مادر! غریبه نیستم، آغوش باز کن

دست از کفن به سوی من امشب دراز کن

ده ساله آرزوی سفر کرده‏ی توام

برخیز و سفره‏ی دل پر درد باز کن

آورده‏ام برای تو سوغات جا نماز

برخیز و شادمانه دو رکعت نماز کن

با بوسه‏های گرم خود، ای آبروی عشق!

چشمان شرمسار مرا سر فراز کن

آتش گرفته‏ام سر خاک تو ای عزیز!

فکری به حال این همه سوز و گداز کن

رضا نمدکلاهی