر و خانوادهاش را فراموش کند. مدتی بعد کشور مصر دچار خشکسالی شد برای همین مردم از نقاط دور و نزدیک به نزد یوسف میآمدند تا آذوقه بگیرند روزی برای حضرت یوسف خبر آوردند: یازده مرد که همه برادر هستند، آمدهاند تا از شما قدری گندم و غلات بگیرند. حضرت یوسف از نشانیهایی که به او دادند فهمید که آنها برادرانش هستند، اجازه داد تا وارد شوند. برادران که پس از چهل سال حضرت یوسف را میدیدند نشناختند. اما وقتی او را شناختند، از کرده خود پشیمان و شرمگین شدند، اما حضرت یوسف آنها را هم بخشید و از حال پدر پرسید. چندی نگذشت که آنها را با کاروانی از خوار و بار و یک پیراهن از خود به سوی پدر راهی کرد. یعقوب وقتی پیراهن حضرت یوسف را روی چشمهایش انداخت، بینا شد. به این ترتیب، یعقوب فهمید که صبر و بردباری بعد از چهل سال نتیجه داده است.
حضرت نوح(ع)
روزي ، روزگاري در گوشه اي از دنيا مردمي زندگي مي کردند که خدا را فراموش کرده بودند و بت پرستي مي کردند در آن زمان تنها يک نفر بود که خدا را از ياد نبرده بود و خدا را عبادت مي کرد . او نوح پيامبر بود . خدا به او فرمان داد که مردم را راهنمايي کند . نوح به ميان مردم رفت و به آنها گفت : من از طرف خدا دعوت شده ام که شما را به پرستش خداي يگانه هدايت نمايم . آدم هاي پر زور و پول دار که از بت پرستي مردم « کسب درآمد » داشتند ، دلشان نمي خواست که مردم خداپرست شوند . به همين دليل به مردم گفتند که نوح دروغ مي گويد . اما نوح دست بردار نبود . کم کم حرفهاي نوح در دل بعضي از مردم فقير اثر کرد و به او ايمان آوردند . برخي از مردم پيش نوح رفتند و گفتند : تو چطور پيامبري هستي که فقط آدم هاي فقير و بدبخت پيرو تو هستند ؟ نوح گفت : خوبي و بدي آدم ها به پول نيست . همه براي ما عزيز هستند اما آن مردم به حرفهاي او توجهي نداشتند و انگشت در گوشهايشان فرو مي کردند تا حرف او را نشنوند . تا اينکه روزي از روزها پيش او رفتند و گفتند : ديگر از دست تو خسته شده ايم . تو سالهاست ما را از عذاب خداي خودت مي ترساني . اگر راست مي گويي ، از خداي خود بخواه تا عذابش را براي بت پرستان بفرستد . نوح هم چون از دست آنها خسته شده بود ، دست به آسمان برد و از خدا خواست براي آنها عذاب بفرستد . خدا خواسته ي نوح را قبول کرد و از او خواست . تا کشتي خيلي بزرگ بسازد و منتظر فرمان خدا باشد . نوح شروع به ساختن کشتي کرد . هر روز بت پرستان او را مسخره مي کردند . اما نوح به حرف آنها توجهي نداشت ، وقتي کشتي آماده شد خدا به نوح فرمان داد : اي نوح به خانواده و يارانت بگو تا سوار بر کشتي شوند و از هر حيوان و پرنده يک جفت انتخاب کن و به کشتي ببر . ناگهان ابرهاي سياه آسمان را پر کرد ، همه سوار بر کشتي شدند ، اما يکي از پسران نوح نافرماني کرد و سوار نشد ، باران تندي شروع به باريدن کرد . در مدت کمي آب به بالا آمد و همه جا را گرفت ، بت پرستان و پسر نوح از کوه ها بالا رفتند تا آب به آنها نرسد اما آنقدر باران باريد که حتي کوهها هم زير آب رفتند و به اين ترتيب نوح و يارانش نجات يافتند و بت پرستان به همراه پسر نوح غرق شدند . بعد از چهل شبانه روز کشتي نوح در بالاي کوه « جودي » روي زمين قرار گرفت . نوح و همراهانش زندگي را از نو آغاز کردند و به کشت و زار و کشاورزي پرداختند.
مهدي نوروز
قارچ ها
قارچها دستهای جداگانه از یوکاریوتها را تشکیل میدهند و نه گیاه هستند و نه جانور. این دسته همگی دگرپرورده (هتروتروف یا دگرخوار) بوده و برای رشد و تکثیر به ترکیبات آلی برای دریافت انرژی و کربن نیاز دارند. قارچها هوازی یا ناهوازی اختیاری هستند. اکثر قارچها گندروی (ساپروتروف) بوده، در خاک و آب به سر میبرند و در این نواحی، بقایای گیاهی و جانوری را تجزیه میکنند. قارچها مانند باکتریها در تجزیهٔ مواد و گردش عناصر در طبیعت دخالت داشته، حائز اهمیتند. علم مطالعهٔ قارچها را قارچشناسی نامیده و علم مطالعهٔ قارچهای انگل برای انسان را قارچشناسی پزشکی گویند (این انگلها بیماریهای زیادی به وجود میآورند).
قارچها تأثیرهای زیاد و متفاوتی در طبیعت دارند. گونهای از قارچها با تخمیر انگور آن را تبدیل به شراب میکند. گونهای دیگر انگورها را بر روی تاک میکُشد. گونهای دیگر باعث سیاه شدن رنگ کاشیهای حمام میشود و گونههای دیگر قارچ، باعث ایجاد یا درمان بیماری میشوند یا باعث پوسیدگی چوب یا رویش دوبارهٔ ریشهٔ گیاه میشوند. قارچها بر خلاف گیاهان نمیتوانند خوراک خود را تولید کنند؛ بنابر این برای ادامهٔ زندگی ناچارند مصرف کننده باشند (هتروتروف).
نام
قارچ در فارسی به صورت کارز نیز آمده است. نام دیگر آن سماروغ بودهاست. مردم عادی به آن «کلاه دیوان» و «چتر مار» هم میگویند.
دستهبندي
سلسلهٔ قارچها به دو شاخهٔ قارچهای کاذب و قارچهای حقیقی تقسیم بندی میشوند. قارچهای حقیقی خود به پنج زیر شاخه تقسیم میشوند که عبارتند از: ماستیگومایکوتا، زیگومایکوتا، آسکومایکوتا، بازیدیومایکوتا و دئوترومایست.
بعضی از قارچها با تثبیت نیتروژن به گیاهان کمک میکنند و بعضی دیگر به خاطر داشتن این ویژگی با گیاهان به طور همزیست زندگی میکنند.
کپک عنوانی کلیاست که به همهٔ گونههای قارچهای ذرهبینی که به صورت رشتههای چندسلولی رشد میکنند اطلاق میشود.
قارچها انواع خوراکی نیز دارند که زیرشاخه بازیدیومایکوتا و از نوع قارچ چتری هستند. قارچهای خوراکی از لحاظ نوع تغذیهشان به دو دستهٔ: تجزیهکنندههای اولیه و تجزیهکنندههای ثانویه تقسیم میشوند: تجزیهکنندههای اولیه به دستهای از قارچها اطلاق میگردد که توانایی تجزیهٔ سلولز و بقایای مردهٔ گیاهی را دارند؛ اما تجزیهکنندههای ثانویه برای رشد و تغذیه به محیطی احتیاج دارند که قبلا توسط ریزسازوارهها (میکروبها) تجزیه شده باشند. طبق طبقهبندی فوق قارچهای Agaricus SPP. و Volvariella SPP. در دستهٔ قارچهای تجزیه کنندهٔ ثانویه و Polurotus SPP. و (Shitake)Lentinus SPP. در دسته قارچهای تجزیه کنندهٔ اولیه قرار میگیرند. قارچهای سمی متعددی نیز در طبیعت رویش دارند. تغذیه از این قارچها منجر به بروز علایم متعدد روانی و جسمی تا مرگ میگردد.[۳]
بیماریهای قارچی
قارچها (به خصوص مخمرها) موجب برخی بیماریها در انسان مانند کچلی مو و ناخن، کریپتوکوکوزیس و کاندیدیازیس میشوند.
مهدي نوروز
جلبك ها
مقدمه
جلبک های موجودات سادهای هستند که دارای کلروفیل میباشند و از خصوصیات مهم آنها نداشتن ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار سادهای تال میگویند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند. ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکهای یاختههای محافظ وجود ندارد و ثالثا جنین در جلبکها دیده نمیشود. به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، شکل کلروپلاست ، انواع مواد ذخیرهای یاخته را در نظر میگیرند و آنها را به هشت شاخه تقسیم میکنند.
ویژگیهای جلبکهای سبز
جلبکهای سبز به رنگ سبز علفی هستند و مانند گیاهان عالی در کلروپلاست خود دارای رنگیزههایی مانند کلورفیل a و ، گزانتوفیل و کاروتن هستند. همچنین در داخل کلروپلاست اغلب آنها اجسام کروی شکل و از جنس پروتئین به نام پیرنوئید وجود دارد که محل ذخیره غذایی نشاسته است.
بعضی از جلبکهای سبز تک یاختهای و برخی کلونی متحرک هستند و حرکت آنها توسط 2 یا 4 تاژک انجام میگیرد. شکل کلروپلاست در جلبکهای سبز سهم عمدهای در شناسایی جلبکهای مختلف آن دارد. کلروپلاست ممکن است فنجانی شکل ، زین اسبی ، مارپیچ ، ستارهای ، مشبک و بشقابی باشد.
زیستگاه جلبکهای سبز
اغلب جلبکهای سبز آبزی هستند در آبهای شور و شیرین به صورت غوطهور (فیتوپلانکتون) و یا متصل زیست میکنند. جلبکهای سبز ، در خاک نیز جمعیت زیادی را تشکیل میدهند. حتی تعدادی از جلبکهای سبز به عنوان انگل دیگر موجودات شناخته شدهاند که مهمترین آنها سفالئوروس است که انگل گیاهانی از قبیل چای ، قهوه و مرکبات به شمار میرود.
انواع تال در جلبکهای سبز
ساختار و اندازه تال در جلبکهای سبز برخلاف جلبکهای سبز- آبی بسیار متنوع است. تال ممکن است از نوع ابتدایی و تک یاختهای و به اندازه چند میکرون باشد. در بعضی از جلبکهای سبز طول تال حداکثر به یک متر میرسد. همچنین تال تک یاخته ممکن است مانند جلبک کلامیدوموناس متحرک و دارای تاژک و یا مثل جلبک کلرلا تک یاختهای غیر متحرک و فاقد تاژک باشد. انواع دیگر تال در جلبکهای سبز عبارتند از: کلونی متحرک و غیر متحرک ، ریسهای ساده ، ریسهای منشعب و نیز سیفونی و پارانشیمی.
تولید مثل در جلبکهای سبز
برخلاف جلبکهای سبز- آبی که فقط تولید مثل رویش دارند، جلبکهای سبز دارای هر تولید مثل رویشی و جنسی هستند از انواع تولید مثل رویشی ، تقسیم دوتایی یاخته ، قطعه قطعه شدن و تشکیل اکنیت بسیار متداول است. همچنین انواع مختلف تولید مثل جنسی مثل ایزوگامی ، آنیزوگامی و اوئوگامی در جلبکهای سبز دیده میشود.
نمونه هایی از جلبکهای سبز
کلامیدوناموس
جلبک تک یاخته و متحرکی است که در آبهای شیرین مثل آبگیر ، حوض ، استخر و دریاچه زندگی میکند. تال هنگام مشاهده با میکروسکوپ ، تخم مرغی شکل ، دارای دو تاژک در ناحیه سر ، یک کلروپلاست فنجانی شکل که حاوی پیرنوئید و لکه چشمی میباشد. کلامیدوموناس را میتوان منشا جلبکهای سبز دانست. از اجتماع آنها کلونیهای مختلف بوجود میآیند. از تقسیمات یاخته کلامیدوناموس و جلبک ریسهای ساده یا اولوتریکس حاصل میشود.
اولوتریکس
از جلبکهای سبز یا تال ریسهای ساده است که معمولا در آبهای شیرین متصل به سنگها و اجسام جامد درون آب یافت میشود. یاختههای ریسه ، چهار گوش بوده و در یک ردیف قرار گرفتهاند. یاخته راسی یا انتهایی گنبدی شکل است. یاخته پایه بیرنگ و فاقد کلروپلاست. کلروپلاست به شکل زین اسب است و در داخل کلروپلاست اجسام کروی شکل یا پیرنوئید قابل رویتاند.
تولید مثل بیشتر در اثر قطعه قطعه شدن ریسه توسط جریان آب و یا عوامل خارجی صورت میگیرد. انواع هاگها ، از جمله زوئوسپور و آپلانوسپور بوجود میآید. منشا اولوتریکس را جلبک تک یاختهای کلامیدوناموس میدانند تولید مثل جنسی درپایان فصل رشد و هنگام نامساعد شدن شرایط محیطی صورت میگیرد. تولید مثل جنسی به صورت ایزوگامی و چرخه زندگی در جلبک اولوتریکس از نوع هاپلانتیک است.
اولوا
جلبکی دریایی است که بر روی سنگها و صخرههای ساحل میروید و به کاهوی دریایی نیز معروف است. جلبک اولوا به دو صورت گامتوفیت و اسپوروفیت وجود دارد. هر دو تال از نظر شکل ظاهری و اندازه بسیار به هم شبیهاند و تنها تفاوت آنها در تعداد کروموزومها است. این دو گیاه (گامتوفیت و اسپوروفیت) در طول زندگی خود بطور متناوب تکرار میشوند. به همین علت چرخه زندگی اولوا را تناوب نسلهای مشابه میگویند.
کلادوفورا
از جلبکهای واجد تال ریسهای منشعب است که در آبهای جاری به فراوانی دیده میشود. سلولهای تشکیل دهنده ریسه دراز و استوانهای شکل و دارای کلروپلاست مشبک همراه با تعداد زیادی پیرنوئید هستند. هر یاخته دارای تعدادی هسته است تولید مثل از طریق قطعه قطعه شدن ریسه و تولید اکینت و توسط زوئوسپوراست. تولید مثل جنسی ایزوگامی است و چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک همراه با تناوب نسلهای مشابه است.
ادوگونیوم
از جلبکهای آب شیرین است و به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم (آنتریدی) و اوئوگونیوم (اوئوگون) از دیگر جلبکهای ریسهای کاملا متمایز است.
اسپیروژیر
از انواع جلبکهای سبز ریسهای است که در طبیعت به فراوانی وجود دارد و شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت میگیرد. و نوع تولید مثل جنسی آن از نوع الحاقی یا همیوغی است از ویژگیهای مهم این جلبک نداشتن یاختههای متحرک ، اعم از زئوسپور و گامت است.
جلبک قرمز
مقدمه
جلبکها جزء سادهترین موجودات واجد کلروفیل بشمار میآیند. برخلاف گیاهان عالی ، ساختار رویشی جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار ابتدایی تال میگویند. مانند گیاهان در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاختههای محافظ وجود ندارد و جنین نیز در جلبکها دیده نمیشود. با آنکه گفته میشود جلبکها موجودات بسیار سادهای هستند ولی این تعریف در مورد تمام آنها عمومیت ندارد.
در بعضی از موارد این موجودات نه تنها ساده نیستند بلکه از بسیاری از جهات پیشرفته ، تکامل یافته و دارای ساختار رویشی و زایشی بسیار پیچیدهای هستند. تعاریفی ، از جمله نداشتن یاختههای نازا و جنین ، درباره همه آنها صادق نیست. جلبکها را به زبان لاتین آلگی یا آلجی ، به معنی علف دریایی میگویند. علمی که به مطالعه و بررسی جلبکها میپردازد، به نام جلبک شناسی نامیده میشود.
رده بندی جلبکها
ویژگی بارزی که در جلبکها بیشتر نظر انسان را جلبک میکند رنگهای گوناگون آنهاست.در گذشته ، با استفاده از این ویژگی ، جلبکها را به چهار رده جلبکهای سبز-آبی ، سبز ، قهوهای و قرمز تقسیم می کردند. در رده بندی جلبکها ، غیر از مطالعه انواع رنگیزهها در کلروپلاست که یکی از بارزترین ویژگیهای آنهاست از ویژگیهای دیگری نظیر ساختار تال ، ساختار شیمیایی دیواره یاختهای ، تعداد ونوع ومحل قرار گرفتن تاژک ، نوع مواد غذایی ذخیره در یاخته ، ساختار یاخته استفاده میشود. جلبکها را به 8 شاخه تقسیم میکنند: جلبکهای سبز-آبی یا سیانوفیتا ، جلبکهای سبز یا کلروفیتا ، اوگلنوفیتا ، کاروفیتا ، کریسوفیتا ، جلبکهای قهوه ای فئوفیتا ، جلبکهای قرمز یا رودوفیتا و دینوفیتا.
ویژگیهای جلبکهای قرمز
جلبکهای قرمز جزء زیباترین علفهای دریایی به شمار میآیند. تال آنها ، غیر از رنگ قرمز به انواع رنگها از جمله قرمز مایل به قهوهای ، ارغوانی ، صورتی ، سبز زیتونی، سبز-آبی و بنفش دیده میشود. رنگهای گوناگون تال به علت وجود رنگیزههای موجود در کلروپلاستهای آنهاست. این رنگیزهها شامل کلروفیل a و d ، کاروتن ، گزانتوفیل و دو نوع رنگیزه بیلی پروتئین به نامهای فیکواریترین و فیکوسیانین است. رنگیزه فیکواریترین ، قرمز رنگ و رنگیزه فیکوسیانین به رنگ سبز- آبی است.
زیستگاه جلبکهای قرمز
از انواع جلبهای قرمز در حدود 4000 گونه شناخته شده است که از میان آنها فقط چند گونه در آبهای شیرین و خاک و بقیه در آبهای شور دریاها و اقیانوسها زیست میکنند. اغلب جلبکهای قرمز در اعماق آبهای شور و دور از ساحل یافت میشوند. عمق آبها در پراکندگی و جمعیت جلبکها اثر مستقیم دارد. هر چه عمق آب بیشتر باشد از مقدار نور خورشید که میتواند به داخل آب نفوذ کند کاسته میگردد. مثلا در عمق 10 متری آب ، فقط 10% از نور سبز و آبی و 1% نور قرمز میتواند توسط گیاه جذب شود.
در نتیجه نورهایی از قبیل نور قرمز ، نارنجی ، زرد و سبز که قدرت نفوذ کمتری دارند نمیتوانند به عمق بیش از ده متر برسند و فقط نورهای آبی و بنفش هستند که میتوانند به اعماق آب نفوذ کنند. گیاهانی که فقط دارای کلروفیل هستند و رنگیزه سبز دارند توانایی جذب این نورها را ندارند و در نتیجه در عمق زیاد قادر به رشد نیستند.
تنها جلبکهای قرمز که دارای رنگیزههای فیکوسیانین و فیکواریترین هستند قادر به جذب نور آبی و بنفش میباشند. گاهی نیز در عمق بیش از صد متر هم دیده میشوند. این رنگیزه ها پس از جذب نور آن را به کلروفیل منتقل میکنند و با این عمل انرژی لازم برای فتوسنتز تامین میگردد. تعدادی از جلبکهای قرمز به سنگها ، اجسام و جلبکهای دیگر موجود در آب متصل میشوند.
تال در جلبکهای قرمز
تال اغلب جلبکهای قرمز به صورت ریسهای یا پارانشیمی است. جلبکهای قرمز دارای تال کوچک و ظریف هستند و اندازه تال حداکثر ممکن است به یک متر برسد.
تولید مثل در جلبکهای قرمز
آنچه بیشتر در جلبکمهای قرمز جلب نظر میکند. نوع تولید مثل جنسی آنهاست که بسیار اختصاصی است. اندام جنسی نر به نام اسپرماتانژیا نامیده میشود که یاختههای منفرد و غیر متحرک به نام اسپرماتیا تولید میکند و اندام ماده به شکل بطری است که از یک بخش حجیم و یک بخش انتهایی دراز و باریک تشکیل شده است. اندام ماده را کارپوگونیوم مینامند. برای انجام عمل لقاح ، یاخته نر ابتدا به قسمت باریک و دراز (لوله مانند) اندام ماده متصل شده و پس نفوذ در آن از درون لوله عبور کرده و با هسته موجود در اندام ماده ترکیب میشود.
مهدي نوروز
باكتري ها
انواع فوران
انواع فوران
1-نوع هاوایی:
این نوع آتشفشان به شکل گنبدی می باشد و بیشتر مخروط آن از گدازه رقیق با ضخامت زیاد و گسترش کم است. ارتفاع این نوع آتشفشان نسبتا کم است. از دهانه آن اغلب گدازه های بازیک با سیالیت بالا و مواد پرتابی کم، بیرون می ریزد.
به علت وجود میزان کم گاز در گدازه این نوع آتشفشان، فوران جریانی در آن دیده می شود.ماگمایی که به سطح می رسد، معمولا به صورت فواره یا چشمه های گدازه ای خارج می شود. این نوع آتشفشان در جزایر هاوایی به تعداد زیاد یافت می شود. در جزیره ایسلند نیز از این نوع آتشفشان یافت می شود.
2- نوع استرومبولی:
در آتشفشان های نوع استرومبولی ماگمای نسبتا رقیق با ترکیب بازیک و مواد پرتابی کم تا زیاد می باشد که مواد پرتابی به صورت ریتمی از اسکوری های ملتهب، لاپیلی و بمب می باشد. عمده فعالیت این نوع آتشفشان در ساحل غربی ایتالیا دیده شده است. فعالیت های آرام استرومبولی از دهانه های باز صورت می گیرد و گدازه های نسبتا سیال در افق های بالایی مجرای آتشفشان وجود دارند.
به علت گرانروی بالای ماگما، خروج گاز زیادتر از انواع ماگماهای سیال نوع هاوایی صورت می گیرد.
فوران های طولانی مدت استرومبولی می تواند مخروطهای مختلط را تشکیل دهد، در حالی که فوران های کوتاه مدت معمولا مخروط های اسکوری دار را تشکیل می دهند. خاکستر در این نوع آتشفشان کم بوده و به هنگام انفجار تولید ابرهای سبک وزنی را می کند.شیب مخروط این نوع آتشفشان از شیب آتشفشان نوع هاوایی خیلی بیشتر است.
3- نوع وولکانو:
در نوع وولکانو، گدازه های خمیری شکل، دهانه آتشفشان را مسدود می کند و مانع خروج گازها و بخارات می شود. پس از آن که فشار گازها و بخارات بر اثر تراکم زیاد شد، انفجارات شدید تولید می کند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب می شوند و تولید ابرهای ضخیم و وسیعی از خاکستر را می کنند. این ذرات خاکستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ریخته شده و تولید مخروطی از خاکستر می کند. این نوع مخروط آتشفشانی اغلب دارای دو شیب است که یکی به طرف دهانه و دیگری به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خیلی کم و نسبتا محدود است.
یک کوه آتشفشان ممکن است مدتی به شکل یک نوع و مدتی دیگر به شکل نوعی دیگر آتشفشانی می کند. چنان که آتشفشانی کوه وزوو و اتنا. گاهی از نوع استرومبولی و زمانی از نوع وولکانو می باشد.
4- نوع پله:
در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. ابرهای سوزان در این نوع آتشفشان تقریبا شبیه نوع وولکانو می باشند ولی شدت خروج آنها از دهانه زیادتر است. به علاوه، حرکت آنها موازی با سطح زمین و گاهی مایل با آن است، در حالی که در نوع وولکانو این حرکت به صورت قائم می باشد.
در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابی که خیلی غلیظ و خمیری شکل هستند با فشار زیاد از دهانه خارج می شوند و به شکل سوزنی در دهانه کوه منجمد می شوند که به این مواد منجمد شده در دهانه کوه، سوزن پله می گویند.
5- نوع کومولوولکان یا کوپول:
مخروط این نوع آتشفشان به شکل گنبد است که به یک طرف بیشتر متمایل است. این نوع آتشفشان در شرایطی تقریبا مشابه نوع پله ایجاد می شود. قطعات بزرگی از سنگ، که از دهانه این نوع آتشفشان خارج می شود، ممکن است دارای سطوح صیقلی یا مخطط باشند
مشخصات آتشفشان
آتشفشانها دستگاههای طبیعی خروج مواد مذاب یا گاز و یا جامدی هستند که از درون زمین به خارج رانده میشوند. این مواد در سطح زمین پخش گردیده ، برجستگیهای خاصی متناسب با غلظت گدازههای خود تولید مینمایند. فعالیت آتشفشانها همیشگی نیست، بلکه منقطع و متناسب است. مثلا آتشفشان دماوند چندین مرحله فوران و آرامش را داشته است. آتشفشانهای امروزی هم خاموش و گاهی فعالند.
شدت انفجار
آتشفشانها از نظر وجود یا عدم وجود انفجار و نیز شدت انفجار اقسام مختلفی دارند که در زیر به انواع آنها اشاره میکنیم.
• بدون انفجار : در این حالت قسمتی از پوسته جامد زمین شکافته شده و گدازهها که غالبا غلظتی کم داشته و روان میباشند، به بیرون جاری میشوند.
• با انفجار محدود : نمونه آتشفشانهای با انفجار محدود در مونالوآ (هاوایی) که در سال 1949 دیده شده است. اینگونه آتشفشانها در مراحل اولیه فعالیت ، بدون انفجار میباشند، ولی در مراحل آخر با انفجار همراهند.
• انفجار نقطهای : این نوع آتشفشانها را میتوان گونههای حقیقی آتشفشان به حساب آورد انفجارهای نقطهای ممکن است منفرد و تنها باشند یا تکراری و کم و بیش همیشگی. این نوع آتشفشانها احتمال دارد در هر نوبت گونههای خاصی از گدازه که ممکن است اسیدی یا قلیایی و یا حد واسط باشند، بیرون بریزند. نمونه این آتشفشانها ، آتشفشان استرومبولی در جزایر لیپاری است.
اشکال آتشفشان
اختلاف شکل ظاهری دهانه آتشفشانها ، گونههای مختلف آتشفشانها را مشخص مینماید. این اختلاف به ترکیب شیمیایی ، درجه سیالیت و مقدار گرمای مواد گداخته و نحوه انفجار و وجود یا فقدان گاز در هنگام فعالیت آتشفشان بستگی دارد. در زیر سعی داریم با معرفی گونههای مختلف آتشفشانها ، مشخصات و اشکال گوناگونی را که هر یک از این آتشفشانها میتوانند داشته باشند، بررسی کنیم.
آتشفشان گونه هاوایی
این نوع آتشفشان ، دارای دهانهای وسیع بوده و مخروط آن شیب کم دارد گدازههای آن غالبا باریک هستند و پس از سرد شدن سنگهایی تیره رنگ ، مثل بازالت ایجاد میکنند. این نوع گدازهها به علت گرانروی بسیار کمی که دارند، مانند سیل روان میشوند. این آتشفشانها از آنجایی که فاقد انفجار میباشند، لذا بمب آتشفشانی ، لاپیلی و خاکستر آتشفشانی نیز در این آتشفشانها دیده نمیشود.
آتشفشان گونه استرومبولی
شکل مخروط اینگونه آتشفشان ، بر اثر داشتن گدازههای به شکل مایع ، جامد ، ریز و درشت ، در هنگام فعالیت منظم بوده و ارتفاع زیاد و شیب تند دارد و فقط ممکن است انحنای بعضی از قسمتهای مخروط کمی بیشتر باشد. آتشفشان گونه استرومبولی دارای گدازهای نسبتا غلیظ بوده انفجار آن کمی شدید است و قطعات مختلف را به بیرون پرتاب میکند. اینگونه آتشفشان در هنگام فعالیت بدون خاکستر است و برعکس دارای مقدار بسیار زیادی از بمبها و قطعات آذرین میباشد. آتشفشان خاموش دماوند نمونهای حد واسط از آتشفشان نوع استرومبولی و ولکانو است.
آتشفشان گونه ولکانو
فوران آتشفشنهای گونه ولکانو ، از خاکستر ، بمب و لاپیلی و قطعات درشت تشکیل شده است. در اینگونه ، گدازه دارای غلظت زیاد بوده ، به همین جهت کمتر خارج میشود و دهانه را مسدود میکند و در نتیجه فشار مواد گداخته و گازهای زیرین مواد مسدود کننده منفجر شده به خارج پرتاب میشوند. نمونه این آتشفشانها ، آتشفشان ولکانو در جزایر لیپاری است.
آتشفشان گونه وزوو
اینگونه آتشفشان ، نوع متوسط گونههای استرومبولی و ولکانو است. در هنگام فوران متناوبا گازهای آتشفشانی و مواد گداخته به خارج میفرستد. غلظت گدازه آن به شرایط حرارتی بستگی دارد، از این نظر شکل مخروط آن در هر فعالیت فرق میکند. نمونه این آتشفشان ، آتشفشان وزوو در ایتالیاست.
م ه دي ن و ر و ز
پلوتو
سیاره ی پلوتو
کوچکترین سیاره ی منظومه شمسی، یعنی پلوتوی یخی و سنگی، یک قمر به نام چارون دارد که تقریبا هم اندازه ی خودش است! به همین دلیل گاهی اوقات آن را سیاره ی دو قلو می نامند. ابتدا فکر می کردند پلوتو در مدار خودش لنگ میزند؛ اما با عکس برداری های دقیق معلوم شد قمر چارون پابه پای پلوتو می چرخد و این حالت نامتقارن را برای پلوتو پدید می آورد.
حرکت معکوس قمر تریتون در اطراف نپتون، دانشمندان را به این فرضیه رسانده است که احتمالا تریتون و پلوتو در زمان های خیلی دور، در اطراف نپتون در جهت معمولی می چرخیده اند. رویارویی نزدیک میان این دو قمر باعث دفع و اخراج پلوتو و تبدیل آن به یک سیاره ی مستقل شد؛ به علاوه جهت حرکت تریتون هم تغییر یافت.
حجم پلوتو از یک تا 10 درصد حجم سیاره ی زمین تخمین زده شده است. سیاره پلوتو، در مداری به دور خورشید می چرخد که با مدار چرخش سیاره ی زمین به دور خورشید، زاویه ی 17 درجه می سازد. این انحراف بیشترین زاویه در سراسر سیارات منظومه شمسی است. پلوتو در نزدیک ترین فاصله خود به دور خورشید، از نپتون هم به خورشید نزدیکتر می شود؛ اما زاویه انحراف 17 درجه ای باعث می شود که احتمالی برای برخورد نپتون و پلوتو با یکدیگر وجود نداشته باشد؛ کمترین فاصله ممکن میان این دو سیاره 400 میلیون کیلومتر است. این فاصله اندک به همراه اندازه کوچک پلوتو، این نظریه را که زمانی پلوتو مثل قمر برای نپتون بوده است، تقویت می کند. اندازه قطر2400 کیلومتری پلوتو، حتی از قطر کره ی ماه هم کمتر است.
مهدي نوروز
نپتون
نپتون
نپتون در بيشتر اوقات از نظر فاصله از خورشيد هشتمين سياره منظومه شمسي ست (در زمان های كوتاهي دورترين سياره از خورشيد مي شود). نپتون يكي از دو سياره اي ست كه نمي توان آن را بدون تلسكوپ ديد. سياره ديگر كه همين ويژگي را دارد، پلوتون است. اين سياره غول آسا و سرد جوی مه آلود و بادهاي قوي دارد. اين غول گازي 11 ماه دارد كه به دور آن مي گردند. حلقه هايي هم دارد كه روي هم توده شده اند. رنگ آبي نپتون ناشي از گاز متان (CH4) در جوش است. اين مولكول نور قرمز را جذب مي كند.
نپتون اولين سياره اي بود كه وجودش به طريق رياضي پيش بيني شد (به اين طريق كه به نظر مي رسيد مدارسياره اورانوس به وسيله يك شيء ناشناخته آشفته مي شود. اين شواهد به اين نتيجه منتهي شد كه يك غول گازي ديگر نيز وجود دارد كه موجب اين آشفتگي در مدار اورانوس می شود).
پلوتون 30 برابر فاصله زمين تا خورشيد، از خورشيد فاصله دارد. فقط پلوتون است كه نسبت به نپتون از خورشيد دورتر است.![]()
اندازه
قطر نپتون 30775 مايل (49528 كيلومتر) است. اين ميزان 88/3 برابر قطر زمين است. اگر نپتون يك سياره توخالي بود 60 تا سياره به اندازه زمين در آن جا مي گرفت. نپتون بعد از مشتري، زحل و اورانوس چهارمين سياره بزرگ منظومه شمسي ست.
جرم و تراكم و جاذبه
جرم نپتون حدود 02/1 ضربدر 10 به توان 26 كيلوگرم است. یعنی حدود 17 بار سنگين تر از جرم زمين است. اما تراكم آن نسبت به تراكم زمين زياد نيست. با اين كه نپتون سياره بزرگي ست ولي جاذبه نپتون فقط 19/1 برابر جاذبه زمين است (نيروي جاذبه اي كه از سطح يك شيء خارج مي شود با جرمش و معكوس مربع شعاعش تناسب دارد). به اين تربيب وزن يك شخص 100 پوندي روي نپتون 119 پوند مي شود.
طول روز و سال در نپتوننپتون در حدود هر 165 سال زميني يك بار به دور خورشيد مي گردد. در حالي كه زمين در هر سال يك بار به دور خورشيد مي گردد. يعني طول هر سال در نپتون 165 سال زميني ست.
همان موقع که نپتون به دور خورشيد مي گردد، دور محورش هم مي چرخد. محور يك خط فرضي ست كه از وسط مركز سياره مي گذرد. نپتون هر 16 ساعت و هفت دقيقه يك بار دور محورش مي چرخد. يعني طول روز روي نپتون معادل 16 ساعت و هفت دقيقه زميني است.
مدار نپتون و فاصله از خورشيد
فاصله نپتون تا خورشيد 30 برابر فاصله زمين تا خورشيد است. متوسط اين فاصله 06/30 AU يا واحد نجومی ست. نپتون در يك مدار بيضي شكل دور خورشيد مي گردد. متوسط فاصله نپتون از خورشيد حدود 2793100 مايل (449506000 كيلومتر) است. محور نپتون در مسيري كه به دور خورشيد مي پيمايد قائم (زاويه 90 درجه) نيست و از صفحه مدارش به دور خورشيد يا موقعيت قايم 28 درجه كج شده (چند درجه بيشتر از كجي محور زمين). اين باعث شده نپتون فصل داشته باشد. هر فصل در نپتون 40 سال طول مي كشد. قطب ها هر 40 سال يكي در ميان در تاريكي و بعد در روشنایی فرو مي روند.
مدار نپتون جدا از مدار پلوتون است ولي به خاطر اين كه مدار پلوتون بسيار بيضي ست به مدت 20 سال در هر 248 سال زميني، اين نپتون است كه به جاي پلوتون به دورترين سياره منظومه شمسي نسبت به خورشيد تبديل مي شود. از سال 1979 تا سال 1999 پلوتون در داخل مدار نپتون بود. تا سال 2226 پلوتون در خارج مدار نپتون خواهد بود و بعد مجدداً در داخل آن قرار مي گيرد.
دما
به طور متوسط دماي نپتون 48 كلوين است.
كشفيات
وجود نپتون در سال 1846 بعد از محاسباتي كه آشفتگي در مدار اورانوس را نشان مي داد، پيش بيني شد. تا اين زمان ستاره شناسان فكر مي كردند اورانوس دورترين سياره از خورشيد در منظومه شمسي ست. تا اين كه متوجه شدند كه اورانوس هميشه در موقعيتي كه انتظار مي رود در آنجا باشد نيست. بنابراين فكر كردند كه نيروي جاذبه يك سياره ناشناخته اورانوس را تحت تأثير قرار مي دهد. اين محاسبات به وسيله جي.سي.آدامز J.C.Adams)) و لي ورير ((Le Verrier انجام شد. در سال 1843 "جان سي آدامز" رياضيدان و ستاره شناس جوان انگليسي شروع به كار كرد تا مكان اين سياره ناشناخته را پيدا كند. آدامز پيش بيني كرد كه سياره بايد حدود يك ميليارد مايل (6/1 ميليارد كيلومتر) نسبت به اورانوس دورتر از خورشيد باشد. او كارش را در سال 1845 كامل كرد و محاسباتش را براي يك ستاره شناس سلطنتي انگلستان فرستاد. اما اين ستاره شناس سياره را با تلسكوپ جست و جو نكرد. چون ظاهراً به محاسبات آدامز اطمينان نداشت. در همان موقع "اوبين جي جي لورير" رياضيدان جوان فرانسوي كه آدامز را نمي شناخت، شروع به كار بر روي همین پروژه كرد. در ميانه سال 1846 لورير هم موقعيت نپتون را پيش بيني كرد. او اين پيش بيني ها را كه مشابه آدامز بود براي رصدخانه اي در آلمان فرستاد. "يوهان جي جيل" مدير رصدخانه، ستارگان را در مكان هايي كه پيش بيني مي شد وجود دارند, پيدا مي كرد. جيل و دستيارش نپتون را نزديك موقعيتي كه لورير پيش بيني مي كرد پيدا كردند. اين سياره به نام خداي درياي رومي نپتون نامگذاري شد.
نپتون در سال 1989 به وسيله فضاپيماي وويجردو مورد بازديد قرار گرفت. قبل از بازديد واقعاً چيزي در مورد نپتون دانسته نمي شد. وويجردو اولين تصاوير نماي نزديك از نپتون و بيشتر ماه هاي نپتون را تهيه كرد. فضاپيما همچنين حلقه های نپتون و شش ماه سياره را كشف كرد.مهدي نوروز
سيارات منظومه ي شمسي

این سیاره هم همچون قمر زمین ماه دارای شکاف هایی است که از برخورد شهابسنگها به وجود آمده اند. قطر ایت سیاره 4878 کیلومتر است. رصد این سیاره برای ساکنان زمینی کمی سخت است چون فاصله ای بسیار نزدیک به خورشید دارد و ارتفاع کمی از افق می گیرد. جو آن بسیار رقیق و از جنس هلیوم است. یکی از داغ ترین مناطق این سیاره مشهور به حوضه کالوریس به قطر 1300 کیلومتر است. هسته این سیاره از جنس آهن است که 70% جرم کل را تشکیل می دهد.
اطلاعات از سیاره عطارد(تیر) : قطر:4878 کیلومتر- فاصله از خورشید: در حداکثر 70000000 کیلومتر و در حداقل 46000000 کیلومتر-طول سال: 88 روز ( نسبت به زمین)- طول روز: 59 روز - جرم: 0/055 زمین-چگالی: 0/98 زمین- دمای سطح: در قسمت رو به خورشید: 450 درجه سانتیگراد و در قسمت تاریک: 170- سانتیگراد-دارای قمر نیست.
سیاره زهره-Venus Planet

در گذشته اعتقاد داشتند که در زهره حیات وجود دارد اما سفینه هایی که بر سطح آن فرود آمدند وجود حیات را تکذیب کردند. زیرا دمایی در حدود 500 درجه سانتیگراد دارد. جو آن بسیار غلیظ و نابود کننده است که عمدتا از دی اکسید کربن تشکیل شده که باعث درخشندگی بسیار زیاد آن در آسمان است و دارای ابرهایی از جنس اسید سولفوریک است. اندازه آن تقریبا اندازه گهواره ما یعنی زمین است و هسته ای مایع دارد و پوسته ای نازک صخره ای. اطلاعات: فاصله از خورشید(حداکثر:109000000 کیلومتر) و (حداقل: 108000000 کیلومتر) - طول سال: 225 روز - طول روز:117 روز - جرم: 0/82 زمین - چگالی:0/89 چگالی زمین- دمای سطح:500 درجه سانتیگراد.- دارای قمر نیست.
سیاره مریخ-Mars Planet

سیاره ای که اکنون حیات از نوع کاملا ابتدایی در آن وجود دارد ( باکتری های یخ زده) و تحمل پذیر ترین جا در منظومه شمسی است که اگر ماشین ها و مراکز صنعتی را به این سیاره ببریم و این سیاره را داغ کنیم مثل زمین شرایطی دارای حیات به خود می گیرد. مریخ نزدیکترین سیاره به زمین است. مرتفع ترین قله در مریخ به نام الیمپوس به ارتفاع 23 کیلومتر است و طول بزرگترین دره مریخ به نام مارینر به 4000 کیلومتر می رسد. اطلاعات: قطر: 6794 کیلومتر-فاصله از خورشید: ( حدااکثر: 294000000 کیلومتر) و (حداقل: 207000000 کیلومتر)طول سال:678 روز-طول روز: 23 ساعت و 37 ثانیه-جرم:0/11 زمین- چگالی:0/71 زمین- دمای سطح: حداقل: 20- سانتیگراد و در شب به 100- هم می رسد- دارای دو قمر به نام های فوبوس و دیموس است.
سیاره مشتری-Jupiter Planet

بزرگترین سیاره منظومه شمسی است و دارای 61 قمر می باشد که معروفترین آنها که حتی با دوربین خای دو چشمی کوچک هم نمایان هستند به نام های یو-اوروپا-کالسیتو-گانیمد هستند و از آنها به اقمار گالیله ای هم یاد می شود. مشتری به قدری بزرگ است که در آن می توان 1000 تا سیاره زمین جای داد. مشتری دارای ترکیبات جوی مشابه به خورشید است و عناصر هلیوم ، هیدروژن ، کربن و ازت را داراست. این سیاره اگر کمی پرجرم تر از زمان کنونی اش می شد به ستاره ای تبدیل می شد . دمای هسته سیاره مشتری حدود 30000+ درجه سانتیگراد است و ابرهای آن دمایی در حدود 150- دارند. در این سیاره طوفانهایی با سرعت 540 کیلومتر بر ساعت در حال وزیدنند که سفینه فضایی ویجر آن را مشخص کرد. اطلاعات: فاصله از خورشید:(حداکثر: 816000000 کیلومتر) و ( حداقل: 741000000 کیلومتر)- طول سال: 11/9 سال زمینی-طول روز: 9 ساعت و 50 دقیقه-جرم:318 برابر زمین-چگالی: 0/39 زمین-دمای سطح: 150-
سیاره زحل-Saturn Planet

از این سیاره به عنوان مروارید منظومه شمسی یاد می کنند زیرا در بین چهار سیاره ای که دارای حلقه هستند( مشتری،اورانوس و نپتون) این سیاره دارای حلقه هایی فوق العاده درخشان است که حتی با تلسکوپ های کوچک هم قابل مشاهده است. این سیاره دارای 32 قمر است که معروف ترین آن تیتان است. جنس حلقه های سیاره زحل از جنس خرده سنگ ها و یخ است که به دور این سیاره قرار گرفته اند. در جو این سیاره هلیوم و هیدروژن وجود دارد و دمای هسته صخره ای آن حدود 12000 درجه سانتیگراد است. در زحل حدود 700 زمین جای می گیرد. اطلاعات: فاصله از خورشید: (حد اکثر: 1507000000 کیلومتر) و (حداقل:1347000000 کیلومتر)-طول سال: 29/5 سال زمینی-طول روز: 10 ساعت و 14 دقیقه-جرم: 95 برابر زمین-چگالی 0/13 زمین-دمای سطح: 170-
سیاره اورانوس-Uranus Planet

یک از عجیب ترین سیارات منظومه شمسی اورانوس است زیرا دارای زاویه میل 98 درجه است و این نشان دهنده ان است که اورانوس از در مدار خود به پهلو می چرخد در واقع می توان نتیجه گرفت که در اورانوس21 سال روز است و در نیمه دیگر ان 21 سال شب است.اورانوس 15 قمر دارد که بزرگترین آنها تیتانیا و کوچکترین آنها میراندا است. اندازه آن تقریبا 4 برابر زمین است. کشف اورانوس توسط ویلیام هرشل انجام گرفت. این سیاره دارای هسته ای از جنس آهن و سیلیکات است. اطلاعات: فاصله از خورشید: (حداکثر: 30007000000 کیلومتر) و (حداقل:2737000000 کیلومتر) -جرم: 14/6 برابر زمین-چگالی : 22% زمین- دمای سطح: 200- سانتیگراد.
سیاره نپتون-Neptune Planet

نپتون سیاره ای دور دست است که دارای هسته ای از جنس سیلیسوم و آهن است و دارای گوشته ای از جنس متان و آمونیاک. این سیاره منبع گرمایی درونی دارد و همین باعث می شود که دمای آن با اورانوس زیاد اختلاف نداشته باشد. این سیاره به وسیله کوچ آدامز کشف شد. این سیاره دارای 8 قمر است که بزرگترین آن به نام تریتون است که جهت گردش این قمر به دور نپتون بر عکس گردش سایر قمرهای دیکر این سیاره است.اطلاعات: دما: 210- سانتیگراد-فاصله از خورشید: (حداکثر: 4540000000 کیلومتر) و ( حداقل: 4462000000 کیلومتر)-طول سال: 164/8 سال زمینی- طول روز: 18 ساعت زمینی-جرم: 17 برابر زمین-چگالی 0/03 زمین.
سیاره پلوتو-Pluto Planet

از این سیاره اطلاعات زیادی در دست نیست. قطر آن حدود 2200 کیلومتر یعنی از ماه هم کوچکتر و دارای 3 قمر است.اطلاعات: فاصله از خورشید:(حداکثر:7388000000000 کیلومتر) و ( حداقل:4442000000000 کیلومتر)-دمای سطح: 230-جرم:0/002 زمین-چگالی:0/64 زمین
مهدي نوروز
اورانوس
اطلاعات جامع در مورد اورانوس
اورانوس هفتمين سياره از منظومه شمسي ما مي باشد اين سياره بزرگ يخي با ابر هايي پوشيده شده اند و توسط يک کمر بندي از ١١ حلقه و٢٢ ماه مشخص احاطه شده اند رنگ آبي اورانوس به دليلوجود متان در جو مي باشد اين مولکول رنگ قرمز روشن را جذب مي کند .
محور دوراني
محور دوراني اورانوس بسيار مايل روي پهلويش مي باشد به جاي چرخان با محورش تقريباً روي سطح مدار ايستاده ( شبيه همه سياره هاي ديگر منظومه شمسي ) اورانوس روي پهلو چرخش مي کند .
( تنها مسير مدار ش ) اين محور دوراني سر چشمه فصلهايي نهايي اورانوس مي باشد براي اطلاعات بيشتر در مورد فصلهاي نهايي اينجا را کليک کنيد بخاطر جهت يابي محور هاي ايستاده آن يک بحثي از قطبهاي اورانوس که قطب شمال مي باشد وجود دارد اين بحثها هنوز يکي ديگر را راهنمايي نکرده است آيا اورانوس در يک مدار نزولي رسيندگي مي باشد ( مانند ونوس ) يا خير ( مانند سياره هاي ديگر ) ؟
اندازه
اورانوس حدود ٦٩٠ ، ٣١ مايل در قطر مي باشد آن حدود ٤ برابر زمين است . اين غول گاز سومين سياره بزرگ در منظومه شمسي ما مي باشد ( بعد از مشتري و زحل )
جرم و جاذبه
جرم اورانوس حدود١٠ ×٦٨ ، ٨ کيلو گرم مي باشد آن حدود ١٤ برابر جرم زمين است جاذبه اورانوس تنها ٩١ % جاذبه زمين مي باشد چون که آن يک سياره بزرگ است
نيروي جاذبه اي يک سياره که روي يک شي از سطح سياره اعمال مي شود متناسب با جرم و عکس شعاع مي باشد يک شخص ١٠٠ پوندي روي اورانوس ٩١ پوند روي زمين وزن دارد
طول روز و سال اورانوس
هر روز اورانوس ٩ ، ١٧ ساعت زمين را مي گيرد يک سال اورانوس ٧ ٠ / ٨٤ سال زمين را مي گيرد آن ٧ ٠/٨٤ سال زمين را براي اورانوس که خورشيد را يکبار دور مي زند مي گيرد.
مدار اورانوس و فاصله از خورشيد
اورانوس ١٩ برابر دور تر از خورشيد نسبت به زمين است ميانگينش ١٨ ، ١٩ مي باشد در افلاين ( دور ترين نقطه در مدار شمسي ) حدود ٠٠٠ , ٠٠٠ , ٨٥٠ , ١ مايل از خورشيد است در پرلاين ( نزديکترين نقطه در مدار خورشيد ي ) حدود ٠٠٠ , ٠٠٠ , ٧٠٠ , ١ مايل از خورشيد است.
درجه حرارت
درجه حرارت روي سطح لايه ابر اورانوس ٣٥٠- درجه فارنهايت ( ٥٩ کلوين ) مي باشد . اورانوس در مقايسه با گاز هاي ديگر مشتري ، زحل ، نپتون گرماي کمي بيرون مي دهد .
ترکيب خاکي و جو
اورانوس يک سياره گازي , منجمد با يک هسته مذاب مي باشد جو اورانوس شا مل ٨٣% هيدروژن ، ١٥ % هليم و ٢ % متان است .براي اطلاعات بيشتر در مورد ترکيب و ساخت اينجا را کليک کنيد.
حلقه ها
اورانوس يک کمر بندي از١١ حلقه باريک و ضعيف که تشکيل شده ازسنگ و گرد وغبار دارا مي باشد . اورانوس دايره اي مدارهاي خيلي بيضي شکل است . اين حلقه ها تنها يک قسمتي از حلقه هاي زحل ميباشد و در سال ١٩٧٧ کشف شده است . عکس – اورانوس و حلقه هايش توسط يک دوربين مادون قرمز عکس گرفته شده اند .
ماهها
اورانوس ٥ ماه بزرگ و تعدادي ماه کوچک دارد ( ماه بزرگ ٢ تا توسط دبليوام هرچل در ١٧٨١ کشف شده ، ٢ تا توسط دبليوام لاسل در ١٨٥١ و يکي توسط جي کوپر در ١٩٤٨ ) ( ماه کوچک بعداً کشف شده است ) براي اطلاعات بيشتر درباره ماههاي اورانوس اينجا را کليک کنيد . ابرن بزرگترين ماه اورانوس است عکس توسط هيئت وياگر ناسا در ١٩٨٦ گرفته شده است .
کشف اورانوس
اورانوس توسط اختر شناس انگليسي ويليام هر چل در ١٣ مارچ ١٧٨١ کشف شد هرچل همچنين ٢ ماه اورانوس ( تيتانيا و ابرن ) و تعدادي ماه زهل را کشف شد
نام اورانوس و نماد
اين سياره توسط اختر شناس انگلسي ويليام هرچل نامگذاري شد او آن را جورجياني ( به معني سياره جورجي ) پادشاه جورج ٣ انگلستان صدا زد . اسمش بعداً به اورانوس ، خداي اسطوره اي آسمان اورانوس تغيير يافت اسم اورانوس توسط اختر شناس آلماني جوهان الرت بود پيشنهاد شده است
مشاهدات فضا پيما
اورانوس توسط وياگر ٢ ناسا کسي که به آن در ٢٤ جنري ١٩٨٦ نزديکي يافت ديده شد
مهدي نوروز
زحل
زحل دومین سیزحل یا کیوان آخرین سیاره ایست که با چشم غیر مسلح در میان منظومه ی شمسی می توان دید.فاصله ی آن تا خورشید تقریبا 2 برابر فاصله ی مشتری تا خورشید است.حجم زحل بعد از مشتری از سایر سیارات بیشتر است ولی باید دانست که وزن مخصوص این کره
ناچیز است.وزن مخصوص کره ی زحل از وزن مخصوص آب هم کمتر است و بدین ترتیب اگر بتوان اقیانوس بسیار بزرگی از آب ایجاد کرد که زحل در آن جاگیرد،سراسر این کره در آب غوطه ور خواهد شد و به زیر آب نخواهد رفت.قطر زحل در استوا برابر با 71 هزار میل است و گردش آن به دور خود در مدت 10 ساعت انجام می گیرد.زحل دارای اتمسفر است و جو آن شباهت کامل به اتمسفر کره ی مشتری دارد با این تفاوت که به علت فاصله ی زیاد آن تا خورشید،درجه حرارت آن لااقل 100 درجه کمتر است در 300 درجه ی فارنهایت زیر صفر گاز آمونیاک یخ می بندد و بدین جهت بسیاری از ابرهای زحل همان آمونیاک منجمد است.
ساختمان زحل نیز شباهت فراوان به ساختمان مشتری دارد،بدین معنی که یا تمام این کره ی بزرگ از گازهای مختلف تشکیل شده و یا آن که در میان انبوه این گازها مرکز جامدی نیز وجود دارد که سراسر آن را یخ پوشانده است.
زحل تعداد نه قمر دارد،که دوتای آنها بسیار بزرگ اند مثلا یکی از این قمرها به نام تیتان 3500 میل قطر دارد.
جالب ترین مسئله در مورد زحل کمربندهای آن است در 7000 میلی متری سطح زحل در روی منطقه ی استوایی آن کمربند پهن بزرگی قرار گرفته که درست بر گرداگرد این کره واقع شده است.این کمربند که در فضا قرار گرفته مساحتی معادل 35000 میل را اشغال می کند بجز این کمربند،کمربندهای دیگری هم به همان ترتیب و موازی با اوّلی گرداگرد این کره قرار دارند.
دانشمندان حدس می زنند که این کمربندهای زحل از هزار میلیون قطعات کوچک ترکیب شده اند که به دنبال یکدیگر به دور زحل می چرخند.
در میان قطعات کمربند زحل تکه های عظیم یخ هم وجود دارد.
دانشمندان ستاره شناس چنین فرض می کنند که این کمربندها در ابتدا عبارت از یک یا دو قمر جداگا نه بوده ا ند که به گرد زحل می چرخیده اند و پس از آن که قوه ی جاذبه ی زحل آنها را به خود نزدیک نمود
یکمرتبه بنا به عللی متلاشی گشتند و به شکل ذرّات ریزی به دور این سیاره شروع به گردش نمودند و به شکل این کمربندها در آمدند. اره ی بزرگ منظومه ی شمسی و ششمین سیاره از نظر فاصله تا خورشید
ششمين سياره از نظر مسافت با خورشيد و پنجمين و آخرين سياره اي است كه با چشم غير مسلح از زمين رؤيت مي شود . فاصله اش تا خورشيد 1426000000 كيلومتر و دومين سياره از نظر بزرگي بعد از مشتري است ( قطر = 120000 كيلومتر ) . وزن مخصوص آن كمتر از آب است ( اگر به فرض در آب بيفتد روي آب خواهد ماند ) . مدت حركت انتقالي آن ( به دور خورشيد ) 29 سال و 6 ماه و حركت وضعي ( به دور خود ) 10 ساعت و 15 دقيقه است .
زحل داراي كمربند هايي است كه در ناحيه استوايي آن و در فاصله 11200 كيلومتري قرار گرفته اند و شكاف ميان حلقه اي بنام كاسيني ، منجم معروف قرن 17 ناميده مي شود ، بيشتر اتمسفر زحل از آمونياك و متان تشكيل شده اند كه به علت دماي كم به حالت انجماد در آمده اند .
زحل 10 قمر دارد ؛ بزرگترين قمر به نام تيتان ( به قطر 4200 كيلومتر ) و كوچكترين به نام هيپرون ( به قطر 480 كيلومتر ) و دور ترين قمر به نام فوب ( در 16000000 كيلومتري زحل ) و نزديك ترين قمر ميماس ( در فاصله 188000 كيلومتري ) مي باشند است .انحراف محور زحل در میان سیارات خارجی بیشترین شباهت را به زمین دارد. یک روز آن تقریباً 5/10 ساعت طول می کشد .فاصله اش تا خورشید 5/9 برابر فاصله ی زمین تا خورشید است . زمان گردش زحل به دور خورشید بسیار طولانی تر از زمان گردش زمین به دور خورشید است .
سیاره گوش دار :
گالیله اخترشناسان ایتالیایی نخستین کسی بود که در سال 1610میلادی زحل را درون تلسکوپ مشاهده کرد. در آن زمان زحل دورترین سیاره منظومه شمسی به شمار می رفت، او نمی توانست زحل را به وضوح ببیند . به نظر می رسید که در دو طرف آن گوش هایی وجود دارد.دوسال بعد گوش ها ناپدید شدند و گاللیه از این واقعه سخت پریشان شد . در سال 1655 کریستین هویگنس ، اختر شناس آلمانی با تلسکوپی پیشرفته تر، زحل رامشاهده کرد ومتوجّه شد که گوش ها در واقع حلقه اند که به دور زحل کشیده شده اند هنگامی که زحل حرکت انتقالی خود را انجام می داد، او توانست حلقه ها را از زاویه های مختلف مشاهده کند، گاه حلقه ها را از پهلو می دید. دراین هنگام قطر آن ها بسیار کم می شد و به نظر می رسید که ناپدید شده اند. وخطای گالیله به دلیل پیشرفته نبودن تلسکوپ او بود.
سیاره ی غول پیکر:
زحل از حیث بزرگی دومین سیاره منظومه ی شمسی است .قظراستوایی آن تقریباً 12660
کیلومترو قطبی آن 108000 کیلومتر است . جرم زحل یک سوم جرم مشتری و 95 برابر جرم زمین است و به همین دلیل سیاره ای غول پیکر است. زحل دور تر از مشتری است و فاصله آن با خورشید تقریباً 1416000000 کیلومتراست .با توجه به این فاصله ی زیاد اثر نیروی جاذبه ی خورشید بر زحل ضعیف است سرعت انتقالی زحل یک سوم سرعت انتقالی زمین است و 5/29 سال زمینی طول می کشد .
زحل از جنبه های زیادی شبیه مشتری است ، جز این که در اطراف زحل حلقه های شگفت انگیزی وجود دارد. تمام ماده ی زحل به شکل گاز است .لایه های ابری جو آن مانند مشتری واضح نمی باشد . اما وجودشان حتمی است.
پدر مشتری :
زحل در ورای مشتری آخرین سیاره از هفت سیاره ای است که برای پیشینیان ما به عنوان پدر مشتری شناخته شده است .و توسط یک رشته از حلقه های بسیار زیبا که به دور آن حلقه زده اند احاطه شده است . در آسمان شب زمین زیبایی های زحل به خاطر نورهای روشن حلقه های اطراف زحل و نیز به دلیل قمر های زیاد آن است .
مشخصات فیزیکی زحل :
زحل شباهت قابل توجهی به مشتری دارد ، ولی کمی کوچکتر است . جرم آن نیز کمتر از جرم مشتری است.زحل کمترین چگالی حجمی را نسبت به دیگر سیارات دارد. آشفتگی های کمربند زحل خیلی کمتر از مشتری است . احتمالاً جو زحل شباهت بسیاری به مشتری دارد تا کنون متان، آمونیاک ؛اتان ، فسفین ، استیلن ، متیل استیل ، پروپان و هیدوژن مولکولی آشکار شده است .
ابرهای زحل خیلی کمرنگ تر از ابرهای مشتری به نظر زردمی رسند . ابرهای مشتری اغلب به رنگ های کمرنگ و نارنجی هستند . به این دلیل که دما در زحل کمتر از مشتری است ، ابرهای زحل در لایه های پایین ترجوّش قرار می گیرند . درون زحل احتمالاً تر کیب مشتری را دارد ، تخمین های نظری مقادیر حدود 74% هیدروژن ، 24% هلیم و 2% عناصر سنگین تر را پیشنهاد می کند . این ترکیب تقریبا ًمشابه ترکیبات خورشید است . زحل ممکن است یک هسته ی سنگین کوچک به قطر 20 هزار کیلومترو جرمی معادل m j20 را داشته باشد . حلقه های زحل با مدار زحل هم صفحه نیستند بلکه زاویه ای باهم می سازد . یکی از اثرات این پدیده در نظر ما گشادگی حلقه هاست . طی گردش 29 ساله ی زحل دور خورشید ،دوباره می توانیم حلقه ها را در گشاد ترین حالت ببینیم غیر از این دوحالت، حلقه ها از لبه دیده می شوند و جز با تلسکوپ پر قدرت ، قابل مشاهده نیستند از این طریق معلوم می شود که ضخامت حلقه ها فقط 5 کیلومتر است حلقه های زحل از میلیارد ها ذره ی ریز ساخته شده که بیشترشان چند سانتیمتر است.
گسیختگی کاسینی:
در سال 1675 میلادی ، جووانی دومینیکو کاسینی ، اختر شناس ایتالیایی کشف کرد که حلقه ی زحل از دو حلقه تشکیل شده است و میان آن دو جدایی وجود دارد . این جدایی، گسیختگی کاسینی نامیده می شود .ودر اثر گرانش تیتان قمر غول پیکر زحل به وجود آمده است .مطلاعات بعدی نشان داده اند که در اطراف زحل ، برروی هم چهار حلقه وجود دارد. داخلی ترین آنها بسیار کم نور تقریباً با بالا ابرها ی در تماس است . قطر حلقه ی نورانی بیرونی به140000 کیلومتر می رسد .
اقمار زحل :
زحل بیش از 23 قمر دارد و در آینده این تعداد نیز بیشتر می شود . 9 قمر بیش از 190 کیلومترقطر داردکه آنها با تلسکوپ از روی زمین کشف شدند . سایر قمرها کوچکترند برخی نیز فقط 18 کیلومتر قطر دارند این اقمار را کاوشگر های ویجر کشف کردند . کریستین هویگنس در سال 1655 اولین قمر زحل ،تیتان راکشف کرد زیرا این قمر بسیار بزرگ است . قمرهای زحل در مسافت های بسیار وسیعی پراکنده شده اند . اطلس ، نزدیکترین قمر به زحل ، تقریباً در فاصله ی 77300 کیلومتری از بالا ی ابرهای زحل قرار گرفته است . پهنای این قمر حدود 30 کیلومتر است . فوئبه دورترین قمر شناخته شده ی زحل ، تقریباً در 521600 کیلومتری آن قرار گرفته است این فاصله معادل 5/27 برابر فاصله ی ماه تا زمین است. یک سال و نیم طول می کشد تا یک بار فوئبه به دور زحل بچرخد ولی فقط در عرض نه ساعت به دور خودش می چرخد ، این قمر خلاف جهت سایر قمرهای زحل به دور آن می گردد . اختر شناسان فکر می کنند که فوئبه یک قمر واقعی نیست بلکه سیارک و یا ستاره ی دنباله دار اسیر شده است . 
قمر های خرد شده :
منظومه ی شمسی ما زمانی شکل گرفت که قطعات کوچکتر با هم به شدت برخورد می کردند .
میماس 384 کیلومتر قطر دارد و یک دهانه ی عمیق و مدور روی سطح آن دیده می شود . قطر این دهانه نصف قطر میماس است . اختر شناسان تصور می کنند جسمی که به میماس برخورد کرده ، تقریباً باید آن را متلاشی می کرد اما این از اقبال خوش این قمر بوده است .
تتیس یکی از اقمار زحل است که 104 کیلومتر قطر دارد ، روی تتیس دهانه ای به قطر 400 کیلومتر وجود دارد.تتیس بک شکاف بزرگ نیز دارد .
دو قمر کوچک دیگر با قطری تقریباً برابر 18 کیلومتر ، در همان مدار تتیس به دور زحل می گردند .
دیونه 1126 کیلومتر قطر داردو فاصله اش تا مرکز زحل 378598 کیلومتر است .دیونه ،همراهی کوچک به نام S6-1980 با قطر 161 کیلومتر دارد که با دیونه هم مدار است.
تتیس و دیونه تنها اقماری هستند که ،قمرهایی دیگر همراه آنهادر حال چرخش است .
پنج قمر به زحل نزدیکند و قطری بین32- 98 دارند این اقمار در داخل و یا در مجاورت حلقه های زحل قرار دارند . برخی ازآن اقمار چوپان نامیده می شوند که جاذبه ی آنها باعث می شود ، دانه های یخ ، قطعات درخشنده و سنگ تشکیل دهنده ی حلقه ها از هم جدا شوند.
قمر غول پیکر:

تیتان با قطری حدود5120 کیلومتر بزرگترین قمر زحل و دومین قمر منظومه ی شمسی بعد از گانیمد می باشد . تیتان تنها قمری است که جوی ضخیم دارد ، ضخامت آن حتی از زمین بیشتر است و مانند جو زمین از نیتروژن ،آمونیاک ومتان تشکیل شده است ، مولکول های متان به هم می چسبند و مولکول های بزرگتری را به وجود می آورند وبه مه و دود تبدیل می شود . این مه و دود مانع مشاهده ی سطح تیتان می شود .این قمر 1221227 کیلومتر با مرکز زحل فاصله دارد .
( دانشمندان برای جستجو حیات در این قمر بسیار تحقیق کردند اما هیچ اثری از حیات نیافتند .)
قمرهای دو رنگ و توپ بیلیارد:
زحل دارای انواعی از اقمار است . به طور مثال انسلادوس499 کیلومتر قطر دارد. این قمرکره ای یخی می باشد و روشنایی ضعیفی دارد و به توپ بیلیارد بزرگی مشابه است. فاصله ی این قمرتا زحل 240151 کیلومتر است.
یاپتوس354 کیلومتر قطر دارد . این قمر از جهت دور بودن از زحل مقام دوم را دارد و احتمالاًکره ای یخی است ولی چرکی به نظر می رسد . درهنگام گردش به دور زحل سطح جلویی آن تیره است و گویی پوشیده از چرک ولی سطح پشتی آن سفید و درخشان است . یاپتوس قمری دورنگ است و تاکنون دانشمندان علت آن را متوجه نشدند. فاصله یاپتوس تا خورشید تقریباً 355879 کیلومتر است .
مهدي نوروز
1. نگاه کلی
معمولا مشتری چهارمین شی درخشان آسمان میباشد (بعد از خورشید، ماه و ناهید) اگرچه گهگاه بهرام درخشانتر بهنظر میآید.
جرم مشتری ۲٫۵ بار از مجموع جرم سیارات سامانه خورشیدی بیشتر است. جرم مشتری ۳۱۸ بار بیشتر از جرم زمین است. قطر آن ۱۱ برابر قطر زمین است. مشتری میتواند ۱۳۰۰ زمین را درخود جای دهد. میانگین فاصله آن از خورشید در حدود ۷۷۸ میلیون و ۵۰۰ هزار کیلومتر میباشد یعنی بیشتر از ۵ برابر فاصله زمین از خورشید. ستارهشناسان با تلسکوپهای مستقر در زمین و ماهوارههائی که در مدار زمین میگردند به مطالعه مشتری میپردازند. ایالات متحده تا کنون ۶ فضاپیمای بدون سرنشین را به مشتری فرستاده است. در ژوئیه ۱۹۹۴، هنگامی که ۲۱ تکه از دنباله دار شومیکر-لوی ۹ با اتمسفر مشتری برخورد نمود ستارهشناسان شاهد رویدادی بسیار تماشائی بودند. این برخورد باعث انفجارهای مهیبی شد که بعضی از آنها قطری بزرگتر از قطر زمین داشت.
ویژگیهای فیزیکی
مشتری گوی غول پیکری از مخلوط گاز و مایع است و احتمالا مقداری سطح جامد دارد. سطح سیاره از ابرهای ضخیم زرد، قرمز، قهوهای و سفید رنگ پوشیده شده است. مناطق روشن رنگی «ناحیه» و قسمتهای تاریک تر «کمربند» نامیده میشوند. کمربندها و ناحیهها به موازات استوای سیاره قرار دارند.
مدارو چرخش
مشتری در یک مدار کمی بیضی شکل به دور خورشید می چرخد.هر دور ۱۲ سال زمینی طول میکشد. همچنان که سیاره به دور خورشید میگردد، به دور محور فرضی خود نیز میگردد. چرخش مشتری به دور خود سریعتر از هر سیاره دیگری است. چرخش مشتری به دورخود ۹ ساعت و ۵۶ دقیقه به طول می انجامد (مقایسه کنید با چرخش ۲۴ ساعته زمین به دور خود.) دانشمندان نمیتوانند به طور مستقیم سرعت گردش داخلی سیارات گازی شکل را اندازهگیری کنند و به طور غیر مستقیم اندازه گیری میکنند. ابتدا سرعت متوسط چرخش ابرهای قابل مشاهده را اندازهگیری مینمایند. مشتری به قدر کافی امواج رادیویی ارسال میکند که به وسیله رادیو تلسکوپهای زمینی دریافت گردد. در حال حاضر دانشمندان از اندازه امواج برای محاسبه سرعت چرخش مشتری استفاده می نمایند. قدرت امواج تحت تاثیر میدان مغناطیسی سیاره در یک الگوی ۹ ساعت و ۵۶ دقیقهای که تکرار میگردد تغییر میکند زیرا سرچشمه میدان مغناطیسی هسته سیاره میباشد. این تغییرات نشان دهنده میزان سرعت جرخش داخلی سیاره میباشد. جرخش سریع مشتری باعث برآمدگی در استوا و پخی در قطبهای آن میشود. قطر استوا ۷ درصد بیشتر از قطر قطبها میباشد.
جرم و چگالی
مشتری از هر سیاره دیگری در سامانه خورشیدی سنگینتر است. جرم آن ۳۱۸ بار بیش تر از زمین میباشد ولی با وجود جرم زیاد، نسبتا دارای چگالی کمی میباشد. متوسط چگالی آن ۱٫۳ گرم در سانتیمترمکعب میباشد یعنی اندکی بیشتر از چگالی آب. چگالی مشتری در حدود یک چهارم چگالی زمین میباشد زیرا سیاره به صورت عمده از عناصر سبک هیدروژن و هلیومتشکیل شده است. از سوی دیگر زمین عمدتا از عناصر سنگین آهنی و سنگی تشکیل شده است. عناصر شیمیائی سازنده مشتری بیش تر شبیه خورشید میباشد تا زمین. احتمالا مشتری دارای هستهای از عناصر سنگین میباشد. هسته احتمالا ترکیبی مشابه هسته زمین اما ۲۰ تا ۳۰ برابر سنگینتر میباشد.
نیروی جاذبه در سطح سیاره ۲٫۴ برابر بیش تر از سطح زمین میباشد. یعنی شئی که روی زمین ۱۰۰ کیلو گرم وزن دارد، در روی مشتری وزنی برابر با ۲۴۰ کیلو خواهد داشت. جو مشتری تشکیل شده است از ۸۶ درصد هیدروژن ۱۴ درصد هلیوم و مقدار ناچیزی متان، آمونیاک، فسفین، آب، استلین، اتان، ژرمانیوم و مونو اکسید کربن. درصد هیدروژن بر پایه تعداد مولکولهای موجود در جو میباشد تا جرم کلی آنها.
این سیاره از لایههای رنگی از ابرها در ارتفاعات مختلف تشکیل شده است. مرتفع ترین ابرهای سفید از کریستالهای منجمد آمونیاک تشکیل شدهاند. قسمتهای تاریکتر و ابرهای کم ارتفاعتر در کمربندها واقع شدهاند. پایین ترین سطحی را که میتوان مشاهده کرد ابرهای آبی رنگ تشکیل دادهاند. دانشمندان انتظار کشف ابرهای آبدار را در ۷۰ کیلومتری سطح زیرین ابرهای آمونیاکی دارند. هر چند که تاکنون چنین سطحی کشف نشده است.
لکه سرخ بزرگ
بارزترین جلوه سطح مشتری لکه سرخ بزرگ آن میباشد که توده گاز چرخانی است که شباهت به گردباد دارد. قطر این لکه سه برابر قطر زمین است. رنگ لکه معمولا از قرمز آجری به قهوهای کمرنگ تغییر میکند و گاه این لکه کاملا محو میگردد. رنگ آن احتمالا ناشی از مقدار کم فسفر و گوگرد در کریستالهای آمونیاک میباشد. سرعت چرخش لکه در لبه آن در حدود ۳۶۰ کیلومتر در ساعت است. این لکه در فاصله یکسانی از استوا به آرامی از شرق به غرب حرکت میکند. ناحیهها و کمربندها و لکه بزرگ بسیار پایدار و مشابه سیستم چرخش زمین میباشد. از زمانی که منجمان در سال ۱۶۰۰ از تلسکوپ برای مشاهده استفاده نمودهاند این خصوصیات تغییرات چندانی ندادهاند.
دما
دمای هوا در ابرهای بالائی مشتری در حدود ۱۴۵- درجه سانتیگراد میباشد. اندازهگیریها نشان میدهد که دمای مشتری با افزایش عمق در زیر ابرها افزایش مییابد. دمای هوا در سطحی که فشار اتمسفر ۱۰ برابر زمین میباشد، به ۲۱ درجه سانتیگراد میرسد. دانشمندان فکر میکنند که اگر مشتری دارای گونهای از حیات باشد، حیات در این سطح ساکن خواهد بود، چنین حیاتی در گاز خواهد بود زیرا در این سطح هیچ قسمت جامدی وجود ندارد. دانشمندان تا کنون هیچ مدرکی از حیات برروی مشتری نیافته اند. نزدیک مرکز سیاره دما بسیار بیشتر میباشد. دمای هسته در حدود ۲۴ هزار درجه، یعنی داغتر از سطح خورشید میباشد. ستارهشناسان عقیده دارند که خورشید، سیارات و دیگر اجسام منظومه شمسی از چرخش ابرهائی از گاز و غبار شکل گرفته اند. جاذبه گازی و ذرات غبار آنها را به صورت ابرهای ضخیم گوی مانند از مواد در آورد در حدود ۴،۵ میلیارد سال پیش مواد به هم فشرده شدند تا اجسام متعدد منظومه شمسی به وجود آمدند. فشردگی مواد تولید حرارت نمود. حرارت بسیاری هنگامی که مشتری شکل گرفت تولید شد.
میدان مغناطیسی
مشتری نیز همانند زمین و اکثر سیارات، مانند یک آهنربای بزرگ عمل میکند. میدان مغناطیسی مشتری ۱۴ بار قویتر از زمین میباشد. بر طبق اندازهگیریهای گرفته شده توسط فضاپیماها، میدان معناطیسی مشتری قویترین در سامانه خورشیدی میباشد (به جز لکههای خورشیدی و ناحیههای کوچکی از سطح خورشید). دانشمندان به طور کامل از چگونگی تولید میدان مغناطیسی آگاه نیستند هر چند که احتمال میدهند که حرکت هیدروژن فلزی داخل هسته سیاره تولید میدان می نماید. میدان مغناطیسی مشتری بسیار قوی تر از میدان مغناطیسی زمین میباشد زیرا مشتری بسیار بزرگ تر و با سرعت بیشتری به دور خود میگردد. میدان مغناطیسی مشتری الکترونها و پروتونها و دیگر ذرات دارای بار الکتریکی را در کمربند رادیواکتیو که در اطراف سیاره قراردارد به دام می اندازد. این ذرات بسیار قدرتمند میباشند به طوری که میتوانند به ابزارهای فضاپیماهایی که نزدیک سیاره شده اند آسیب برساند. در داخل ناحیهای از فضا که مگنتوسفر نامیده میشود میدان مغناطیسی مشتری همانند یک زره عمل میکند. این زره سیاره را از بادهای خورشیدی و ذرات پر انرژی متوالی که از خورشید میآیند محافظت می نماید. اغلب این ذرات الکترونها و پروتونهائی هستند که با سرعت ۵۰۰ کیلومتر در ثانیه حرکت میکنند. میدان، ذرات الکتریکی باردار شده را در کمربند رادیواکتیو به دام می اندازد مرکز تله مگنتوسفر نزدیک قطبهای میدان مغناطیسی میباشد. در آن قسمت از سیاره که از خورشید دور میباشد مگنتوسفر به صورت دنبالهای عظیم در فضا کشیده میشود که دنباله مگنتو نامیده میشود. طول این دنباله ۷۰۰ میلیون کیلومتر میباشد. امواج رادیویی که از مشتری به رادیو تلسکوپهای زمینی میرسند دو نوع میباشند فورانهای انرژی و تششعات پی در پی. فورانهای قوی هنگامی رخ میدهند که آیو، نزدیک ترین قمر مشتری و چهارمین آنها از میان مرکز مغناطیسی سیاره عبور می نماید تششعات پی در پی از سطح مشتری و همجنین ذرات پر انرژی کمربند رادیواکتیو مشتری میآیند.
قمرها
دانشمندان دانشگاه مریلند و مؤسسهٔ ماکسـپلانک، راز دیرین علت بیهنجاریهای حلقههای نازک مشتری را دریافتهاند. در تحقیق جدید منتشر شده در نسخهٔ ۱۲ اردیبهشت مجلهٔ نیچر(Nature)، دانشمندان گسترش اندک بیرونیترین حلقه به خارج از مدار تبه، یکی از اقمار مشتری، را گزارش دادند و دیگر دانشمندان انحرافهایی را در مدل پذیرفته شده شکل گیری حلقهها مشاهده کردند؛ بنا بر این مدل، از برهمکنش سایه و نور خورشید بر روی ذرات غبار، حلقهها تشکیل میشوند. داگلاس هامیلتون، استاد ستاره شناسی دانشگاه مریلند گفت: "معلوم میشود که محدودهٔ افزایش حلقهٔ بیرونی و دیگر رفتارهای عجیب در حلقههای مشتری در هالهی ابهامند." "همچنان که حلقهها به دور سیاره میچرخند، ذرات غبار داخل حلقهها هنگام گذر از میان سایهی سیاره به طور متناوب شارژ و دشارژ میشوند. میدان مغناطیسی قوی سیاره بر این تغییرات منظم بارهای الکتریکی ذرات غبار اثر میگذارد. در نتیجه ذرات کوچک غبار به خارج از مرز بیرونی حلقهٔ مورد نظر سوق داده میشوند و حتی ذرات بسیار کوچک میل مداری یا جهت مداری خود را نسبت به سیاره تغییر میدهند." هامیلتون و هارالد کروگر، دستیار نویسندهٔ آلمانی برای اولین بار اطلاعات برخوردی جدید در مورد اندازهٔ ذرات غبار و سرعتشان و جهتهای مداری آنها را که فضاپیمای گالیله در طول سفرش از حلقههای مشتری در سال ۱۳۸۲-۱۳۸۱ دریافت کرده بود، مطالعه کردند. کروگر مجموعه اطلاعات جدید را بررسی کرد و هامیلتون مدلهای کامپیوتری دقیقی را ایجاد کرد که با غبار و اطلاعات تصویری روی حلقههای مشتری هماهنگ بود و خروج از مرکز مشاهده شده را توضیح میداد. کروگر گفت: "با مدل خود میتوانیم تمام ساختارهای ضروری حلقه غباری مشاهده شده را توضیح دهیم." بر طبق نظر هامیلتون، مکانیسمهای مشخص شده در این مدل، حلقههای هر سیارهای در هر منظومهٔ ستارهای را تحت تاثیر قرار میدهد. ولی این اثرات ممکن است بدین گونه که در مشتری است، آشکار نشود. هامیلتون گفت: "ذرات یخی در حلقههای معروف زحل خیلی بزرگتر و سنگینتر از آن هستند که به طور قابل ملاحظهای با این روند شکل گیرند، به همین دلیل بیهنجاریهای مشابه در آنجا مشاهده نمیشود." "یافتههای ما بر طبق اثرات سایه ممکن است جنبههایی از شکل گیری سیارهای را روشن کند. زیرا ذرات غبار باردار باید به صورت تودههای بزرگتر ترکیب شوند، تا این که در نهایت سیارات و قمرها شکل گیرند." غباری که حلقههای کم رنگ مشتری را تشکیل میدهد، در زمانی که ذرات باقی مانده در فضا به صورت اقمار داخلی کوچک ـبه ترتیب از نزدیکترین تا دورترین: آدراستیا، متیس، آمالتیا و تبهـ فروپاشی کردند، شکل گرفتند. این غبار به صورت یک حلقهٔ اصلی، یک هالهٔ میانی و دو حلقهٔ کم رنگتر با فاصلهٔ بیشتر مرتب شده است. حلقهها بیشتر در مدارهای این چهار قمر محدود شدهاند. ولی برجستگی اندک و آشکار گسترش غبار به سوی خارج از مدار تبه تا این زمان دانشمندان را شگفت زده کرده است. دانشمند ایتالیایی گالیله اولین کسی بود که اقمار مشتری را کشف کرد. نخستین بار گالیله چهار تا از بزرگترین قمرهای سیاره را در سال ۹۸۹ هجری شمسی مشاهده کرد. در۱۶ آذر ۱۳۷۴، فضاپیمای گالیله متعلق به ناسا به مشتری رسید و اولین مدار از ۳۵ مدار دور سیاره را آغاز کرد. در بیشتر از هفت سال، این فضاپیما ۱۴۰۰۰ تصویر از مشتری و اقمار و حلقههای آن گرفت. در ۳۰ شهریور ۱۳۸۲ فضاپیمای گالیله در یک فرود قابل کنترل قرار داده شد تا ماموریت خود را با سقوط در جو مشتری خاتمه دهد. علاوه بر ابزارهای عکسبرداری، فضاپیما یک آشکارساز غبار بسیار حساس حمل میکرد که هزاران برخورد از ذرات غبار مسیرش به سوی حلقهٔ مشتری در سال ۸۲-۱۳۸۱ را ثبت کرد. یکی از کشفهای جدید فضاپیمای گالیله گسترش تبه بود.
برخورد دنباله دار شومیکر-لوی ۹
در مارس ۱۹۹۳ سه ستارهشناس به نام های یوجین شومیکر، کارولین شومیکر و دیوید اچ لوی یک دنبالهدار را نزدیک مشتری کشف نمودند. این دنبالهدار بعدها شومیکر-لوی ۹ نام گرفت. به علت جاذبه مشتری دنبالهدار به سوی مشتری کشیده شد. هنگامی که دنبالهدار کشف شد به ۲۱ تکه شکسته شده بود احتمالا هنگامی که به سیاره نزدیک شده بود در اثر جادبه سیاره متلاشی شده بود محاسبات بر مبنای مکان و سرعت دنباله دار نشان داد که در ژوئیه ۱۹۹۴ تکههای دنبالهدار با اتمسفر مشتری برخورد خواهند نمود. دانشمندان امیدوار بودند که اطلاعات زیادی از اثرات برخورد دنبالهدار و سیاره به دست بیاورد. ستارهشناسان تلسکوپهای بزرگ و مهم روی زمین را در تاریخ پیش بینی شده به سوی مشتری نشانه روی کردند. دانشمندان همچنین مشتری را به وسیله تلسکوپ قذرتمند هابل و فضاپیمای گالیله که در راه خود به سوی مشتری بود مشاهده می نمودند. تکهها به پشت مشتری که از زمین و تلسکوپ هابل قابل مشاهده نبود برخورد نمود اما چرخش مشتری باعث میشد که بعد از نیم ساعت اثر برخورد قابل مشاهد باشد.دانشمندان حدس میزدند که بزرگترین قطعهها قطری برابر با۵/-۴ کیلومتر راداشته باشند.برخورد به طور مستقیم توسط فضا پیمای گالیله که درفاصله ۲۴۰ ملیون کیلومتری سیاره قرار داشت قابت مشاهده بود اما بدیل ریسک از کار افتادن دستگاههای فضا پیماو از دست دادن هدف اصلی ماموریت دادهها ثبت و ارسال نگردید.برخورد باعث انفجارهای عظیمی گردید احتمالا به علت فشار و گرمشدن و پخش شدن اتمسفر گازی سیاره.اگر برخوردی اینچنینی با زمین رخ میداددر اثر گرد و غبار ناشی از ان و سرد شدن زمین احتمالا حیات بر روی زمین از بین میرفت
ماموریتها به مشتری
تاکنون ایالات متحده شش فضا پیما را به مشتری فرستاده است ۱- پایونر۱۰ ۲- پایونر-ساترن۳ ۳- ویه جر۱ ۴- ویه جر ۲ ۵-اولیسز ۶- گالیله
مهدي نوروز
