مادر!
مادر! غریبه نیستم، آغوش باز کن
دست از کفن به سوی من امشب دراز کن
ده ساله آرزوی سفر کردهی توام
برخیز و سفرهی دل پر درد باز کن
آوردهام برای تو سوغات جا نماز
برخیز و شادمانه دو رکعت نماز کن
با بوسههای گرم خود، ای آبروی عشق!
چشمان شرمسار مرا سر فراز کن
آتش گرفتهام سر خاک تو ای عزیز!
فکری به حال این همه سوز و گداز کن
رضا نمدکلاهی![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت توسط کارگروه نخبگان
|