ریاضی

دانلودپنج نمونه سوال ریاضی نوبت دوم پایه ی پنجم  

ترجمه ی فارسی یکی از سوره های قرآن

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر (1)

ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. (2)

(خداوندى كه) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (3)

(خداوندى كه) مالك روز جزاست. (4)

(پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستيم; و تنها از تو يارى مى‏جوييم. (5)

ما را به راه راست هدايت كن... (6)

راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى، و نه گمراهان. (7)

سینا کوه کمری 

پاسخ چند سؤال‏

چرا انسان ها از مرگ مى‏هراسند؟!.

ابوذر: چون دنيا را آباد و آخرت خود را خراب كرده‏اند.

 

پس رحمت خدا كجاست ؟!.

ابوذر: إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ: رحمت و مهر خداوند به نيكوكاران نزديك است.

 

اى اباذر!... آيا مطلبى ظريف می گویی تا چيزى بياموزم؟!.

ابوذر: مطلب بسيار است اما اگر توان دارى به كسى كه دوستش مى‏دارى بدى نكن.

 

آيا ديده‏اى كه كسى به دوست خويش بدى كند ؟!.

آرى!... نفس تو (وجود خودت) محبوب‏ترين چيزها نزد توست، وقتى كه فرمان خدا را زير پا مى‏گذارى، به نفست بدى مى‏كنى و او را مستحقّ آتش مى‏نمايى.

 

رضا نمدکلاهی

مرورى در زندگی امام صادق (ع)

نام:‏ «جعفر» Image

كنيه: «ابو عبدالله‏»

لقبش: ‏«صادق‏»

پدر گرامي: امام محمّد باقر(ع)

مادر گرامى: ‏«ام فروه»

روز تولد: «هفدهم ربيع الاول»

سال تولد: «هشتاد و سه هجرى قمرى»

محل تولد: «مدينه»

مدت زندگي: «شصت و پنج سال»

مدت امامت: «سى و چهار سال»

فرزندانش:«امام كاظم عليه السلام‏»، «اسماعيل‏»، «عبد الله‏»، «محمد ديباج‏»، «اسحاق‏»، «على عريضى‏»،«عباس‏»،«ام فروه‏» و «اسماء» و «فاطمه‏» هفت پسر و سه دختر

زمامداران دوران امامت: «هشام بن عبد الملك‏»، «وليد بن يزيد بن عبدالملك‏»، «يزيد بن وليد»، «ابراهيم بن وليد»و «مروان حمار» از بنى اميه و «سفاح‏»و «منصوردوانيقى‏» از بنى عباس

امام(ع) در باره‏ى مادرش ‏«ام فروه» فرمود:«مادرم از بانوان پرهيزكار، با ايمان و نيكوكار بود

رضا نمدکلاهی

عید نوروز را چرا عید می گویند؟

ازقيل" پيامبر به سرزمينى رسيد. اهل آن سرزمين همگى مرده بودند. "ازقيل" عرض كرد؛ ...خداوندا!... اين ها را چگونه زنده خواهى نمود؟!. امر شد؛ مقدارى آب بر روى خاك آن ها بريز و بخواه تا زنده شوند.

"ازقيل" به دستور خدا عمل كرد. مقداري آب بر خاك ريخت. از خداوند تقاضاى بازگشت آن ها را به حيات و زندگانى نمود.

همگى زنده شدند و بين سى سال تا هفتاد سال مجدّدا زندگى نمودند. اين حادثه در روز اوّل فروردين يعنى روز اوّل بهار واقع شد. به اين واسطه روز اوّل فروردين را عيد مي گويند. كلمه ي "عيد" مأخوذ و گرفته شده از "عود و اعاده" است.

 

رضا نمدکلاهی

خرگوش ها و روباه

يكي بود يكي نبود،غير از خدا هيچكس نبود.

پدر ميان جنگل زيبايي، شهري بود به نام شهر خرگوش ها  كه ساكنانش همگي خرگوش بودند. درگوشه اي از اين شهر، آقا خرگوشه و زن و بچه اش در خانه ي قشنگي زندگي مي كردند.

 آن ها يك مزرعه داشتند كه در آن هويج و كلم و كاهو پرورش مي دادند. مامان خرگوشه آشپز خوبي بود و غذاهاي خوشمزه اي مي پخت. مامان خرگوشه و بابا خرگوشه سه تا بچه داشتند: دوتا دختر و يك پسر. پسرشان بزرگ تر بودImage.

اسم او تيزپا  و اسم خواهرهايش نمكي و قندي بود. تيزپا خيلي تند مي دويد و هيچ خرگوشي به او نمي رسيد. تيزپا و خواهرانش با بقيه ي بچه خرگوش ها، هر روز به مدرسه مي رفتند و خانم خرگوش پيري به آنها درس مي داد. خانم معلم كمي سختگير بود؛ اما چيزهاي خوبي به بچه خرگوشها يادمي داد.

خرگوشها مي دانستند كه اگر به حرفهاي او خوب گوش كنند و به آنها عمل نمايند،مي توانند زندگي آرام و بي خطري داشته باشند. خانم معلم درباره ي زندگي و عادتهاي همه ي حيوانات به آنها گفته بود. حالا خرگوشها مي دانستند كه روباه حيواني حيله گر و دشمن خرگوشهاست. مي دانستند كه لاك پشتها آرام و سر به زيرند. ميمونها بازيگوش و پرسروصدا و زرنگند و.... ب

له بچه ها، خانم معلم علاوه بر درسهايي كه به بچه ها مي داد، آنها را وامي داشت تا در حياط مدرسه باغچه درست كنند و در آن هويج و كلم و كاهو بكارند. مي خواست وقتي بچه خرگوشها بزرگ شدند، بتوانند راحت زندگي كنند و به كسي احتياج نداشته نباشند. در اين ميان تيزپا از اين وضع ناراضي بود. او دلش مي خواست فقط بدود و بازي كند.از كاركردن درمزرعه ي كوچك مدرسه بدش مي آمد. براي همين هر روز موقع رفتن به مدرسه مادرش را اذيت مي كرد و مي گفت:« دلم نمي خواهد به مدرسه بروم.مي خواهم بروم توي جنگل و بازي كنم. خانم معلم را دوست ندارم. او درسهاي سختي به ما مي دهد و وادارمان مي كند كه همه را ياد بگيريم.»

مامان تيزپا مي گفت: «تو بچه ي تنبلي هستي و براي فرار از درس و مدرسه بهانه مي آوري. خانم معلم شما ، به من هم درس داده و مرا هم باسواد كرده است . من پختن سوپ و بچه داري و كار در مزرعه را ازاو ياد گرفته ام. برو، برو و اينقدر تنبلي نكن. ببين نمكي و قندي  چقدر مدرسه را دوست دارند و چقدر با خوشحالي به مدرسه مي روند. »

آقا خرگوشه هم او را دعوا مي كرد و مي گفت: «بچه جان ، اين حرفها چيه مي زني؟ مدرسه رفتن خيلي مهم است؛ اگر به مدرسه نروي بي سواد و نادان مي ماني و خرگوش نادان به درد نمي خورد.نمي تواند دشمنانش را بشناسد و از دست آنها فرار كند. نمي تواند مزرعه اش را آباد كند و گرسنه مي ماند. برو، برو و درست را بخوان تا بفهمي كه مدرسه رفتن چقدر خوب است. »

آنوقت تيزپا با گوش هاي آويزان و چشم هاي گريان همراه خواهرانش به مدرسه مي رفت و تا مي توانست تنبلي مي كرد.

يك روز كه بازهم با مامانش حرف مي زد و مي خواست به مدرسه نرود، روباهي كه يواشكي به شهر خرگوش ها وارد شده بود و  خودش را پشت خانه ي آنها پنهان كرده بود، حرفهاي شان را شنيد و فهميد كه تيزپا مدرسه را دوست ندارد. آن روز نمكي و قندي كه ديرشان شده بود، منتظر تيزپا نماندند و خودشان دويدند و رفتند ،اما تيزپا بعد از آنها از خانه خارج شد و به جاي رفتن به مدرسه، به سوي درختان انبوه جنگل رفت تا براي خودش بگردد و بازي كند. وقتي ميان جنگل رسيد، روباه كه او را تعقيب مي كرد، مقابلش ظاهر شد و سلام كرد. تيزپا ترسيد و خواست فرار كند كه روباه خنديد و گفت: «دوست كوچولوي من ، چرا فرار مي كني؟ من كاري با تو ندارم. من مي دانم كه تو مدرسه را دوست نداري .آمده ام به تو كمك كنم.»

تيزپا با تعجب پرسيد: «تو از كجا مي داني كه من مدرسه را دوست ندارم؟» روباه جواب داد: «از اينكه امروز به جاي رفتن به مدرسه ، داري توي جنگل پرسه مي زني. »

تيزپا گفت: «اما من از خانم معلم شنيده ام كه روباه ها دشمن خرگوشها هستند. »

روباه خنديد و گفت: «شايد بعضي از روباهها از خرگوشها به عنوان غذا استفاده كنند ولي من يك روباه گياهخوار هستم و غذايم كاهو ، كلم ، هويج ، شلغم و انواع ديگر سبزيهاست. اگر به خانه ام بيايي مي بيني كه چه باغچه ي قشنگي دارم و چه سبزيهاي خوشمزه اي در آن كاشته ام. من هم مثل تو از مدرسه بدم مي آمد. براي همين به مدرسه نرفتم و مشغول كار در باغچه ام شدم. درس و مدرسه چه فايده اي دارد؟ آنهم با اين معلمهاي سختگير و بداخلاق!»

تيزپا كه مي ديد روباه با او كاري ندارد و با مهرباني حرف مي زند، از حرفهاي او خوشش آمد.حرفهايش را باور كرد وهمراه او به لانه اش رفت. روباه راست مي گفت.او يك باغچه پر از هويج و انواع سبزيهاي خوشمزه داشت. خانه اش هم خيلي قشنگ بود. روباه او را به خانه ي كوچكش كه ديوارهاي قرمز و در سبز داشت وداخل آن هم چندتا صندلي راحت و ميز و تختخواب ديده مي شد برد و شروع به پذيرايي كرد. آنقدر خوراكيهاي خوشمزه به تيزپا داد كه تيزپا خوابش گرفت و رفت روي تختخواب نرم و راحت گرفت و خوابيد. وقتي بيدار شد، روباه بازهم به او غذا داد. روباه آنقدر مهربان بود كه تيزپا با خودشگفت: « نمي دانم چرا خانم معلم گفته روباهها دشمن ما هستند؛ من كه جز مهرباني از اين روباه چيزي نديده ام و دلم نمي خواهد ديگر به خانه ام برگردم. همين جا پيش روباه مي مانم و از خوراكيهاي خوشمزه اش مي خورم و بازي مي كنم. ديگر مجبور نيستم به مدرسه بروم.»

اما بچه ها، بشنويد از خانواده ي تيزپا؛ آنها وقتي ديدند كه تيزپا گم شده ، سخت نگران شدند. آقا و مامان خرگوش با برفي و نمكي و بقيه ي دوستانشان، همه جا را دنبال او گشتند، اما پيدايش نكردند. آمدند پيش خانم معلم تا او راهنماييشان كند. خانم معلم فكري كرد و گفت:« چند سال پيش گرگي كه خيلي گوشت خرگوش دوست داشت ، روباهي را وادار كرده بود تا خرگوشها را گول بزند و به لانه اش بكشاند و آنقدر خوراكي به آنها بدهد تا چاق و چله و پروار شوند . آنوقت روباه خرگوش چاق را به گرگ مي داد و گرگ هم در عوض به او مرغ و خروس مي داد. اين يك معامله بين روباه و گرگ بود. اما وقتي خرگوشها متوجه شدند، ديگر فريب آنها را نخوردند و گرگ و روباه به جاي ديگري رفتند. شايد بازهم برگشته باشند و تيزپا فريب خورده باشد. »

يكي از بچه خرگوش ها كه اسمش زرنگ بود، گفت: «من صبح زود كه داشتم مي آمدم، از پشت درختها پوزه ي يك حيوان راديدم اما ترسيدم و فرار كردم و به كسي هم چيزي نگفتم .»

خانم معلم گفت:« شايد پوزه ي روباه را ديده اي و بهتر بود مي گفتي تا بيشتر مراقب باشيم. حالا هم بايد بگرديم و خانه ي روباه را پيدا كنيم و تيزپا را نجات بدهيم . راستي كدام يك از شما حس بويايي قويتري دارد؟»

عمو فلفلي كه خرگوش پير و مهرباني بود، گفت: « حس بويايي من بسيار قويست. من بوي روباه را خوب مي شناسم. الان به شما مي گويم كه خانه اش كجاست. »

عموفلفلي دماغش را تيز كرد و به راه افتاد. بقيه ي خرگوشها هم به دنبالش رفتند. اومي رفت و بومي كشيد . آنها تا آخر جنگل رفتند و سرانجام به خانه ي قشنگي رسيدند كه مال روباه بود. عموفلفلي ايستاد و به خانه اشاره  كرد و گفت: «همينجاست. روباه در اين خانه است. تيزپا هم اينجاست.» مامان خرگوشه گفت :« بله، من هم بوي تيزپا را حس مي كنم، او هم در اين خانه است. » خانم معلم به آنها گفت: «بايد صبر كنيم تا روباه از خانه خارج شود و بعد به سراغ تيزپا برويم. »آقا خرگوشه گفت: «اما اگرتا آن موقع روباه بلايي به سر پسرم بياورد، من چه خاكي به سرم بريزم؟»

خانم معلم گفت: « نگران نباش، او فقط به تيزپا غذا مي دهد تا چاق شود. » عموفلفلي

گفت: «همگي پنهان شويد تا روباه شما را نبيند و بويتان را حس نكند.» آنوقت همه ي خرگوشها زير بوته ها پنهان شدند و ساكت ماندند. كمي بعد روباه در حاليكه سوت ميزد و آواز مي خواند، از خانه خارج شد و رفت. باباي تيزپا به بقيه اشاره كرد كه سر جاهايشان بمانند تا او خودش سري به آن خانه بزند .همه منتظر ماندند. آقاخرگوشه با احتياط جلو رفت و از پنجره ي باز به خانه وارد شد. تيزپا را روي صندلي راحتي ديد كه نشسته بود و هويج مي خورد. آهسته صدا زد:« تيزپا، تيزپا اينجا چكار مي كني؟» تيزپا كه انتظار نداشت پدرش را در آنجا ببيند، جا خورد و از روي صندلي پايين پريد. پدرش گفت:« زود باش تا روباه برنگشته از اينجا برويم اگر بمانيم خوراك گرگ خواهيم شد.» تيزپا كه دلش نمي خواست از آن خانه برود، گفت:« اما اين روباه با بقيه فرق دارد.او  گياهخوار است و كاري به من ندارد. بگذاريد من اينجا بمانم.» آقاخرگوشه كه از دست تيزپا خيلي عصباني بود، گوشهاي او را گرفت و او را با خودش از خانه بيرون برد. وقتي آنها پيش بقيه رفتند، خانم معلم گفت:« زود باشيد برويم، بايد فرار كنيم.» آنوقت همه ي خرگوشها با سرعت از آنجا دور شدند تا به شهر خودشان رسيدند. همه ي آنها به دعوت خانم معلم ، در مدرسه جمع شدند. خانم معلم گفت:« امروز تيزپا را از دست روباه نجات داديم و حالا او بازهم در ميان ماست. اما بايد فكري بكنيم ؛ چون روباه و گرگ ما را آسوده نخواهند گذاشت.»

تيزپا كه از بازگشت به مدرسه ناراحت و ناراضي بود، گفت:« اما روباه اصلاً حيوان بدي نيست. او به من خوراكيهاي خوشمزه داد و مواظب بود كه به من بد نگذرد. آنوقت شما مي گوييد كه او بدجنس است. چرا اين حرفها را مي زنيد؟»

مامان خرگوشه كه خيلي ناراحت به نظر مي رسيد گفت:« تو امروز كار زشتي كردي و دنبال روباه رفتي . بگو ببينم ، جريان چي بود و چطور شد كه با او رفتي؟»

تيزپا گفت:« او مي دانست كه من حال مدرسه رفتن را ندارم، آمده بود تا كمكم كند. او مرا با خودش به خانه اش برد و به من خوراكي داد و مواظبم بود. اما شما آمديد و نگذاشتيد پيش او بمانم.»

عمو فلفلي گفت:« پسرجان، تو نمي داني روباهي كه به خرگوش غذا مي دهد و از او پذيرايي مي كند، چه نقشه اي برايش دارد؟»

 خال خالي كه خرگوش جوان و باهوشي بود گفت:« شايد تيزپا يادش رفته كه مادرش چقدر زحمت مي كشد و هرروز چه سوپهاي خوشمزه اي درست مي كند. من هر وقت به ديدن خانم و آقاخرگوشه مي روم ،از آن سوپهاي خوشمزه مي خورم و لذت مي برم.»

مادر تيزپا كه از تعريف هاي خال خالي خوشش آمده بود لبخندي زد و گفت:« ممنونم كه از دستپخت من تعريف كرديد، اما تيزپا كه قدر اين چيزها را نمي داند. او امروز نشان داد كه نه مدرسه را دوست دارد و نه خانواده اش را...» و با گفتن اين حرفها به گريه افتاد.

خانم معلم گفت:« من هميشه دلم مي خواهد به شاگردانم خوب درس بدهم. مي خواهم وقتي بزرگ شدند، تمام چيزهايي را كه براي يك خرگوش لازم است بدانند. مي خواهم شاگردانم زرنگ و باهوش و شجاع  و دانا باشند. دوست و دشمن خود را بشناسند و كاري نكنند كه باعث گرفتاري و درسر آنها بشود. اگر گاهي به آنها سخت مي گيرم ، نبايد ناراحت شوند و خيال كنند كه مي خواهم اذيتشان كنم. نه، قصد من آزار دادن آنها نيست، من يك آموزگارم و يك آموزگار همه ي شاگردانش را مثل فرزندانش دوست مي دارد. »

تيزپا كه بعد از شنيدن حرفهاي ديگران كمي خجالت مي كشيد ، در حالي كه سرش را زير انداخته بود گفت:« من امروز كار اشتباهي كردم و بدون معطلي دنبال روباه كه دشمن ماست راه افتادم و با او به خانه اش رفتم و فكركردم كه او يك دوست واقعي است .اما حالا مي فهمم كه چه كار بدي كرده ام. مرا ببخشيد .ديگر تكرار نمي شود.»

حرف هاي تيزپا كه تمام شد ،همه ي خرگوشها كف زدند و هورا كشيدند. بعد از آن خرگوشها قرار گذاشتند كه بيشتر مراقب باشند و اگر بوي  حيوان ناشناسي را حس كردند، فوراً پنهان شوند و با هيچ غريبه اي حرف نزنند . چندتا نگهبان هم در اطراف مدرسه ايستادند تا اگر حيوان خطرناكي را در اطراف مدرسه مشاهده كردند، به خانم معلم خبر بدهند. عده اي هم يك پناهگاه زيرزميني ساختند تا در مواقع خطر به آن پناه ببرند و به دست دشمنان نيفتند.  بله بچه ها، خرگوشهاي زرنگ و دانا سالهاي سال با آرامش در كنار هم زندگي كردند و هيچ روباهي نتوانست آنها را گول بزند و به لانه ي گرگ ببرد. تيزپا هم پسر درسخواني شد و دست از تنبلي برداشت. از آن به بعد او بهترين دانش آموز مدرسه بود. وقتي بزرگ شد، خانم معلم از او خواست كه به جاي او در مدرسه كار كند. تيزپا هم قبول كرد و معلم جديد بچه خرگوش ها شد. اما بشنويد از روباه ، اوبه سراغ دوستش ، آقا گرگه رفته بود تا به او بگويد كه يك خرگوش برايش شكار كرده وهمينكه خرگوش كوچولو چاق شود، آنرا برايش خواهد آورد. وقتي به خانه اش برگشت و تيزپا را نديد، خيلي ناراحت شد.باز هم پيش گرگ رفت و به او

گفت:« من داشتم به آن خرگوش كوچولو غذا مي دادم تا چاق شود و تو بتواني او را بخوري اما او فراركرده است.»

گرگ گفت:« ما چندسال پيش هم به اينجا آمده بوديم. خرگوشهاي اينجا خيلي زرنگ هستند و به اين سادگي فريب نمي خورند. بيا از اين جا به جاي ديگري برويم و خرگوش هايي را پيدا كنيم كه شكار كردنشان زحمتي نداشته باشد. من حال و حوصله ي دردسر را ندارم.»

آن ها رفتند و به سرزميني رسيدند كه خرگوشهاي زيادي در آن زندگي مي كردند. خرگوش هايي كه مدرسه و معلم نداشتند. بيسواد و نادان بودند و راحت به دام مي افتادند.در آن جا روباه خرگوش هاي  چاق و چله را به گرگ مي داد و گرگ هم  در عوض مرغ و خروس هاي چاق و خوشمزه به او ميداد. اين معامله ي گرگ و روباه سال ها ادامه داشت، اما تيزپا و دوستانش هرگز به دام آن ها نيفتادند. شما كه علتش را مي دانيد. مگرنه؟

رضا نمدکلاهی

اشك حاكم

حاكم را به نخلي بسته بودند. چهره‌اش پر از گوجه پوسيده بود. لباس هايش پر تخم مرغ گنديده بود. چند جاي صورتش خراشيده بود.

دستور خليفه بود. او را محكم به نخل، طناب پيچ كرده بودند تا هر كس كينه‌ي او دارد بيايد تلافي كند.

هشام حاكم مدينه بود. خليفه كه عوض شد، او هم بر كنار شد. هر كاري كرده بود به فرمان خليفه بود. خليفه جديد مي‌خواست نشان دهد كه مرد خوبي است.

هر كس مي‌آمد كاري مي‌كرد. بعضي به او ناسزا مي‌گفتند. پيرزني مشتي خاك به سر و صورت او پاشيد. چند بچّه سنگ به او مي‌زدند.

هوا گرم بود. خورشيد مستقيم مي‌تابيد. هشام عرق كرده بود. تنش مي‌خاريد. ديگر خسته شده بود. چند نفر دورش حلقه زده بودند. دو نگهبان در سايه ايستاده بودند. جواني گفت: ... ابو محمّد دارد مي‌آيد.

دل هشام پايين ريخت. تنها از او مي‌ترسيد. احساس كرد مرگش نزديك است. از صبح منتظر پيشواي شيعيان بود. چه كارها كه نكرده بود. باغش را گرفته بود. خدمتكارهايش را زده و زنداني كرده بود. به خودش بي احترامي كرده بود. دلش مي‌خواست بميرد. خيلي مي‌ترسيد. با ديدن امام(ع)(ع) مي‌خواست تكان بخورد، نتوانست.

مردي گفت: ... بي چاره، روزي كه خانواده پسر پيامبر(ص) را آزار مي‌دادي، بايد به فكر امروز مي‌بودي.

صداي پاي او را مي‌شناخت. نزديك و نزديك تر مي‌شد. جرأت نمي‌كرد سرش را بلند كند. سايه او را ديد كه جلو آمد. با چند نفر از خدمتكارانش بود. اگر هر كدام ضربه‌اي مي‌زدند. او مي‌مرد. جمعيّت بيشتري آمده بودند. سر و صدا مي‌كردند. درباره سرنوشت او حرف مي‌زدند. او بارها خدمتكاران علي پسر حسين را كتك زده بودند.

امام(ع) قدمي جلوتر رفت. هشام چشمانش را بست. دست امام(ع) بالا رفت. فكر كرد محكم به گونه‌اش مي‌خورد. اگر او مي‌زد، همه مي‌زدند. امام(ع) گوجه پوسيده‌اي را كه به موهايش چسبيده بود برداشت و گوشه‌اي انداخت.

همه ساكت شدند. امام(ع) برگشت. هشام چشمانش را باز كرد. علي بن الحسين با خدمتكارانش صحبت مي‌كرد. همه‌ي آن ها قوي بودند. بعضي با خشم به او خير شده بودند، هشام آب دهانش را فرو داد. احساس كرد آخر عمرش است. مي‌خواست التماس كند. امّا نمي‌توانست از ترس پاهايش مي‌لرزيد.

امام(ع) به طوري كه همه بشنوند، فرمود: به هشام آسيبي نرسانيد.

چه مي‌شنيد؟!. يعني پسر حسين او را بخشيده بود. نمي‌دانست خوشحال باشد يا ناراحت. ميوه‌هاي پوسيده را مي‌ديد كه دست مردم روي زمين مي‌افتاد. اشك در چشمانش حلقه زد. احساس كرد بين او و فرزند رسول خدا چه فاصله زيادي است. مردم آهسته حرف مي‌زدند. هيچ كس باور نمي‌كرد. هشام سرش را به نخل تكيه داد. نور خورشيد چشمانش را مي‌سوزاند. قطره‌ي اشكي بر گونه خاك گرفته‌اش غلتيد.

Image

رضا نمدکلاهی

مهمان بي ادب

علي(ع) نگران بود. هيزمي زير ديگ گذاشت. ابو لهب آمد و از كنارش گذشت. آتش شعله كشيد. ابو لهب غرغر مي‌كرد و به طرف اتاق مي‌رفت. مي‌ترسيد. اگر مثل ديروز سر و صدا مي‌كرد و نمي‌گذاشت پيامبر(ص) حرف بزند! به شعله‌ي آتش نگاه كرد. برخاست و رفت تا كاسه‌ها را بياورد.Image

مهمان ها يكي يكي مي‌آمدند. پيامبر(ص) به آن ها خوش آمد مي‌گفت. بوي آب گوشت، حياط را پر كرده بود. علي(ع) ظرف ها را آورد. پيامبر(ص) داشت غذا را هم مي‌زد. همه مهمان ها كه آمدند، پيامبر(ص) ظرف ها را چيد. از علي(ع) خواست برود سفره را پهن كند. بعد در هر كاسه مقداري غذا ريخت. علي(ع) آمد، كمك كرد و كاسه‌ها را برد به اتاق. پيامبر(ص) گرده‌هاي نان را در سفره گذاشت و گفت: « ... به نام خدا بخوريد».

ابولهب سرفه‌اي كرد. لقمه در گلويش گير كرد. چند نفر خنديدند. ابو لهب اخم كرد و لقمه ديگري برداشت و در دهانش گذاشت.

علي(ع) با مشك آب راه مي‌رفت. پياله‌اي در دستش بود. مهمان ها را آب مي‌داد. گاهي به ابولهب نگاه مي‌كرد كه با همه انگشتانش غذا مي‌خورد. ريش بلندش چرب شده بود. خنده‌اش گرفت.

هنوز سفره پهن بود، امّا ديگر كسي غذا نمي‌خورد. پيامبر(ص) جلو رفت و شروع به صحبت كرد. علي(ع) آمد و كنارش نشست. دوست داشت بفهمد پيامبر(ص) ديروز چه مي‌خواسته بگويد.

-   اي فرزندان عبدالمطلب! به خدا سوگند كسي را نمي‌شناسم كه بهتر از آن چه من براي شما آوردم براي نزديكان خود آورده باشد. من خوش بختي دنيا و آخرت شما را مي‌خواهم.

يك باره ابولهب برخاست. دل علي(ع) پايين ريخت. برخاست. كاش كسي جلو او را مي‌گرفت. ابولهب مي‌خواست فرياد بزند. حمزه و عباس او را نشاندند. علي(ع) نفس راحتي كشيد. عباس گفت: « ... ادامه بده، فرزند برادر!».

سر و صداها خاموش شد. علي(ع) نگاهي به مهمان ها كرد. همه از اقوام پيامبر(ص) بودند. پيامبر(ص) ادامه داد.

-   خدا مرا فرستاده است تا شما را به سوي او دعوت كنم. من پيامبر(ص) خدا هستم. دو كلمه بگوييد و رستگار شويد؛ خدايي جز خداي يكتا نيست.

همه ساكت بودند. ابولهب با ناراحتي جا به جا شد. گفت: « ... چرا جلو محمد را نمي‌گيرند». وقتي ديد كسي چيزي نمي‌گويد سري تكان داد.

پيامبر(ص) گفت: « ... چه كسي مرا كمك مي‌كند تا برادر و جانشين من در ميان شما باشد».

مهمان ها به هم ديگر نگاه مي‌كردند. هيچ كس چيزي نمي‌گفت. علي(ع) ابولهب را ديد كه پوزخند مي‌زد. وقتي ديد كسي جواب نمي‌دهد. برخاست. مشت هايش را گره كرد. گفت: « ... اي رسول خدا، من به تو كمك مي‌كنم».

همه به علي(ع) خيره شدند. از همه كوچك تر بود. پيامبر(ص) دست روي سرش گذاشت و با مهرباني گفت: « ... بنشين» و دوباره حرف هايش را تكرار كرد؛ امّا كسي بلند نشد. براي بار سوم علي(ع) برخاست و گفت: « ... اي رسول خدا، من تو را ياري مي‌كنم ...».

صدايش نمي‌لرزيد. پيامبر(ص) وقتي ديد كسي حرف نمي‌زند، دست او را گرفت و گفت: « ... آگاه باشيد كه علي(ع) برادر و جانشين من در ميان شماست. سخنانش را بشنويد ...

ابولهب طاقت نداشت. با تمسخر به پدر علي(ع) گفت: « ... ابوطالب! تو بايد از پسرت پيروي كني، مي‌فهمي!؟».

اشك در چشمان ابوطالب حلقه زده بود. به پسرش نگاه كرد. احساس مي‌كرد علي(ع) بزرگ تر از همه است. او و محمد چقدر دوست داشتني بودند.

رضا نمدکلاهی

دو مادر و يك فرزند

    بچه من است!

-    دروغ مي‌گويد: پسر من است!Image

امام(ع) نگاهي به هر دو زن كرد. يكي قد بلند بود. ديگري چاق و قد كوتاه بود. امام(ع) بچه را گرفت و گذاشت وسط. تپل و قشنگ بود. بچه دست و پايش را تكان داد و شروع به گريه كرد. هر دو زن خم شدند، بچه را بردارند، امّا از آن ها خواست، صبر كنند. همه ساكت بودند. چند نفر دور آن ها حلقه زده بودند. قنبر خدمت كار جلو رفت. نوزاد را برداشت. تكانش داد تا ساكت شود.

زن چاق گفت: « .... امير المؤمنين، به من كمك كنيد. بچه اين زن مرده است».

زن ديگر با گريه گفت: « ... دروغ مي‌گويد. همسايه هستيم. بچه را پيش او بردم نگه دارد. در بازار كاري داشتم. وقتي برگشتم ... .

امام(ع) نوزاد را گرفت. با انگشت لب پايينش را نوازش كرد. بچه دست هايش را تكان داد و خنديد. امام(ع) دوباره به هر دو نگاه كرد. هر دو شروع به التماس كردند تا امام(ع) بچه را به آن ها بدهد.

چند نفر ايستاده بودند، آرام حرف مي‌زدند. نوزاد كه نمي‌توانست صحبت كند. هيچ كس نبود كه بگويد بچه از كيست.

به نظر شما بچه از كدام زن است؟.

امام(ع) لحظه‌اي صبر كرد. رو به خدمت كارش كرد و گفت: « ... قنبر، برو شمشير مرا بياور».

قنبر تعجب كرد. اين جا كه ميدان جنگ نبود. مردم همهمه مي‌كردند. قنبر برخاست. از مسجد بيرون رفت. مدّتي بعد برگشت. ذوالفقار(1)  را به امام(ع) داد. امام(ع) شمشير را از غلاف بيرون كشيد. لبه آن مي‌درخشيد. سر و صداها آرام شد. دو زن با ترس به شمشير نگاه مي‌كردند. امام(ع) برخاست. نوزاد را برداشت و روي سكويي گذاشت و گفت: « ... بچه را نصف مي‌كنم، هر نيمه‌اش مال يك نفر»0

بچه گريه مي‌كرد. قنبر سعي كرد آرامش كند. هر دو زن ساكت بودند. نمي‌توانستند صحبت كنند. امام(ع) شمشير را بالا برد. زن چاق جلو رفت. جيغي كشيد. گريه كنان خودش را روي بچه انداخت و گفت: « ... سرورم، بچه را به اين زن بدهيد، او را نكشيد».

زن قد بلند خنديد. امام(ع) شمير را به قنبر داد. بچه را برداشت. او را بوسيد. به طرف زني رفت كه گريه مي‌كرد. نوزاد را به او داد و فرمود: « ... كودك مال تو است. چون راضي نشدي او را بكشم».

زن قد بلند كه ديد امام(ع) همه چيز را فهميده است. نشست و با التماس گفت: « ... مرا ببخشيد».(2)

 

۱.نام شمشير امام علي(ع)

2. كشف اليقين في فضائل امير المؤمنين، ص 67.

رضا نمدکلاهی

مرد ناشناس

زن، مشك آب را به دوش  مي كشيد. نفس نفس زنان به سوی‏  خانه‏اش می‏رفت. مردی ناشناس به او بر خورد. مشك را از او گرفت. خود به دوش كشيد. كودكان خردسال زن، چشم به در دوخته اند. با بي صبري منتظر آمدن مادر هستند. در خانه باز مي شود. كودكان، مرد ناشناسی را ديدند. او همراه مادرشان به خانه آمده است. مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. Image

مرد مشك را به زمين مي گذارد. از زن مي پرسد: " ... خوب معلوم است؛ كسی را نداری كه خود آب كشی می‏كنی!... چه طور شده كه بي ياور مانده‏ای؟!".

  •  "شوهرم رزمنده اسلام بود. علی بن ابي طالب او را به يكی از مرزها فرستاد. در آن جا شهيد شد. اكنون من و چند طفل خردسال او تنها مانده ايم".

مرد بيش از اين حرفی نزد. سر به زير انداخت. خداحافظی كرد و رفت. در آن روز، لحظه ايی از فكر آن همسر و فرزندان رزمنده شهيد بيرون نرفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود آماده شد. مقداری آذوقه از گوشت، آرد و خرما و... تهيه نمود. با سرعت به طرف خانواده رزمنده شهید رفت. در زد.

  •  "كيستی؟!".

  •  "همان بنده خدای ديروزی هستم. او كه، مشك آب را آورد. حالا مقداری‏ غذا برای فرزندانت آورده‏ام".

  •  "خدا از تو راضی شود، ولي بين ما و علی بن ابي طالب هم فقط خودش‏ حكم كند!".

درب خانه گشوده مي شود. مرد داخل خانه گردد.

ناشناس گفت: "... دلم می‏خواهد ثوابی كرده باشم. آيا اجازه مي دهی پختن نان و يا نگهداری‏ اطفال را من به عهده بگيرم".

  •  "بسيار خوب!...، ولی من بهتر می‏توانم نان بپزم. شما بچه‏ها را نگاه دار، تا من از پختن نان فارغ شوم".

زن رفت تا با خمير كردن آردها، نان گرمي فراهم سازد. مرد هم با مقداری گوشت كه خود آورده بود، كبابي آماده نمود. كباب ها را با دست خود به بچه‏ها خورانيد. به دهان هر كدام كه لقمه‏ای می‏گذاشت، می‏گفت : "... فرزندانم! اگر در رسيدگي به شما "علی بن ابي طالب" كوتاهی كرده است، او را حلال كنيد".

  •   زن صدا زد؛ ... خمير آماده شده است، اي بنده ي خدا تنور را با آتش آماده ساز!".

ناشناس تنور را آماده ساخت. شعله‏های آتش از تنور نان زبانه مي كشيد. مرد چهره‏ خويش را به آتش نزديك مي كرد و با خود می‏گفت: " ... حرارت آتش را بچش، اين است كيفر آن شخصي كه در كار كودكان خردسال و همسر شهيدان كوتاهی ‏كرده است".

در همين حال زنی از همسايگان به خانه آن رزمنده شهيد سر كشيد. او ناشناس‏ را شناخت. به زن صاحب خانه گفت: " ... وای به حال تو! آيا اين مرد را كه‏ به كمك گرفته‏ای می‏شناسی؟!. ... او اميرالمؤمنين علی بن ابي طالب(ع) است".

زن جلو آمد و گفت: " ... ای هزار خجلت و شرم ساری از برای من، من از شما معذرت می‏خواهم".

  •   " نه، من از تو و خانواده ات معذرت می‏خواهم كه در رسيدگي به تو و كودكان خردسالت كوتاهی كرده ام".

  • رضا نمدکلاهی

سگی با یک تکه گوشت

سگ بزرگی طعمه ای را که شکار کرده بود، به سگ کوچک و ضعیفی بخشید. سگ کوچک از غذایی که به دست آورده بود، بسیار خوشحال شد، گوشت را به دندان گرفت و جست و خیز کنان به راه افتاد تا جای مناسبی پیدا کند و غذا بخورد. هنگام عبور از روی یک پل ناگهان چشمش به آب افتاد و از حرکت ایستاد. چون زیر پایش سگی را می دید که تکه ای گوشت در دهان گرفته است، با خودش گفت: «امروز روز من است، شانس به من رو کرده، به نظرم می آید که گوشت او از مال من بزرگ تر باشد.»

او با عجله در آب پرید و سعی کرد سگی را که از آن بالا دیده بود، گاز بگیرد. آب به اطراف می پاشید. او شنا می کرد و با هیجان به دنبال سگ دوم به همه طرف چشم می گرداند. اما هر چه نگاه کرد، سگی را که تکه بزرگی گوشت در دهانش بود، پیدا نکرد. انگار یک دفعه ناپدید شده بود.

ناگهان یاد گوشت خودش افتاد. کجا افتاده بود؟ با سردرگمی زیر آب رفت تا به دنبال آن بگردد، اما چیزی پیدا نکرد. غذای خودش را هم در گیر و دار این طمع احمقانه از دست داده بود.

Image

رضا نمدکلاهی

 

اسکلت بدن انسان

 

                                       به نام خدا                                         

                               اسکلت بدن انسان

 

اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم .

  استخوان ها از چه چیزی ساخته شده اند ؟
اگر در موزه یک اسکلت واقعی یا فسیل دیده باشید فکر می کنید همه استخوان های آنها مرده اند . هر چند استخوان هایی که در موزه می بینید خشک ،سخت و شکننده هستند ولی با استخوان های بدن شما فرق می کنند یعنی استخوان هایی که اسکلت بدن شما را می سازند زنده اند و همیشه مثل سایر اعضای بدن رشد و تغییر می کنند .
همه استخوان های بدن تقریبا از مواد مشابه ساخته شده اند ؛ خارجی ترین لایه آن که قسمت صاف و سخت می باشد از استخوان فشرده درست شده است و وقتی اسکلتی را نگاه می کنید این قسمت قابل رویت می باشد .
درون استخوان فشرده چند لایه استخوان حفره دار وجود دارد که شبیه اسفنج می باشند .استخوان حفره دار مثل استخوان فشرده سخت نیست ولی باز هم خیلی محکم است.
دربسیاری از استخوان ها ، استخوان فشرده از قسمت درونی محافظت می کند یعنی از مغز استخوان که ژله مانند است و وظیفه اش ساختن سلول های خونی است .

 

استخوان چگونه رشد می کنند ؟
وقتی هنوز بچه هستید دست ها ، پاها و سایر اعضای بدنتان کوچک است ، کم کم که رشد می کنید و بزرگ می شوید، همه اعضا کمی بزرگ می شوند ازجمله استخوان ها .
بدن یک کودک هنگام تولد حدود ۳۰۰ استخوان نرم دارد ؛ این استخوان ها کم کم با هم جوش می خورند و ۲۰۶ استخوانی که بزرگسالان دارند تشکیل می دهند . بعضی از استخوان های کودکان از مواد نرم و انعطاف پذیری درست شده اند که به آن غضروف می گویند . در دوران کودکی درحالیکه رشد می کنید غضروف ها هم رشد می کنند و کم کم استخوان می شوند ، البته با کمک کلسیم غضروف ها تا ۲۵ سالگی سخت می شوند و در این سن تمام استخوان ها شکل گرفته اند . بعد از این غضروف ها دیگر رشد نمی کنند و استخوانهایی که به اندازه کافی رشد کرده اند اسکلتی را تشکیل می دهند که خیلی قوی و سبک است.

ستون مهره ها
ستون مهرها قسمتی از اسکلت است که به راحتی می توان آن را امتحان کرد دست خود را روی وسط کمر بکشید با انگشتان آنها را لمس می کنید .
ستون مهره ها به شما در چرخیدن خم شدن و ایستادن کمک می کنند ، همچنین از نخاع حفاظت می کند؛ نخاع بسته بزرگی از اعصاب است که اطلاعات را از مغز به سایر اعضای بدن می فرستد . ستون مهره ها دارای بیش از یک و یا حتی دو استخوان است . ستون مهره ها از ۲۶ استخوان تشکیل شده که به این استخوان ها ستون فقرات می گویند ضمناً هر مهره مانند یک حلقه می باشد .

 


مهره های ستون فقرات پنج نوع هستند ؛ هر قسمت کار متفاوتی انجام می دهد ؛ هفت مهره اول در بالا را مهره های گردنی می گویند که پشت سر و گردن قرار دارند . وزن سر سنگین است و این مهره ها وزن سر را تحمل می کنند .
زیر مهره های گردنی دوازده مهره قرار گرفته و مهره های قفسه سینه نام دارد و دنده ها را محکم می کند.
زیر مهره های قفسه سینه پنج مهره کمری قرار گرفته است .
زیر مهره های کمر، ساکرال (نشیمنگاه) قرار دارد ، پنج مهره که به هم وصل شده اند . و بالاخره درانتهای ستون فقرات استخوان دنبالچه قرار دارد که از چهار مهره به هم متصل شده درست شده است ، این قسمت خیلی مهم است چون وزن بدن را تحمل می کند و مرکز خوبی برای تحمل وزن می باشد ؛ پس وقتی یک کوله پشتی را بلند می کنید مهره های کمری ، نشیمنگاه و استخوان دنبالچه به شما نیرو می دهند ؛ وقتی می پرید یا پیاده روی می کنید این قسمت ها تعادل شما را حفظ می کنند .
بین هر مهره دیسکهای کوچکی قرار دارد که جنس آن غضروف می باشد . دیسک ازساییده شدن مهره ها جلوگیری می کند و ضربه های ستون مهره ها را می گیرد . وقتی می پرید یا می چرخید یا نیزه ای پرتاب می کنید دیسک از مهره ها حفاظت می کند و مانع آسیب رساندن به آنها می شود .



قفسه سینه
قلب ، ریه ها و کبد اعضای مهمی هستند، دنده ها از آنها محافظت می کنند . دنده ها مثل قفسی دور سینه هستند که لمس کردن آنها راحت می باشد ، انگشتان دست را روی سینه حرکت دهید آنها را لمس می کنید . اگر نفس عمیق بکشید دنده را در جلوی بدن به آسانی لمس خواهید کرد . بچه هایی که لاغر هستند دنده های آنها زیر پوستشان مشخص است .

 


دنده ها جفت جفت هستند و در هر طرف بدن دقیقاً جفت و یکسان می باشند بیشتر افراد دوازده جفت دنده دارند بعضی ها بیشتر از دوازده تا و بعضی ها کمتر آن دارند . همه دنده ها به ستون مهره های پشت ، درست در جایی که مهره های قفسه سینه آنها رانگه می دارند متصل شده اند . هفت جفت دنده اول قفسه سینه به جلوی جناغ سینه متصل هستند .جناغ سینه استخوان محکم در وسط سینه است که دنده ها را در جای خودشان نگه می دارد . بقیه دنده ها مستقیماً به جناغ سینه متصل نیستند . دو یا سه جفت دنده باقیمانده با بافت غضروفی به دنده های بالایی وصل می شوند .
دو جفت آخر آنها را دنده های متحرک می گویند . چون به جناغ سینه و دنده های بالایی وصل نیستند .نگران نشوید این دنده ها به هر طرفی حرکت نمی کنند و مثل دنده های بالایی به ستون فقرات پشت کمر متصل هستند .

استخوان جمجمه
استخوان جمجمه از مغز که مهمترین قسمت بدن است محافظت می کند . با گذاشتن دست روی سر می توانید آن را لمس کنید . مخصوصاً در پشت سر و چند سانتیمتر بالاتر از گردن . استخوان جمجمه از استخوان های متفاوتی درست شده است . بعضی از این استخوان ها از مغز محافظت می کنند و بعضی چار چوپ صورت را می سازند اگر دستتان را زیر چشم تان بگذارید بر جستگی هایی را لمس می کنید که حفره ای شکل هستند و چشمها در آن قرار دارند .
کوچکترین استخوان کل بدن، در سر قرار دارد و آن استخوان رکابی پشت پرده گوش می باشد که حدود ۶/۲تا ۳/۳ میلمتر طول دارد .

 


 

دوست دارید بیشتر درمورد استخوان جمجمه بدانید ؟‌ استخوان آرواره زیرین تنها استخوان سر است که می توانید حرکت دهید . آرواره باز و بسته می شود و شما می توانید صحبت کنید یا غذا بجوید .
جمجمه تازمانیکه بچه بوده اید فرق می کرد . همه نوزادان وقتی متولد می شوند فاصله ای بین استخوانهای جمجمه شان وجود دارد . این فاصله امکان حرکت استخوان ها بسته شدن و حتی روی هم قرار گرفتن آنها هنگام تولد را امکان پذیر می کند . وقتی کودک رشد می کند فاصله بین استخوان ها کم کم بسته می شود و ازبین می رود . مفصل های مخصوصی که به آنها بخیه می گویند استخوان های جمجمه را به هم متصل می کند .

استخوان دست
وقتی پشت کامپیوتر می نشینید و تایپ می کنید یا خیاطی می کنید یا حتی موقع غذا خوردن از استخوانهای انگشتان ، دست ، مچ و بازو استفاده می کنید .
هر بازو به استخوان شانه یا استخوان کتف متصل است . استخوان کتف یک استخوان مثلثی شکل است که در گوشه بالای دو طرف قفسه سینه در پشت قرار گرفته .

 


ساق دست از سه استخوان تشکیل شده است : بازو که بالای آرنج است ، زند زیرین و زند زبرین که زیر آرنج قرار گرفته اند . هر یک از این استخوان ها در انتها پهن هستند و در وسط باریکتر و باعث قویتر شدن آنها در محل اتصال است . در انتهای زند زیرین و زبرین هشت استخوان کوچکتر قرار دارد که باعث حرکت یا چرخش مچ شده اند .
بخش مرکزی دست از پنج استخوان جداگانه درست شده است. به جز انگشت شست که دو تا استخوان دارد ، هر انگشت دست دارای سه استخوان است . در مجموع بین مچ ، دست و انگشت ۵۴ استخوان وجود دارد و همه برای برداشتن اشیاء ، نوشتن ، گوشی برداشتن یا پرتاپ توپ کمک می کنند .

استخوان پا
مطمئناً استخوان دست و بازو و انگشت برای برداشتن گوشی قوی هستند ولی فکر می کنید موقع دیدن چه استخوان هایی به بدن کمک می کنند ؟ خوب استخوان های پا !!!
استخوان های پا به استخوان های گرد که به آن لگن می گویند متصل هستند . لگن ساختار کاسه ای شکل که ستون فقرات را کمک می کند در جلوی دو استخوان باسن و پشت ساکرال و نشیمنگاه قرار دارد . لگن حلقه های محکم محافظتی اطراف قسمت هایی از دستگاه گوارش ، ادراری و تناسلی می باشد .
استخوان های پا خیلی بلند و قوی هستند و وزن بدن را تحمل می کنند استخوانی که از لگن به زانو وصل می شود را استخوان ران می گویند و بلند ترین استخوان بدن بشمار می آید .

 

  


در زانو استخوان مثلثی شکلی قرار دارد که به آن کشکگ زانو می گویند و از مفصل زانو محافظت می کند .
زیر زانو دو استخوان دیگر قرار دارد که به آنها درشت نی و نازک نی می گویند . درست مثل سه استخوان دست ، انتهای سه استخوان پا هم پهن تر و وسط آنها باریک تر است ؛ مچ پا کمی با مچ دست فرق می کند ؛ مچ پا سه استخوان بزرگتر و چهار استخوان کوچک دارد ولی قسمت مهم استخوان پا هم مثل استخوان دست است . هر انگشت پا سه استخوان دارد . جز شست پا که فقط دو استخوان دارد . هر دو پا و مچ جمعاً ۵۲ استخوان دارند. مردم از پا و انگشت پا برای برداشتن اشیا و نوشتن استفاده نمی کنند ولی برای دو کار مهم از آنها استفاده می کنند : ایستادن و راه رفتن ، بدون همکاری همه استخوانهای پا تعادل بدن امکان پذیر نیست ؛ استخوان های پا مرتب چیده شده اند و تقریباً پهن هستنتد و در ایستادن به بدن کمک می کنند دفعه بعد که قدم زدید به پاها نگاه کنید و از خداوند بزرگ که انگشتهای پا را آفریده تشکر کنید !!!



مفصل ها
جاییکه را که دو استخوان به هم وصل می شوند را مفصل می گویند . مفصل ها یا متحرک هستند یا ثابت .
مفصل های ثابت در جای خود ثابت هستند و اصلاً حرکت نمی کنند . جمجمه تعدادی مفصل ثابت دارد ( که به آن بخیه می گویند ) و استخوان جمجمه سر افراد جوان را می بندند . یکی از این مفاصل مفصل جداره جمجمه است که بزرگترین مفصل جمجمه بشمار می آید و در پشت جمجمه در کناره های آن قرار دارد .
بعضی مفصل های متحرک به شما امکان دوچرخه سواری ، خوردن و بازی می دهند ؛ بعضی دیگر به شما کمک می کنند بچرخید ، خم شوید و قسمت های مختلف بدن را حرکت دهید . بعضی از مفاصل متحرک مثل آنهایی که در ستون فقرات هستند فقط کمی حرکت می کنند و بقیه حرکت زیادی دارند . به یکی از انواع مفصل ها که حرکت زیاد دارد مفصل لولایی گفته می شود . زانو و آرنج مفصل لولایی دارندکه به خم کردن دست و پا کمک می کند . این لولا ها مثل لولای درب اتاق است همانطور که لولا ی درب اتاق را هی باز می کند شما هم دست یا پاهایتان را در یک جهت می توانید خم کنید . مفصل های کوچک دیگری نیز در انگشتان دست و پا قرار دارند .

 


نوع مهم دیگری از مفصل های متحرک مفصل گوی و کاسه ای است . این مفصل ها در شانه و باسن قرار دارند . آنها از یک استخوان که انتهای آن گرد و درون استخوان دیگری شبیه فنجان جای گرفته است ساخته شده اند . مفصل های گوی و کاسه ای حرکت به چندجهت راممکن می سازند . اگر در جاییکه هستید فضای کافی دارید بازوهای خور را به همه جهات بچرخانید .
آیا تا به حال دیده اید کسی لولای درب را روغن کاری کند تا جیرجیر آن قطع یا روان تر شود ، خوب مفصل های بدن نیز مایع مخصوصی دارند که به آن مایع مفصلی (سینو ویال) می گویند و حرکت آنها را راحت می کند . استخوان ها در مفصل بوسیله رباط نگهداری می شوند که شبیه نخل های قوی و محکم هستند .


از استخوان ها مراقبت کنید

استخوان ها به شما کمک می کنند تا هر روز راه بروید و از خانه بیرون بیایید پس بیائید از آنها خوب مراقبت کنید. در اینجا چند توصیه برای محافظت و مراقبت از استخوانها شده است ، پس برای سلامتی خودتان لطفا توجه کنید:
_ ازاستخوان های جمجمه (که مغز درون آن است) با پوشیدن کلاه محافظ موقع دوچرخه سواری و ورزش های دیگر محافظت کنید .
_ وقتی اسکیت بازی می کنید زانو بند و مچ بند ببندید زیرا در این صورت اگر زمین بخورید زانو و آرنج و مچ دست از شما تشکر می کنند .
_ اگر ورزش فوتبال یا هاکی روی یخ انجام می دهید همیشه از تجهیزات مخصوص استفاده کنید .
_ از ارتفاعات بلند یا خطرناک نپرید . بسیاری از بچه ها در اثر پریدن دچار شکستگی استخوان شده اند. شکستگی استخوان به مرور زمان خوب می شود ولی زمانی زیادی می گیرد و برای شما خسته کننده است .
_ شیر و مواد لبنی ( مثل پنیر کم چرب ، ماست ، بستنی ) بخورید تا استخوان ها محکم و قوی شوند مواد لبنی کلسیم دارند به همین دلیل است که به محکم و قوی شدن استخوان کمک می کنند .
اگر با استخوان مهربان باشید آنها هم با شما مهربانند .

                                                محمد ساحلی

اثرات مفید گیاهان دارویی

                                           به نام خدا

             

                اثرات مفید گیاهان دارویی

 

بر اساس یك مقاله پژوهشی در ایران نشان داده شد كه بیشتر مواد مؤثر داروهایی كه در حال حاضر برای بیماران تجویز می‌شود، از گیاهان استخراج می‌شود و كارشناسان با وجود پیشرفت های علمی فراوان هنوز نتوانسته‌اند مواد مؤثر دیگری را جایگزین این مواد گیاهی كنند.

نویسنده این مقاله ، ناشناخته بودن داروهای شیمیایی برای بدن را ، عامل ایجاد عوارض جانبی در انسان دانسته و افزوده است: به علت شناختی كه بدن از صورت های گوناگون گیاهان غذایی و دارویی دارد، عوارض جانبی این قبیل داروها كمتر مشاهده شده است.

این كارشناس افزوده است: گیاهان دارویی به علت دارا بودن مواد مؤثر گوناگون می‌توانند در درمان بسیاری از بیماری ها كاربرد داشته باشند، بدون آن كه مجموعه ی مواد مؤثر آنها بر یكدیگر تاثیری گذاشته یا تدافعی ایجاد كنند و اگر بیمار همزمان دارای علایم مختلف چند بیماری باشد، می‌تواند فقط از یك داروی گیاهی با خواص گوناگون استفاده كند.

ما در اینجا اطلاعاتی راجع به برخی از گیاهان دارویی و نحوه مصرف آنها را بیان می كنیم كه امیدواریم  مفید واقع شود.

نام:حشیشه الجرب (گل كبوتر)

این گیاه از روزگاران كهن مورد توجه بودهاست و از جمله داروهای شفابخش در بیماریهای جلوی نظیر جذب بوده است ؛ این گیاهقاعده آور است و در درمان سرفه؛ برونشیت؛ ناراحتی های حاد تنفسی موثر است خوردن آنموجب تسهیل خروج اخلاط از ریه می شود از ریشه تازه له شده آن برای ناراحتی هایپوستی مثل جرب استفاده می شود دم كرده یا جوشانده گیاه به صورت غرغره برای رفع التهابو زخم مخاط دهان موثر است

نحوه مصرف :10 گرم برگ گیاه را در 100 گرم آب جوش دمكرده صاف نموده مصرف  كنید .

نام :خارشتر( اشتر خار)

از دم كرده این گیاه در موارد سردردهای یكطرفه و تپش قلب مصرف می شود این گیاه طبیعت گرم و خشك دارد این گیاه برای یرقان؛ اسهال صفراوی و رفع بی اشتهایی موثر است مصرف این گیاه به عنوان داروی ضد سرطان مورد توجه است این گیاه ضد سم نیز میباشد .  مالیدن كوبیدن شاخه و برگها و ریشه آن كه در سركه پرورده شده باشد برای تسكین دردها مفید است .

نحوه مصرف : دم كرده ؛ 50 گرم گیاه در 1000 گرم آب جوش ریخته دم كشیده روزانه 3 تا 4 لیوان میل شود تهیه سركه ؛ گیاه را در سركه انگور به مدت 40 روز در آفتاب خیسانده و سپس استفاده نمایید .

نام :دم اسب (علف هفت بند)

این گیاه به واسطه دارا بودن تركیبات طلا در درمان آرتروز مورد استفاده قرار می گیرد این گیاه مدر بوده بنابراین در رفع جذب آب و اختلالات الكترولیتی كاربرد دارد مصرف این گیاه برای زمان بارداری باید با احتیاط مصرف شود این گیاه باید از دسترس كودكان دور بماند این گیاه در رده گیاهان با ع وارض نامشخص دسته بندی شده است ربرای كمك به درمان تجمع آب در بدن یادر درمان آرتروزهای روماتیسمی نیز می توان از دم كرده استفاده كرد .

نحوه مصرف : 1 تا 2 قاشق مرباخوری گیاه خشك را در یك پیمانه آب جوش ریخته 10 دقیقه خیس كنید و سپس آن را میل كنید مقدار مصرف در هر روز تا 2 پیمانه (220CC ) مجاز است .

نام :زراوند (خربزه ابوجهل)

این گیاه و ریشه آن از نظر طبیعت ، گرم و خشك است بازكننده گرفتگی و انسداد مجاری عروق صدا و مدر است این گیاه قاعده آور است و كرم معده و كرم كدو را می كشد و برای پاك كردن رحم بسیار مفید است از جوشانده برگ گیاه برای فروكش كردن تاول و جوش كودكان استفاده می شود برای قطع تب های نوبهای و استسقا و بی اشتهایی تجویز می شود . برای صرع و كزاز و چرك لثه مفید است .

نحوه مصرف : تحت نظر پزشك باید مصرف گردد .

نام :سرخدار( زرنب/ رجل الجرار)

ماده موثری در این گیاه موجود است كه خاصیت ضد سرطان دارد برگها و میوه بدون دانه آن مسكن آرام بخش قاعده آور و ضدعفونی كننده می باشد و از برگ های آن در موارد آسم برونشیت سكسكه صرع و سو هاضمه و نیز به عنوان تقویت كننده نیروی چشمی استفاده می كنند از نظر طبیعت برگهای این گیاه گرم و خشك است برگ های آن بسیار سوزاننده و زخم كننده است و در عین حال به مقدار كم مقوی معده و كبد و گرم كننده آن است برای صاف كردن صدا تسكین سرفه افزایش اشتها و در مورد نفخ و بند آوردن اسهال و سردی مثانه نیز مفید می باشد .

نحوه مصرف : مقدار خوراك از گرد برگ آن 3 تا 5 گرم می باشد .

                                                 

                                                   محمد ساحلی

گیاه درمانی در بیماری های قلبی – عروقی

 

                                             به نام خدا

 

 

گیاه درمانی در بیماری های قلبی – عروقیگیاه درمانی قلب

از آغاز تمدن بشری، گیاهان نه تنها در طبخ غذاهای مورد استفاده ی انسان ها نقش مهمی داشته اند، بلکه در درمان های طبی هم همراه انسان بوده اند.

گیاه پزشکی و گیاه درمانی منشا پیدایش داروهای بسیاری از جمله داروی افدرین بوده است که از گیاه افدرا به دست آمده و یا داروی دیگوکسین که از گیاه Digitalis purpurea تولید شده است.

با پیشرفت های حاصل شده در امر پزشکی، طب سنتی و گیاه پزشکی جایگاه خود را از دست داده است، ولی در بسیاری از نقاط جهان هنوز اعتماد خاصی نسب به این گونه داروها وجود دارد.

متاسفانه به دلیل استفاده ی ناآگاهانه و خودسرانه ی برخی از مکمل های گیاهی و تداخل آن ها با بسیاری از داروها به ویژه داروهای قلبی – عروقی عوارض جبران ناپذیری هم ممکن است ایجاد شود، بنابراین در کنار تأثیرات مفید و مثبت آن ها باید از عوارض ناشی از تداخل آن ها با سایر داروها هم آگاه بود.

در جهان حدود 15 میلیون نفر در معرض خطر تداخل گیاهان دارویی و داروهای پزشکی می باشند و مصرف کنندگان این گونه داروها اطلاعات کمی در مورد تداخل داروهای گیاهی با سایر داروها و عوارض جانبی ناشی از آن ها دارند.

گیاهان بسیاری وجود دارند که دارای اثرات درمانی و پیشگیری کننده از بیماری های قلبی – عروقی هستند و بر بالا بودن چربی خون، فشار خون و نارسایی قلبی از طریق ایجاد اثرات آنتی اکسیدانی، ضد لخته ای، کاهش دهنده ی فشار خون و جلوگیری از سخت شدن عروق، تنظیم ضربان قلب و گشادکنندگی عروق تاثیرگذار هستند.

داده های به دست آمده از مطالعات اپیدمیولوژیک، نقش آنتی اکسیدان ها و فلاونوئیدهای موجود در گیاهان را در بهبود سلامت قلب و عروق به اثبات رسانده اند.

از طرفی گیاهان ممکن است تاثیرات منفی هم بر عملکرد قلب و عروق داشته باشند؛ از جمله ایجاد آریتمی، فشار خون و ایجاد اثرات مشابه جریانات عصبی سمپاتیک که باعث ایجاد تداخل در فعالیت قلب می شود.

برای مثال برخی از گیاهان دارویی با داروهای ضد انعقادی تداخل پیدا کرده و باعث افزایش اثر دارو و ایجاد احتمال خونریزی می گردند. داروی وارفارین یکی از داروهای مورد مصرف در بیماری های قلبی – عروقی است که تداخل آن با گیاهان اهمیت حیاتی برای بیمار دارد.

وارفارین

در زیر برخی از مکمل های گیاهی که با وارفارین تداخل دارند ذکر شده است:

زنجفیل: زنجفیل یا زنجبیل از تشکیل لخته در خون جلوگیری می نماید، لذا باید از مصرف آن خودداری شود.

سیر: ثابت شده است که سیر از تشکیل لخته در خون جلوگیری می کند و باعث افزایش رقت خون می گردد.

بیمارانی که وارفارین مصرف می نمایند، نباید بیشتر از 1 حبه سیر در روز مصرف کنند، زیرا ممکن است باعث رقیق شدن بیش از حد خون و احتمال خونریزی گردد.

چای سبز: چای سبز باعث خنثی شدن اثر وارفارین می گردد، بنابراین افرادی که چای سبز و وارفارین مصرف می نمایند باید خون خود را مرتبا چک کنند تا اثر دارو کم نشده باشد.

خیار: پوست خیار حاوی ویتامین K می باشد. تا حد امکان خیار را بدون پوست مصرف نمایید.

گزنه: برگ های گیاه گزنه دارای ویتامین K می باشند و اثر وارفارین را کاهش می دهند، بنابراین از مصرف آن باید خودداری شود.

سویا: مصرف فرآورده های لوبیای سویا و شیر سویا باعث کاهش اثر ضد لخته ای وارفارین و افزایش احتمال بروز لخته می گردد. از مصرف فرآورده های حاوی سویا خودداری نمایید.

زردچوبه و پیاز: زردچوبه و پیاز هم دارای اثرات ضد لخته ای می باشند و مصرف زیاد آن ها باعث افزایش احتمال خونریزی می گردد. مصرف 1 عدد پیاز کوچک در روز منعی ندارد.

در مورد میوه ها هم دو مورد استثناء وجود دارد:

انبه و گریپ فروت.

گریپ فروت: در صورت مصرف مداوم آب گریپ فروت، اثر وارفارین زیاد شده و احتمال خونریزی را افزایش می دهد. در صورت مصرف وارفارین از مصرف گریپ فروت و آب گریپ فروت خودداری نمایید.

گریپ فروت در مختل شدن اثر داروهای دیگری هم نقش دارد و افرادی که از داروهای آنتی هیستامین، داروهای کاهش دهنده ی کلسترول و آرام بخش استفاده می نمایند، نیز باید از مصرف آن خودداری کنند.

انبه: مصرف فرآورده های انبه و آب و عصاره ی انبه باعث افزایش اثر ضد لخته ای وارفارین و احتمال خونریزی می گردد، بنابراین از مصرف آن خودداری نمایید

 

                                                   محمد ساحلی

                                       به نام خدا

                                فضا

 

فضا از کهکشانها ، منظومه‌ها ، ستارگان ، سیارات و بسیاری اجرام آسمانی دیگر انباشته شده است. عجایب و عظمت آنها به مراتب از تمامی دیگر پدیده‌های آفرینش بیشتر است. کهکشانها و ستارگان و بطور کلی پدیده‌های آسمانی انبوهی که عجیب و غریب می‌نماید وجود دارند، که پاره‌ای از آنها بوسیله دانشمندان شناسایی شده‌اند. مانند: کوتوله‌های سفید ، ستارگان نوترونی ، ستارگان هیپرونی ، کوازارها و دنباله دارها و سیاه چاله‌ها و ... .

در فضای قابل رویت برای ماده میلیاردها کهکشان جداگانه وجود دارد که بزرگترین آنها نظیر راه شیری و نزدیکترین کهکشان به نام اندرومیدا یا به قول عبدالرحمن صوفی امراة المسلسله که فاصله آن از ما تقریبا 1.5 میلیون سال نوری و قطر زاویه‌ای ان 3.5 درجه و قطر خطی‌اش در حدود 100 هزار سال نوری است و دارای تقریبا یکصد میلیارد ستاره است. هر کهکشان مجموعه‌ای از میلیاردها ستاره است که بعضی از آنها از خورشید بزرگتر و بعضی دیگر بطور قابل توجهی کوچکتر.



img/daneshnameh_up/7/77/Sahabisayarei.jpg
سحابی دمبلی
این تصویر کامپیوتری ، سحابی‌ای را به
شکل ساعت شنی نشان می‌دهد که از
گازهای دفع شده ستاره مرکزی ایجاد شده است.




سحابیها

در جهان علاوه بر ستاره‌ها مقادیر زیادی گرد و غبار و گاز وجود دارد که ما بین کهکشانها پراکنده گردیده است. یعنی چگالی گاز در فضای بین کهکشانها فقط برابر 20 اتم در هر اینچ مکعب است. سحابیها به علت نور ستارگان مجاور خود قابل رویت هستند. به کمک تلسکوپ به ساختمان و ویژگی آنها می‌توان پی برد. بعضی از سحابیها نیز تاریک بوده و مانع عبور نور ستارگانی که در پشت آنها قرار دارند می‌گردند.

سیارات

اجرام تقریبا کروی ، جامد و بزرگی هستند که به دور خورشید می‌گردند. بزرگترین آنها به نام مشتری است که جرمی معادل یک هزارم جرم خورشید را دارد. تا به حال سیستم سیاره‌ای نظیر آن چه به خورشید مربوط است، کشف نگردیده است. سیارات اجرام سماوی نسبتا سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد.



تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب

  • سیارات با نور ناپایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به سرعت تغییر می‌کند.

  • سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارا ی مکانهای تقریبا ثابتی هستند.

  • سیارات هنگام رصد با تلسکوپها بصورت قرص نورانی بزرگ دیده می‌شود، در صورتی که ستارگان بصورت نقاط روشن به نظر می‌رسند.

  • سیارات را می‌توان در نواحی باریکی از آسمان مشاهده کرد، ولی ستارگان را می‌توان در هر قسمتی از آسمان یافت.

سیارکها

سیاره‌های خرد ، اجرام جامد کوچکی هستند که به دور خورشید می‌چرخند و تفاوت آنها با سیارات در بزرگی آنها است. بزرگترین این سیارکهای خرد به نام سیرس می‌باشند، که قطرش برابر با 800 کیلومتر است. قطر اکثر آنها در حدود 3 کیلومتر می‌باشد. سیارکها نیز توسط انعکاس نور خورشید قابل رویت می‌باشند و آنها را بدون تلسکوپ نمی‌توان دید.

قمرها

قمرها اغلب از اجتماع و تمرکز دیسکهای غبار و گاز در پیرامون سیاره‌ها درست می‌شوند. شش سیاره از نه سیاره بزرگ هر کدام یک یا چند قمر دارند که به دور آنها می‌چرخند. تا به حال 45 قمر در منظومه شمسی کشف کردیده است.



img/daneshnameh_up/3/32/PLANETLO.GIF

ستارگان دنباله دار

ستارگان دنباله دار اجرام سماوی هستند که گه گاه ظاهر می‌شوند. هر ستاره دنباله دار از یک مسیر نورانی و دنباله طویلی تشکیل شده است. سر آن ممکن است به بزرگی خود خورشید و دم آن نیز در حدود چندین صد میلیون کیلومتر بوده باشد. هر ستاره دنباله دار با وجود اینکه صدها کیلومتر در ثانیه سرعت دارد برای یک چشم غیر مسطح همچون ما، بی حرکت به نظر می رسد. سرعت آنها را می‌توان از تغییر مکانش نسبت به ستارگان زمینه ثابت آسمان تعین کرد.

تا کنون نزدیک به هشتصد ستاره دنباله دار کشف و نامگذاری گردیده است. اکثر ستاره‌های دنباله دار از یک مدار بسته‌ای در حال حرکت هستند. چنین ستارگان دنباله دار اهمیت زیادی داشته و بعد از یک پریود به نزدیکی زمین آمده و مشاهده شده‌اند، که مشهورترین آنها ستاره دنباله‌دار هالی است. مدارهای ستارگان دنباله دار دیگر سهمی یا هذلولی است و به احتمال زیاد اینها فقط یک بار در مجاورت زمین ظاهر و رویت گردیده ، دور می‌زنند و سپس رفته و دیگر به نزدیکی زمین نمی‌گردند.

شهابوارها

اجسام جامد و ریز دیگری به اندازه ته سنجاق هستند، در فضا دیده می‌شوند. اکثرا گروهی از این شهابها به طرف زمین حرکت کرده و در جو آن به دام میدان مغناطیسی حاکم بر کره زمین می‌افتد. در اثر برخوردشان در فاصله 150 کیلومتری جو زمین و در اثر اصطکاک آن ، جسم سوخته و غبار آن به طرف زمین سقوط می‌کنند. نور حاصل شده از این برخورد را به نام شخانه می‌نامند. در واقع می‌شود اظهار کرد هر ساله چندین صد تن از غبار شخانه بر سطح زمین می‌نشینند. معمولا شهابها در فاصله 80 کیلومتری سطح زمین کاملا از بین می‌روند، ولی بعضی اوقات احتمال دارد که کاملا تحلیل نگردند و بصورت شهاب سنگ به سطح زمین برسند.



img/daneshnameh_up/7/77/Sahabisayarei.jpg

نامگذاری اجرام اعماق فضا

برخی اجرام غیر ستاره ای از جمله کهکشانها و سحابیها با عناوین رایجی نامیده می‌شوند، ولی برخی تنها با یک شماره مشخص می‌شوند. در سال 1774 شارل مسیه (1817 - 1730) فهرستی شامل 45 جرم آسمانی منتشر کرد و طی یک دهه بعد از آن به این تعداد افزود. نام هر یک از اجرام این فهرست متشکل از حرف ام (حرف اول مسیه) و یک عدد بدنبال این حرف است. نام بسیاری دیگر از اجرام آسمانی متشکل از ان. جی.سی و یک عدد است. این طرز نامگذاری در فهرستی که توسط ستاره شناس دانمارکی ، جان لودویک امیل دریر (1926 - 1852) ، منتشر شد، معرفی شده است. این فهرست ، فهرست عمومی نوین نامگذاری شده است.

 

 


شهاب سنگ ها

یونانیان باستان ، شهابها را به عنوان ستارگان تیر کشنده می‌شناختند، ولی می‌دانستند که آنها سقوط می‌کردند، جمعیت ستارگان آسمان ثابت می‌ماند. ارسطو معتقد بود که ستاره تیر کشنده پدیده‌ای است موقعی که ناشی از چیزی است که در جو زمین روی می‌دهد. از آن زمان این اجسام را شهاب نامیدند.



img/daneshnameh_up/7/76/HD_209458_art_260.jpg

شهاب سنگهای باستانی

شهابهایی را که به سطح زمین می‌رسند ، شهاب سنگ می‌گویند. نیاکان ما حتی ناظر سقوط برخی از این شهاب سنگها بوده‌اند.


  • گفته می‌شود که هیپاوکوس از مردم فنیقیه گزارشی از یک چنین سقوطی داده است.

  • تصور می‌شود که حجرالاسود یعنی سنگ سیاه کعبه در مکه ، یکی از این شهاب سنگهاست و حرمت آن بواسطه آنست که مبدأی آسمانی داشته است.

  • ایلیاد به کلوخه زبری از آهن اشاره می‌کند که در مراسم تشییع جنازه به پاتروکلوس هدیه شد. این سنگ می‌بایستی مبدأی شهابی داشته باشد، زیرا آن زمان عصر برنز بود و هنوز استخراج و ذوب سنگ معدن آهن متداول نشده بود. در واقع آهن شهابی احتمالا بیش از 3000 سال پیش از میلاد بکار می‌رفته است.

جرقه مطالعه

در 13 نوامبر سال 1833 ، ایالات متحده آمریکا در معرض بارانی شدید قرار گرفت که لئونید یا اسدی نامیده می‌شدند، زیرا به نظر می‌رسید که از نقطه‌ای واقع در صورت فلکی اسد می‌تابند. در آن هنگام این شهابها به مدت دو ساعت در آسمان به نمایش آتش بازی جالب توجهی پرداختند و درخشش آسمان به حدی رسید که نه تا آن زمان دیده شده بود و نه بعدها دیده شد. تا آنجا که می‌دانیم هیچ شهاب سنگی به زمین نرسید. اما این منظره شگرف ، انگیزه بررسی شهابها شد و اخترشناسان برای نخستین بار بطور جدی به مطالعه آنها پرداختند.

چند سال بعد «یونس یاکوپ برسالیوس» ، شیمیدان سوئدی ، کار تجزیه شهاب سنگها را آغاز کرد. نتیجه چنین تجزیه‌هایی اطلاعاتی ارزشمند درباره عمر کلی منظومه شمسی و حتی ساختمان عمومی شیمیایی جهان در اختیار اخترشناسان قرار داد.

وقایع و فجایع

  • در کوکونینو واقع در آریزونا دهانه مدوری وجود دارد که قطر آن حدود 1200 متر و عمق آن 180 متر است. اطراف این دهانه را تا ارتفاع 30 تا 50 متر خاک پوشانده است. این دهانه شبیه دهانه‌های آتشفشانی کره ماه به نظر می‌رسد. مدتها تصور می‌شد که این دهانه مربوط به یک آتشفشان خاموش است. اما یک مهندس معدن به نام «دانیل مورو بارینگر» معتقد بود که این دهانه نتیجه برخورد یک شهاب سنگ با کره زمین است. از آن به بعد این دهانه ، حفره بارینگر نامیده شده است. منشأ شهابی این دهانه با کشفی که در سال 1906 به عمل آمد، مجددا تأیید شد. این دهانه حدود چهل هزار سال پیش ایجاد شده است.

  • 3500 سال پیش ، شهاب سنگ واکاموارتا در شیلی به زمین اصابت کرد که حدود 1 متر عرض و چندین تن وزن داشت.

  • در سال 1908 بر اثر سقوط یک شهاب سنگ در سیبری شمالی ، چاهی حفر شد که قطر دهانه آن متجاوز از 45 متر بود و همه درختانی را که در 30 کیلومتری اطراف محل سقوط بود، از جا کند. خوشبختانه این منطقه غیر مسکونی بود. اگر این شهاب از همین قسمت آسمان حدود 5 ساعت بعد سقوط می‌کرد ، ممکن بود در سن پطرزبورگ که تا آن زمان پایتخت روسیه بود ، فرود آید. اگر چنین اتفاقی می‌افتاد ، شهر سن پطرزبورگ چنان ویران می‌شد که گویی با یک بمب هیدروژنی ویران شده است، وزن این شهاب سنگ حدود 40000 تن بود.

  • یک بار یک شهاب سنگ به وزن چندین کیلوگرم در وسط اتاق نشیمن یک خانواده آمریکایی سقوط کرد.

  • شهاب سنگی به اندازه یازده سانتیمتر ، در سال 1991 درست در فاصله 3.5 متری دو پسر بچه در ایالت ایندیانای آمریکا سقوط کرد.

  • در سال 1992 ، یک شهاب سنگ 12 کیلوگرمی به صندوق عقب اتومبیلی که در پیکسویل نیویورک پارک شده بود، برخورد کرد. گزارش شده است که این قطعه از گوی آتشین که درخشانتر از ماه بود، جدا شد و هنگامی که با سرعت 700 کیلومتر در ساعت در آسمان در حرکت بود، تکه تکه شد. عده زیادی از این واقعه فیلم تهیه کردند. از اطلاعات فوق توانستند از منشأ این اجرام اطلاع حاصل کنند که مدار آن در فاصله سه واحد نجومی و در نزدیکی مدار زهره قرار داشته است.

  • یک حفره شهابی ، به نام «گاسربلاف» در استرالیا وجود دارد که 22 کیلومتر عرض دارد و دور آن کوه است. این حفره 130 میلیون سال پیش تشکیل شده است و شاید قدیمیترین گودال شهاب سنگی روی زمین باشد.

 






img/daneshnameh_up/7/72/Kahkeshanenamonazam.jpg
منظومه کهکشانی بزرگ
اندازه ابر ماژلانی بزرگ ، تقریبا یک چهارم اندازه
کهکشان راه شیری است و حتی می‌توان آنرا قمر
کهکشان راه شیری است و حتی می‌توان
آنرا قمر کهکشان راه شیری به حساب آورد.
img/daneshnameh_up/6/68/Kahkeshanemarpichi.jpg
چرخش در فضا
چنانچه در کهکشان ام100 مشاهده می‌شود، ستاره‌ها
و ابرهای گازی بطور مارپیچ از بازویی به بازوی دیگر در
حرکت هستند. این عامل سبب تشکیل ستاره‌های
جدید در ابرهای گازی آبی رنگ می‌شود.
img/daneshnameh_up/7/7d/Kahkeshanemilehei.jpg
ستاره‌ها در قسمت میله‌ای
برخی کهکشانهای مارپیچی دارای چندین بازو
هستند، ولی یک کهکشان مارپیچی میله‌ای مانند
این که در تصویر می‌بینید (ان.جی.سی 1313) ، فقط دو بازو دارد.
img/daneshnameh_up/0/08/Kahkeshanebeyzavi.jpg
بازماندگان گذشته‌ها
تقریبآ تمام ستاره‌های کهکشانهای بیضوی
مانند ان.جی.سی 1399 که در تصویر می بینید
دارای طول عمری بیش از 10 میلیارد سال هستند.
img/daneshnameh_up/d/d4/Kahkeshanefaal.jpg
آشوب کیهانی
این تصویر که توسط تلسکوپ فضایی هابل تهیه شده
نمایانگر ناحیه مرکزی کهکشان فعال ان.جی.سی
1069 می‌باشد.
img/daneshnameh_up/d/d9/Tasadomekahkeshan.jpg
جفت کهکشانی آی.جی 29 و آی.جی 30
در این تصویر که رنگهایش ساختگی هستند، یک
دنباله کشندی دو کهکشان را به هم وصل کرده
شکل یک قارچ چتری را بوجود می‌آورد.

 

 

 

 

كهكشان ها 

کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند.

اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.

کهکشان بیضوی

کهکشانهای نامنظم هیچ شکل یا ساختار منظمی ندارند، آنها دارای جرم بیشتری از کهکشانهای دیگر هستند و بیشتر ستاره‌های موجود در آنها دارای طول عمر کم و درخشان می‌باشند. با وجود اینکه بسیاری از کهکشانهای نا منظم در بر گیرنده نواحی تابان گازی هستند که ستاره‌ها در آنها شکل می‌گیرند، بیشتر گاز میان ستاره ای کهکشانها بایستی متراکم شوند تا ستاره‌های جدیدی بوجود آورند. حدود 5% از هزار کهکشان درخشان را کهکشانهای نا منظم تشکیل می‌دهند. این در حالی است که یک چهارم کهکشانهای شناخته شده نیز کهکشانهای نامنظم هستند.

کهکشانهای مار پیچی

کهکشانهای مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکلی مارپیچی در اطراف بر آمدگی مرکزی یا هسته ، قرصی ایجاد می‌کنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه می‌شود. جوانترین ستاره‌های کهکشانهای مارپیچی در بازوهای کم توده یافت می‌شوند و ستاره‌های کهن اکثرا در هسته متراکم قرار دارند. کهنترین ستاره‌ها در هاله‌های کروی پراکنده قرار دارند و اطراف قرص کهکشانی را فرا گرفته‌اند. بازوهای مذکور همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به تشکیل ستاره‌های جدید می‌شود.

کهکشان مارپیچی میله ای

یک کهکشان مارپیچی میله‌ای دارای یک هسته برآمدگی مرکزی کشیده شده و میله‌ای شکل است. همزمان با چرخش هسته اینطور به نظر می‌رسد که در هر سوی هسته یک بازو نیز می‌چرخد. برخی ستاره شناسان عقیده دارند کهکشان راه شیری نیز یک کهکشان مارپیچی میله‌ای است. شکل کهکشانهای مارپیچی و کهکشانهای مارپیچی میله‌ای متغیر است.

از کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی بزرگ با بازوهای نه چندان بهم پیوسته تا کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی کوچک و بازوهای آزاد. گر چه کهکشانهای مارپیچی و مارپیچی میله‌ای پیش از این به عنوان دو نوع کهکشان متفاوت طبقه بندی می‌شدند، ولی امروزه ستاره شناسان آنها را مشابه می‌دانند.

کهکشانهای بیضوی

کهکشانهای بیضوی از نظر شکل ، از شکل بیضی‌گون (شبیه توپ فوتبال امریکایی) تا شکل کروی متغیر هستند و اشکالی ما بین این دو نیز یافت می‌شوند. بر خلاف کهکشانهای دیگر که نوری آبی از ستاره‌های فروزان و کم عمر منعکس می‌کنند، کهکشانهای بیضوی زرد رنگ بنظر می‌رسند. علت این امر توقف شکل گیری ستارگان در این کهکشانها می‌باشد که در نتیجه تقریبا تمام نور آنها از ستاره‌های غول سرخ که دارای طول عمر زیادی هستند تأمین می‌شود.

کهکشانهای فعال و غیر عادی

از تمام کهکشانها میزان معینی تشعشع الکترومغناطیسی ساطع می‌شود. برخی کهکشانها ، به طرز غیر عادی ، مقادیر زیادی تشعشع تابش می‌کنند. این کهکشانها ، کهکشانهای فعال نامیده می‌شوند. انرزی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در مرکز کهکشان فعال قرار دارد تأمین می‌شود.

انرژی اغلب بصورت اشعه ایکس ، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به قدری زیاد است که نمی‌توان تصور کرد ستاره‌ها آنرا بوجود آورده باشند. ستاره شناسان بر این عقیده اند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را ازاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است. بنابر این، علت اینکه برخی کهکشانها از جمله کهکشان خودمان انرژی نسبتا کمی آزاد می‌کنند این است که حفره سیاه مرکزی کوچکی را در میان گرفته‌اند.

کوازارها

بنظر می‌رسد که کوازارها (شبه ستاره‌ها) هسته فعال کهکشانهای دور دست باشند. آنها درخشانترین ، سریعترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند. کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مثابه یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده می‌شوند. اگر چه کوازارها فقط به اندازه منظومه شمسی هستند، نور برخی از آنها مسافتی در حدود 10 میلیارد سال نوری را طی می کند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم. تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود 100 برابر تشعشع کهکشانهای عظیم است.

با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن قرار دارند بسرعت از زمین فاصله می‌گیرند. دورترین کوازارهایی که قابل رویت حدود 12 میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار دارند. بخاطر زمان زیادی که طول می‌کشد تا نور کوازارها به زمین برسد، این کهکشانها ستاره شناسان را قادر می‌سازند تا جهان را در اولین مراحل شکل گیری ، مورد مطالعه قرار دهند. کوازارها فوق العاده درخشان و در عین حال بسیار مهم فشرده می‌باشند. در مقایسه با گستره کهکشان راه شیری که 100000 سال نوری می‌باشد، کوازارها قطری معادل چند روز یا هفته نوری را تشکیل می‌دهند.

کهکشانهای رادیویی

تمامی کهکشانها ، موج رادیویی ، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید می‌نمایند. انرژی رادیویی یک کهکشان رادیویی خیلی متراکمتر از انرژی کهکشانهای معمولی است. این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل از ذرات در حال دور روشن از کهکشانها تشتشع می‌یابند.

این ابرهای عظیم از فورانهای گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج می‌شوند، در آسمان شکل می‌گیرند. به نظر می‌رسد که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت می‌گیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر می‌گیرد و در مرکز کهکشان واقع است. از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است.

تصادم کهکشانها

بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال، بعضی از کهکشانها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می‌کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.

 

 

 

 


 

منظومه شمسي

img/daneshnameh_up/c/c3/Solarsystemscale.jpg

 

شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری متشکل از گاز و غبار بین ستاره‌ای ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و ستاره دنباله دار.



img/daneshnameh_up/2/2b/Solarsystem.jpg
img/daneshnameh_up/2/22/Manzoomeshamsi.jpg
میلیونها سال طول کشید تا منظومه
شمسی از ابری متشکل ازگاز و غبار ، پدید آمد.

خانواده منظومه شمسی

تمام اجرام آسمانی که در یک منظومه مداری قرار دارند، تحت تأثیر جاذبه‌ای دو جانبه به دور یک جرم مشترک مرکزی می‌چرخند. در منظومه زمین _ ماه مرکز جرم مشترک در فاصله 4748 کیلومتری (2950مایلی) هسته زمین قرار داشته و از سطح زمین خارج نشده است. در مورد منظومه شمسی ، مرکز جرم مشترک همواره با تغییر موقعیت نسبی سیاره‌ها ، در حال تغییر است. این مرکز در فاصله‌ای حدود 300000 کیلومتر (186000 مایل) خارج از سطح خورشید قرار دارد.

سیارات منظومه شمسی

تمام خصوصیات زیر در مقایسه با زمین می‌باشد

سیاره قطر
استوا
جرم شعاع
مدار
سال روز
عطارد 0.382 0.06 0.38 0.241 58.6
زهره 0.949 0.82 0.72 0.615 -243
زمین 1.00 1.00 1.00 1.00 1.00
مریخ 0.53 0.11 1.52 1.88 1.03
مشتری 11.2 318 5.20 11.86 0.414
زحل 9.41 95 9.54 29.46 0.426
سیاره اورانوس 3.98 14.6 19.22 84.01 0.718
نپتون 3.81 17.2 30.06 164.79 0.671
پلوتون* 0.24 0.0017 39.5 248.5 6.5
سدنا* - - - - -







img/daneshnameh_up/7/7c/Portraitdefamille.jpg
اندازه سیارات نسبت به خورشید و همینطور
محل قرار گرفتن قمرهای سیارات منظومه شمسی


 

 


 

ستاره شناسي

ستاره شناسی چیست؟ آیا آن را می‌توان شاخه‌ای از علوم قرار داد یا بیشتر به فلسفه نزدیک است؟ شاید امروزه ستاره شناسی بخشی از علوم هستند که کاربردهای مستقیمی چون علوم پزشکی و یا مهندسی ندارند) باشد، اما بی گمان در گذشته چنین نبوده است. امروزه ستاره شناسی را بخشی از علوم در نظر می‌گیرند که به مطالعه و درک پدیده‌های آسمانی می‌پردازد.

درک پدیده‌های آسمانی ، بخشی از تلاش سیری ناپذیر انسان در راه درک و شناخت نظم حاکم بر تمام طبیعت چه نقشی در زندگی بشر دارد، بحثی است که، شاید هرگز نتوان پاسخی عینی و مستقیم برای آن یافت. چرا که شاید پاسخ این سؤال خیلی شخصی باشد، اما آنچه مهم است، پاکی ، عظمت و دست نخوردگی اجرام بزرگ و دور دست عالم است که آن قدر وسوسه انگیزند که هر کسی را به مطاله خود فرا می‌خوانند و ستاره شناسی حاصل این فراخوان بزرگ است.



تصویر




تعریف و ارتباط با علوم دیگر

اگر به دنبال یک تعریف مشخص از ستاره شناسی نوین باشیم، می‌توان آن را چنین بیان کرد؛ مطالعه موضع ، ساختار و چگونگی تحول (از آغاز تا پایان) اجرام آسمانی. در این زمینه ، علومی به کمک ستاره شناسی می‌آیند که هر یک پاسخگوی بخشی از پرسشهای این علم هستند. فیزیک بخش عمده‌ای از مشکلات ستاره شناسان را برطرف کنند، شیمی ، ریاضیات و مکانیک نیز از جمله علومی هستند که ارزشهای فراوانی برای ستاره شناسی و ستاره شناسان دارند. در سالهای اخیر حتی علمی مانند زیست شناسی به کمک ستاره شناسی آمده است و بحث موجودات برون زمینی ، مسأله پیدایش حیات و نیز امکان زندگی در دیگر کرات آسمانی ، رابطه روز افزون این دو علم را طلب می‌کند.

سایر علوم ، بخصوص علوم کاربردی (مانند شاخه‌های گوناگون مهندسی) نیز بحث فضاپیماها ، تلسکوپهای زمینی و فضایی غول پیکر را تکمیل می‌کند و از این طریق در گسترش ستاره شناسی قدم بر می‌دارد. رابطه ستاره شناسی و سایر علوم را در ادامه این سلسله مباحث و به تدریج متوجه خواهید شد و بی گمان در ادامه مسیر ستاره شناسی حتما متوجه می‌شوید که در هیچ حالتی قادر به حذف ارتباط یک یا چند رشته از علوم دیگر با ستاره شناسی نخواهید شد.



تصویر
تلسکوپ فضایی هابل




اهداف و سرانجام

اکنون می‌دانید که ستاره شناسی چه هدفی را پیش رو دارد، شناخت اجرام آسمانی. اما سوال اساسی که بسیاری از افراد در ذهن دارند این است که آیا عاقبت ستاره شناسی ، تنها برآوردن نیازهای درونی و حسی افراد را در بر دارد یا آنکه ، فواید دیگری از این علم پر هزینه ، عاید جوامع بشری می‌شود؟ پاسخ دادن به پرسش فوق کار چندان ساده ای نیست. چرا که نیاز به داشتن اطلاعات جامع از علوم مختلف دارد. اما آنچه را که می‌توان بطور حتم و یقین بیان کرد، خدماتی است که ستاره شناسی به فیزیک ارائه کرده است.

اگر فیزیک را به دو بخش فیزیک کلاسیک و فیزیک نوین تقسیم بندی کنیم، برای هر بخش یک مفهوم و یک قانون اساسی می‌توان نام برد. در بخش فیزیک کلاسیک ، قوانین مکانیک نیوتن و در بخش فیزیک مدرن ، قوانین انیشتین (نسبیت خاص و عام) حاکمیت بی رقیبی دارند. در هر دو مورد (قوانین مکانیک نیوتنی و قوانین نسبیتی) بخشی از اثبات قوانین مذکور به عهده ستاره شناسی بوده است.

یعنی قسمتی از قوانین فوق با استفاده از رصدهای نجومی اثبات شده است (اثبات نجومی هر دو قانون را در درسهای آینده ذکر می‌کنیم.) از دیگر خدمات اخترشناسی می‌توان به بحث پیدایش حیات روی زمین اشاره کرد، اینکه آیا بطور کلی حیات سیاره ما زمین منشا آسمانی پاسخگویی آن خواهد پرداخت و کاربردهای دیگر خواهید کرد.



img/daneshnameh_up/a/ad/aristarchus1.jpg
آریستارخوس




ستاره شناس کسیت و چه وظایفی دارد؟

ستاره شناسی را شناختیم، شاید ستاره شناسی تنها علمی باشد که هنوز می‌توان دو بخش حرفه‌ای و آماتور در آن فعالیت کرد. افراد آماتور ، کسانی هستند که بر حسب علاقه به این علم زیبا می‌پردازند و البته تحصیلات عالیه و شغل اصلی آنها در زمینه ستاره شناسی نیست، چنین افرادی در تاریخ نجوم زیاد بوده و هستند. سوزن بان قطار ، پزشک ، رمان نویس ، مدرس علوم دینی ، زمین شناس ، میکروبیولوژیست و ... ، اینها شغل بعضی از افرادی است که به نجوم آماتوری به عنوان یک سرگرمی علمی جدی روی آورده‌اند و پیشرفتهای فراوانی هم در این علم داشته‌اند. و اما ستاره شناس حرفه‌ای کسی است که تحصیلات دانشگاهی او در زمینه شاخه‌های مختلف ستاره شناسی است و به ستاره شناسی به عنوان یک شغل نگاه می‌کند.

ارتباط ستاره شناسی حرفه‌ای و آماتوری

رابطه ستاره شناسی حرفه‌ای وآماتوری نیز در خور توجه است، در ابتدا برای بسیاری این گمان بوجود می‌آید که ستاره شناسی آماتوری ، مغلوب ستاره شناسی حرفه‌ای است و هیچ کاری وجود ندارد، در حالی که قضیه چیز دیگری است. یعنی حیطه فعالیت این دو گروه کاملا از هم جداست و به عبارتی ستاره شناسان آماتور و حرفه‌ای بطور ضمنی باهم در مورد نوع عملکردشان به توافق رسیده‌اند.

بسیاری از دنباله دارها ، سیارکها ، ستارگان انفجاری جدید (نواخترها و ابرنواخترها) توسط ستاره شناسان آماتور کشف شده‌اند. در حالی که این نوع اکتشافات در بخش ستاره شناسی حرفه‌ای یا اصلا انجام نمی‌شود و یا اگر انجام شود کاملا تصادفی است.

 

                                                      محمد ساحلي

سوالات تيزهوشي رياضي

 

                                   به نام خدا

                            سوالات تيزهوشي رياضي

 

۱-  ۳ مداد و ۲دفتر ۲۱۰۰تومان خریدیم . اگر قیمت هر مداد نصف قیمت یک دفتر باشد، قیمت یک دفتر چند تومان است؟

الف: ۴۲۰تومان           ب: ۸۴۰تومان              ج: ۳۰۰ تومان          د: ۶۰۰ تومان

۲- کدام یک از مقادیر زیر بیش تر است؟

الف: ۵ میلی متر           ب: ۰۰۵/۰متر         ج: ۵/۰سانتی متر          د: ۵/۰متر

۳- فاطمه اگر شبی ۲۰ صفحه از کتابش را مطالعه کند ۴۰ از کتاب باقی می ماند ، اگر شبی ۲۵صفحه از همان کتاب را مطالعه کند 10 صفحه باقی می ماند. کتاب او چند صفحه دارد؟

الف:  ۲۳۰                  ب: ۱۴۰                ج: ۱۶۰                        د: ۲۴۰

۴-  اگر محیط مربعی ۳برابر شود، مساحت آن چند برابر می شود؟

الف:۳                         ب: ۹                         ج:۶                            د:۱۲

۵- اکبر و رضا هر کدام ۲۰۰۰تومان دارند. اکبر  چقدر به رضا بدهد تا رضا ۴برابر اکبر پول داشته باشد؟

الف: ۱۰۰۰ تومان        ب: ۴۰۰۰ تومان          ج: ۱۲۰۰۰ریال              د: ۸۰۰تومان

۶- علی ۱۲ روز و حسین ۳ روز کم تر از دو سوم علی در یک کارگاه کار کردند و جمعا ۱۰۲۰۰۰تومان گرفتند . اختلاف پول آن ها چقدر است؟

الف: ۴۲۰۰۰تومان         ب: ۳۲۰۰۰ تومان       د: ۷۲۰۰۰ تومان       د: ۴۸۰۰۰ تومان

۷-  اگر نصف پول احمد ۴۸۰۰تومان از ثلث پولش بیش تر باشد، تمام پول او چقدر است؟

الف:۹۶۰۰ تومان        ب: ۲۸۸۰۰ تومان      ج: ۱۴۴۰۰تومان       د: ۲۴۰۰تومان

۸- مساحت زمینی ۱۲ هکتار است . اگر عرض زمین ۲۰۰ متر باشد ، محیط این زمین چند متر است؟

الف:  ۱۲۰۰                ب: ۱۲۰۰۰۰              ج: ۱۶۰۰               د: ۱۶۰۰۰۰

۹-  علی ساعت ۳۵          ۱۰ شب خوابید و در ساعت۲۵         ۵ از خواب بیدار شد . او چه مدت خواب بوده است؟

الف: ۳۵       ۵            ب: ۴۰      ۱۵            ج:  ۵۰        ۶          د: ۵۰          ۷

۱۰- چند تا یک هشتم می شود ۸۷۵/۰؟

الف: ۵تا               ب: ۶تا                      ج: ۷ تا                     د: ۸ تا

۱۱- بین اعداد ۱۰۰ تا ۱۳۰ چند عدد وجود دارد که هم بر ۳ و هم  بر۶بخش پذیر باشد؟

الف: ۵ عدد                      ب: ۶ عدد                  ج: ۷ عدد                د: ۲عدد

1- باقی مانده کدام یک از اعداد زیر بر 9 برابر 5 است ؟

1 ) 1                 2 ) 5555                   3) 1235                         4)1720

2- اگر 379 تومان را بین 5 نفر به طور مساوی تقسیم کنیم چند تومان باقی می ماند

 1) 1                      2) 2                        3 ) 3                    4) 4

3- اختلاف کوچکترین عدد چهار رقمی که بر 3 و 9 بخش پذیر باشد و بزرگترین عدد سه رقمی که بر 3 و 5 و 9 بخش پذیر باشد چند است ؟

1) 18                         2) 12                                3) 9                          4) 56

4- مجموع رقم های عددی 125 است . باقیمانده ی آن عدد بر 3 و 9 به ترتیب کدام عدد ها می باشد ؟

1) ( 2 و 8 )          2) (2 و 2 )                 3) ( 2 و 5 )               4) ( 0 و 8 )

5- بزرگترین عدد سه رقمی کوچک تر از 200 که بر 9 و 3 بخش پذیر است کدام عدد می باشد 1) 198                      2 ) 180                           3) 189                         4 ) 199

6- کوچکترین عدد چهار رقمی را که بر 6 بخش پذیر است مشخص کنید؟

1 ) 1000                2) 1002                       3) 1005                           4) 1008

7- کدام یک از عددهای زیر هم بر 2 هم بر 3 و هم بر 5 بخش پذیر است ؟

1) 486                  2) 950                         3) 870                             4) 936

 8- به عدد 7001 چند واحد اضافه کنیم تا بر 5 بخش پذیر باشد.

1 ) 6                   2) 7                           3) 8                                 4) 9

9- چه عددی بر ده بخش پذیر است ؟

1) 6                   2) 2                          3) صفر                            4) 3

10- باقی مانده ی تقسیم عبارت ( 333 + 999 + 777 + 13587 + 111 + 555 ) بر 3 کدام است ؟

1) 1                 2) 2                           3) صفر                           4) 3 

11- داخل چه رقمی  قرار دهیم تا عدد حاصل بر 6 بخش پذیر شود ؟

137

1) 6                          2 ) 1                       3) 4                        4) 2

12- باقیمانده ی کدام یک از اعداد زیر بر 9 مساوی 8 است ؟

1) 558             2) 431                          3 ) 785                        4) 697

13- اگر در یک عمل تقسیم ، از مقسوم علیه کوچکتر باشد ، باقیمانده برابر با ........................... است .

1) صفر            2) مقسوم علیه           3) مقسوم                4) خارج قسمت

14- باقیمانده ی تقسیم عدد 115 + 114 + 113 + 112 + 111 بر 5 چیست ؟

1) صفر                 2) 1                                 3) 2                                 4) 3

15- باقیمانده ی تقسیم ( 13579 + 999 + 777 + 555 + 333 + 111 ) بر 3 چیست ؟

1) صفر               2) 1                        3) 2                4) نمی توان تعیین کرد

اگر عدد 32000 را 320 بنویسیم چه تغییری در آن داده ایم ؟

1) 100 تا کم داریم        2) 100 برابر کوچک کرده ایم

3) 200 تا کم کرده ایم                          4) 200 برابر کوچک کرده ایم

 17- عدد 18 را در چه عددی ضرب کنیم حاصل ضرب برابر مجموع دو عدد 72 و 54 شود ؟

1  (   6                         2) 7                             3) 8                      4) 9 

18- مجموع ارقام کوچکترین عدد چهار رقمی که هم بر 3 و هم بر 2 بخش پذیر باشد کدام است ؟

1 ) 1                       2) 2                            3) 3                       4)6
19- کدام یک از اعداد زیر بر 2 و 5 و 9
 بخشپذیرند ؟

1) 2835                 2) 9432                     3) 4410                    4) 43210

 20- یکان حاصلضرب 14 × 13 × 12 × 11 کدام است ؟

1) 2                    2) 4                          3) 6                        4) 8

21- رقم یکان حاصلضرب 13 × 12 × 11 × 10 × 9 × 8   کدام است ؟

1) صفر                  2) 2                         3) 4                               4) 7

22- باقیمانده ی  تقسیم یک عدد چهار رقمی بر 9 برابر 5 است . اگر ارقام این عدد چهاررقمی را بر عکس بنویسیم باقیمانده عدد حاصل بر 9 چند خواهد بود ؟

1) 0                        2) 2                           3) 3                              4) 5  

23- هر یک از اعداد زیر بر 7 بخش پذیر ند کدام یک از آنها بر 21 هم بخش پذیر است؟

1) 7511                  2) 882                       3) 1463                           4 )2275

24- کدام یک از اعداد زیر بر 4 بخش پذیر است ؟

1)4194                 2) 5026                  3)8902                     4)3444

25- اگر عدد زوجی را در 3 ضرب کنیم حاصل ضرب همراه بر چه عددی بخش پذیر است ؟

1)9                      2) 12                       3)6                         4) 18

                                                                           

                                                   محمد ساحلي 

توت‌فرنگی *

توت‌فرنگی (با نام‌های: چیلک یا چیالک جنگلی، چَلَم و شالکَه) گیاهی نهان‌دانه از تیرهٔ گل سرخ است. رشد این گیاه در آب و هوای معتدل گرم و در بستر غنی از گیاخاک و خاک اسیدی بسیار خوب است. گل‌های توت‌فرنگی نسبت به سرما به شدت حساس هستند ولی عطر و طعم نهنج (قسمت خوراکی گیاه) با انجماد از بین نمی‌رود.[۱]

توت فرنگی به‌دلیل دارا بودن فیتو کمیکال، اثرات مثبت بسیاری بر روی مغز می‌گذارد و می‌تواند اثرات نامطلوب پیری بر مغز را کاهش دهد.


                                                             هادی عبداللهی     



جعفر خان زند *

جعفر خان پسر صادق‌خان زند و پدر لطفعلی‌خان زند، ششمین پادشاه دودمان زند بود.

او چندی فرمانروی بخش‌هایی از ایران مرکزی و جنوبی را در دست داشت و سرانجام در جنگ قدرت میان دودمان زند در شیراز و در حالی که بر تخت بیماری بود کشته شد. او را با وجود توانایی جنگی اش ترسو خوانده اند. وی واپسین فرمانروای زند پیش از پسرش بود.

جعفرخان زند
دورانپادشاه زندیان ۱۲۰۱-۱۲۰۳
پیش ازصیدمرادخان زند
پس ازعلیمرادخان زند
دودمانزندیان
پدرصادق‌خان زند
فرزندانلطفعلی‌خان زند

                                                                                           هادی عبداللهی

صادق‌خان زند *

صادق خان برادر تنی کریم خان زند، چهارمین پادشاه دودمان زند و پدر بزرگ لطفعلی خان زند بود.

وی در کرمان فرمانروایی به راه انداخته بود و دعوی پادشاهی داشت. با ترور زکی خان خود را به شیراز رساند و فرمانروایی را به دست گرفت. ولی از علیمرادخان شکست خورد و به قتل رسیدو به روایتی خودکشی کرد.

وی که مردی دلاور بود پس از مرگ کریم خان و در جنگ قدرت میان خاندان زند در آغاز نابینا و چندی بعد کشته شد.

صادق‌خان زند
دورانپادشاه زندیان از ۱۱۹۳ تا ۱۱۹۶
پیش ازعلیمرادخان زند
پس ازابوالفتح‌خان زند
دودماندودمان زند
فرزندانجعفرخان زند


                                                                    هادی عبداللهی

لُطفعَلی خان زند *

لُطفعَلی خان زند (۱۱۴۸-۱۱۷۳ خورشیدی) واپسین فرمانروای زند بود که میان سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی (۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ قمری) بر سر پادشاهی با هماورد نیرومندش آغا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او پرونده دودمان زند نیز بسته شد.

وی پسر جعفرخان زند و نوه صادق خان زند برادر بنیان‌گذار فرمانروایی زندیان کریمخان زند وکیل الرعایا بود. وی دارای ویژگیهای برجسته بسیاری چون خوش‌سیمایی، دلاوری، نیرومندی و هوش سرشار بود. وی از ادب و شعر هم بی‌بهره نبود.

لُطفعَلی خان زند
Lotf Ali Khan.jpg
دورانواپسین فرمانروای زند
تاجگذاری۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی
۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ قمری)
زادروز۱۱۴۸ خورشیدی
زادگاهشیراز
مرگ۱۱۷۳ خورشیدی
محل مرگتهران
آرامگاهامامزاده زید در بازار قدیمی تهران
پیش ازآغامحمدخان قاجار
پس ازصیدمرادخان زند
دودمانزند
پدرجعفرخان زند
دینمسلمان (شیعه)




                                                 هادی عبداللهی      

شاهرُخ‌میرزا *

شاهرُخ‌میرزا یا شاهرخ افشار (۱۱۱۲ تا ۱۱۷۵) چهارمین پادشاه دودمان افشاریان ایران بود. وی بزرگترین فرزند رضا‌قلی‌میرزا، ولیعد نادرشاه بود. شاهرخ‌میرزا که از ۱۱۲۷ تا ۱۱۲۹ خورشیدی (۲ سال) بر ایران پادشاهی کرد، جانشین ابراهیم‌شاه بود. همچنین شاهرخ‌میرزا از ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۴ خورشیدی (۱۲۱۰ ق.) فقط حاکم مشهد بود.

پس از قتل نادرشاه در قوچان به سال ۱۱۲۶، عادل‌شاه برادرزادهٔ نادر به تخت پادشاهی نشست. وی تمام فرزندان و بازماندگان نادر - به استثنای شاهرخ - را کشت. عادل‌شاه یکسال حکومت کرد تا اینکه برادرش ابراهیم شاه او را کنار زد. ابراهیم شاه نیز برکنار شد و شاهرخ جوان جای او را گرفت ولی او چندان خوش اقبال نبود چرا که پس از مدتی کوتاه به خاطر شورشی در مشهد دستگیر و نابینا شد ولی دوباره نجات یافت و با حالت کوری تا آغاز حکومت آقا محمدخان قاجار به حکومت محدود و ظاهری خود در مشهد ادامه داد. وی سرانجام به خاطر شکنجه‌های آقا محمدخان که برای فاش کردن جواهرات نادری صورت گرفت، جان سپرد. از فرزندان او نادر میرزا و نصرالله میرزا بودند.


هادی عبداللهی


ابراهیم‌شاه *

ابراهیم‌شاه سومین پادشاه دودمان افشاریان ایران بود.

ابراهیم‌شاه تنها چند ماه در سال ۱۱۲۷ خورشیدی پادشاهی کرد.

او جانشین عادل‌شاه افشار بود.

ابراهیم‌شاه فرزند ابراهیم‌خان و برادرزاده نادر بود.وی تمام حکومت خود را در استرآباد طی کرد.


هادی عبداللهی





عادل شاه

عادل شاه افشار (مرگ ۱۱۲۷) دومین پادشاه دودمان افشاریه ایران بود. وی برادرزاده نادرشاه بود و پس از قتل وی در قوچان، بیشتر فرزندان نادر، از جمله رضاقلی میرزا و نصراللّه میرزا را به قتل رساند. تنها شاهرخ میرزا، فرزند رضاقلی را به قتل نرساند.

عادل‌شاه افشار که از ۱۱۲۶ تا ۱۱۲۷ خورشیدی (۱ سال) پادشاهی کرد، جانشین نادرشاه افشار بود. عادل‌شاه فرزند ابراهیم‌خان (برادر نادر) بود. عادل شاه زمانی که به قدرت رسید ۲۴ ساله بود. پس از قتل نادر در اعلامیه‌ای که صادر کرد مسئولیت قتل نادر را بر عهده گرفت.

او خزائن نادرشاه را از کلات به مشهد انتقال داد که در حدود پانزده کرور بود (هر کرور ۵۰۰ هزار تومان) و همه را به اطرافیان بخشید.

در این زمان ابراهیم‌خان، برادر وی که در نواحی مرکزی و جنوبی و غربی حکومت می‌کرد، اعلام استقلال کرد و برای سرکوبی برادرش حرکت کرد.

دو برادر در فاصله میان سلطانیه و زنجان به هم رسیدند، در این نبرد عادل شاه شکست خورد، بسیاری از سپاهیانش به ابراهین خان پیوسته، بقیه متفرق شدند.

عادل شاه به تهران گریخت، اما دستگیر، و به دستور ابراهیم خان کور شد.

سرانجام، شاهرخ میرزا، او را به دست زنان حرم سپرد و آنان از فرط خشم قطعه قطعه‌اش کردند.



      هادی  عبداللهی



دولت موقت ایران

دولت موقت ایران
→
۱۹۷۹ ←

پرچم

سرود
ای ایران (غیر رسمی)
پایتخت تهران
زبان‌(ها) فارسی
دولت دولت موقت
رهبر
 - ۱۹۷۹ روح‌الله خمینی
نخست وزیر
 - ۱۹۷۹ مهدی بازرگان
تاریخچه

[[Category:کشورهای با عمر کوتاه|ایران, ۱۹۷۹]]

 - انقلاب ۱۳۵۷ ایران ۱۹۷۹
 - گروگان‌گیری در سفارت آمریکا ۱۹۷۹
 - استعفای دولت موقت ۱۹۷۹

 

رضا نمدکلاهی

دودمان پهلوی

دولت شاهنشاهی ایران
→
۱۹۲۵–۱۹۷۹ ←
پرچم نشان نظامی
سرود
سرود شاهنشاهی ایران
پایتخت تهران
زبان‌(ها) فارسی
دولت پادشاهی مشروطه تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی

اقتدار گرایی تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی

شاه
 - ۱۹۲۵ - ۱۹۴۱ رضا شاه پهلوی
 - ۱۹۴۱ - ۱۹۷۹ محمد رضا شاه پهلوی
نخست وزیر
 - ۱۹۲۵ - ۱۹۲۶ محمد علی فروغی (نخستین)
 - ۱۹۷۹ شاپور بختیار (واپسین)
تاریخچه
 - آغاز سلسله پهلوی ۱۹۲۵
 - اشغال ایران در جنگ جهانی دوم ۱۹۴۱
 - کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳

 - انقلاب ۱۳۵۷ ایران

۱۹۷۹

نگاره رسمی محمدرضا پهلوی در روز تاجگذاری.

 

رضا نمدکلاهی

قاجاریان

دولت علیّه ایران
→
۱۷۸۵–۱۹۲۵ ←
پرچم نشان نظامی
سرود
سلامتی شاه
نقشه ایران تحت سلسله قاجار در قرن ۱۹.
پایتخت تهران
زبان‌(ها) فارسی
دولت سلطنت مطلقه تا ۱۹۰۶

سلطنت مشروطه تا ۱۹۲۵

شاه
 - ۱۷۹۴-۱۷۹۷ آقا محمد خان قاجار (اولین)
 - ۱۹۰۹-۱۹۲۵ احمد شاه قاجار (آخرین)
نخست وزیر
 - ۱۹۰۶ میرزا نصرالله خان (اولین)
 - ۱۹۲۳-۱۹۲۵ رضا خان میر پنج (آخرین)
تاریخچه
 - آغاز سلسله قاجار ۱۷۸۵
 - عهدنامه گلستان ۱۸۱۳
 - عهدنامه ترکمانچای ۱۸۲۸
 - انقلاب مشروطه ۱۹۰۶
 - آغاز سلسله پهلوی ۱۹۲۵
یکا پول تومان
امروزه بخشی از Flag of Afghanistan.svg افغانستان
Flag of Armenia.svg ارمنستان
Flag of Azerbaijan.svg جمهوری آذربایجان
Flag of Georgia.svg گرجستان
Flag of Iran.svg ایران
Flag of Pakistan.svg پاکستان
Flag of Turkmenistan.svg ترکمنستان
Flag of Turkey.svg ترکیه

شاهان قاجار

ترتیب نگاره نام آغاز پادشاهی پایان پادشاهی مدت شاهی
۱. Mohammad Khan Qajar.jpg آقامحمد خان ۱۱۷۰ ۱۱۷۵ ۵ سال
۲. فتحعلیشاه.jpg فتحعلی شاه ۱۱۷۶ ۱۲۱۳ ۳۶ سال و ۸ ماه
۳. Mohammadshah.jpg محمد شاه ۱۲۱۳ ۱۲۲۷ ۱۴ سال
۴. Nasir ad-Din Nadar.jpg ناصرالدین شاه ۱۲۲۷ ۱۲۷۵ ۴۸ سال
۵. Mozafaredin shah qajar.jpeg مظفرالدین شاه ۱۲۷۵ ۱۲۸۵ ۱۰ سال
۶. محمدعلی شاه.jpg محمدعلی شاه ۱۲۸۵ ۱۲۸۸ ۳ سال
۷. AhmadShahQajar2.jpg احمد شاه ۱۲۸۸ ۱۳۰۴ ۱۶ سال

 

رضا نمدکلاهی

 

سلسله زندیه
→
۱۱۶۳/۱۷۵۰–۱۲۰۹/۱۷۹۴ ←
پرچم نشان نظامی
پایتخت شیراز، کرمان
زبان‌(ها) فارسی
دولت پادشاهی
شاه
 - ۱۷۵۰-۱۷۷۹ کریم‌خان زند (اولین)
 - ۱۷۸۹-۱۷۹۴ لطفعلی‌خان زند (آخرین)
تاریخچه
 - تأسیس ۱۱۶۳/۱۷۵۰
 - انقراض ۱۲۰۹/۱۷۹۴

 

مسجد وکیل در شهر شیراز یادگار کریم خان زند

 

 

رضا نمدکلاهی

افشاریان (سلسلهٔ افشار)
پادشاهی
→
 
→
۱۱۴۸/۱۷۳۶–۱۱۶۳/۱۷۹۶ ←
 
←
 
←
پرچم نشان نظامی
پهناوری پادشاهی افشاریان
پایتخت مشهد, استرآباد
زبان‌(ها) فارسی
دین اسلام تشیع
ساختار سیاسی پادشاهی
شاه
 - ۱۱۴۸-۱۱۶۰ نادرشاه
عادل‌شاه
ابراهیم‌شاه
شاهرخ‌میرزا
تاریخچه
 - تأسیس ۱۱۴۸/۱۷۳۶
 - انقراض ۱۱۶۳/۱۷۹۶

 

 

 

رضا نمدکلاهی

صفویان

سلسلهٔ صفویان ایران
صفویه
پادشاهی
→
 
→
 
→
 
→
۹۰۷–۱۱۳۵ ←
 
←
پرچم نشان نظامی
پهناوری پادشاهی صفویان در بازه‌های زمانی گوناگون
ممالک ایران سال ۱۷۲۹ میلادی
پایتخت تبریز
پایتخت تغییر یافته قزوین و اصفهان
زبان‌(ها) فارسی
دین اسلام تشیع
ساختار سیاسی پادشاهی
شاه شاه اسماعیل صفوی
شاه تهماسب یکم
شاه عباس یکم
شاه سلطان حسین
تاریخچه
 - تأسیس ۹۰۷
 - انقراض ۱۱۳۵

صفوی، صفویه یا صفویان دودمانی ایرانی و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) [۱]بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغان‌ها شکست خورد.[۲][۳]

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدید آوردند.[۴]

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۵] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در غرب و با ازبکها در شرق کشور رخ داد که علت این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.[۶]

ایران در دوره صفوی در زمینه مسائل نظامی، فقه شیعه، و هنر (معماری، خوشنویسی، و نقاشی) پیشرفت شایانی نمود. از سرداران جنگی نامدار این دوره می‌توان قرچقای خان، الله‌وردی خان، و امامقلی خان را نام برد که هر سه از سرداران شاه عباس یکم بودند. از فقیهان و دانشمندان نامی در این دوره میرداماد، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصدرا، و علامه مجلسی نام‌ور هستند. هنرمندان نامدار این دوره نیز رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، و آقامیرک هستند.[۷] ولی از دیدگاه ادبی، در دوره صفویه شاعر یا نویسنده بزرگی از ایران برنخاست و تنها در زمینه ادبیات شیعی و مرثیه‌سرایی آثاری درخور توجه پدید آمد.[۳]

صفویان همواره بزرگترین سد در برابر ترکان عثمانی بودند و اندیشه‌ی بازپس‌گیری مرزهای هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان را داشتند. صفویان در جنگ‌های خود با عثمانی‌ها همواره با نام ایران می‌جنگیدند. ترکان عثمانی تا پیش از بیرون رانده شدنشان به دست شاه عباس بزرگ، آذربایجان و قفقاز را به اشغال درآورده و از مردمان این سامان کشتار فراوانی کردند. صفویان فرهنگ، هنر، موسیقی، معماری ایرانی و ادبیات پارسی را گسترش می‌دادند و سرانجام شاه عباس پایتخت خود را به اصفهان جابجا کرد.[۸]

نقشه ایران تهیه شده در سال ۱۰۷۹ خورشیدی
 

 

رضا نمدکلاهی

صِیدمُرادخان زند*

صِیدمُرادخان زند هفتمین پادشاه دودمان زند ایران بود.

صیدمرادخان زند که از ۱۱۶۷ تا ۱۱۶۸ خورشیدی (۱ سال) پادشاهی کرد جانشین جعفرخان زند بود.

صیدمرادخان زند فرزند خدامرادخان بود.

صِیدمُرادخان زند
دورانهفتمین پادشاه زندیان
از ۱۱۶۷ تا ۱۱۶۸ خورشیدی
پیش ازلطفعلی‌خان زند
پس ازجعفرخان زند
دودماندودمان زند
پدرخدامرادخان



                                                             هادی عبداللهی