كرامت انسان
امام صادق(ع) دوستي داشت. او هميشه در خدمت امام(ع) بود و ايشان را همراهي ميكرد. روزي همراه هم وارد بازار شدند. دوست امام(ع)، خدمت کارش را هم با خود آورده بود. مدّتي در بازار گشتند و آنچه ميبايست خريدند. ناگاه دوست امام(ع) خدمت کارش را گم كرد، امّا زود او را يافت. به او دشنام داد و حرام زادهاش خواند.
امام صادق(ع) بسيار تعجب كرد. از کار دوست خود ناراحت شد و به او اعتراض کرد.
دوست امام(ع) گفت: او كافر و از پدر و مادری كافر به دنيا آمده است.
امام(ع) فرمود: آنان به هر ديني كه باشند، مطابق آن ازدواج كردهاند. او خدمت کاری حلالزاده است. تو حقّ نداشتي به او دشنام بدهي. بعد از آن، ديگر كسي آن دو را با يكديگر نديد.
رضا نمدکلاهی![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط کارگروه نخبگان
|